اتومبیل ،هواپیما ،عینک ، رادیو ، روزنامه ،تلویزیون ، سینما و ……همگی آرام آرام جای خود را در زندگی مردم باز کردند . اما ما همواره با یک دیر کرد زمانی متقاعد به بهره وری از آن شدیم و از این جهت دچار خسارت و هم موجب عقب ماندن از قافله شدیم ….این داستان اکنون نیز ادامه دارد.
اینترنت تازه ترین دستا ورد بشری و آخرین عضو خانواده بزرگ تکنولوژی ،اینک تاثیرات خود را بر همه شوون زندگی جوامع انسانی آشکار کرده است و می رود تا این پدیده تازه و البته همه گیر، پختگی ها و کار آیی های بیشتری را در راه داشته باشد. واقعیت این است که موضوع گسترش اینترنت در کشور به هیچ وجه با نوع نگاهی که در گذشته به این شبکه می شد قابل مقایسه نیست. تا سالها قبل اینترنت و کامپیوتر مانند وسیله ای لوکس تلقی می شد که عمدتا افراد متول و یا نیازمند به سطح خاصی از خدمات از آن استفاده می کردند. اما به مرور و با فهمی که نسبت به مزایای اینترنت و بهره گیری از ابزارهای کامپیوتر در جامعه بین المللی و باتبع در جامعه ایران به وجود آمد هم اکنون حذف اینترنت و کامپیوتر از زندگی افراد جامعه ما در بسیاری از مراکز عملا با قطع خدمات و در بخش دیگری با کاهش شدید کارایی مواجه خواهد شد. از این منظر توجه به توسعه اینترنت در کشور به عنوان یک موضوع کلیدی و ضروری اهمیت می یابد در عین حال وجود مطالب بسیار متنوع که بخشی از آن نه تنها مفید به فایده نبوده بلکه با خطوط کلی سیاستهای فرهنگی ، اجتماعی و امنیتی بسیاری از کشورها و بویژه کشوری چون ایران اسلامی ما در تضاد است ، لزوم کنترل ارائه و دسترسی به این گونه اطلاعات را گوشزد می نماید .در این مقاله نگاهی داریم به بحث کنترل یا فیلترینگ اینترنت که از نظر می گذرد.
تاریخچه اینترنت :
اینترنت این بزرگراه مرعوب کننده در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا ) متولد شد . نام دوران کودکی اینتر نت آرپانت (ARPANET)بود که در بدو تولد یعنی در سال 1969بر آن نهاده شد . آرپانت به عنوان شالوده اصلی اینترنت بر آن بود تا خود را به شبکه های رادیویی و ماهواره ای وقت و همچنین به کامپیوترهای دیگر متصل کند و کار پژوهشها ی مربوط به وزارت دفاع آمریکا را با سرعت وکیفیت بهتر به انجام برساند .آرپانت یا همان اینترنت جوان ،خط تماس الکترونیک ومحرمانه دست اندرکاران وزارت دفاع آمریکا و پژوهشگران بوده است .آن چه امروز به نام پست الکترونیک(E-mail)مطرح شده و یکی از خدمات رایج اینترنت محسوب می گردد،محصول همان دوران تماس کارشناسان نظامی و کامپیوتر ها در آرپانت است .
اینترنت تا سال 1983 کمتر از پانصد کامپیوتر میزبان (HOST computer)داشت و این کامپیوترها عمدتا در آزما یشگاههای نظامی و بخشهای کامپیوتری آمریکا قرار داشت . اماچهارسال بعد در سال 1978 اینترنت درصدها دانشگاه و آزمایشگاه پژوهشی ،صاحب 28هزار کامپیوتر میزبان شد. وروز به روزنیز بر تعداد آن افزوده شده و پیش بینی می شود تا سال 2010 تعداد مشتر کان به یک میلیارد نفربرسد .
اما اتفاق دیگر ی که باعث شد اینترنت پوسته نظامی و دانشگاهی خود را بشکافد بروز پدیده ' مولتی مدیا' multi mediaیا همان رسانه چند کاره بود .استفاده از نرم افزار های خاص به استفاده کننده گان از اینترنت امکان داد تا به طور همزمان از تصویر ،صدا و نوشتار استفاده کنند . کاری که قبلا متصور نبود . قبلا خط از رسانه نوشتاری می آمد ،صدا از رسانه های شنیداری و تصویر از رسانه های دیداری ،اما حال همه اینها از طریق یک سیستم قابل دریافت بود.
وضیعت اینترنت در ایران :
اینترنت در ایران هر روز فراگیر تر میشود ،در حالی که 20 سال طول کشید تا رادیو به ایران بیاید ،30 سال طول کشید تا سینما در ایران ساخته شود و یا 13 سال پس از تولید تلویزیون ایرانیان نیز این جعبه جادویی را به خانه های خود بردند ،اینترنت به فاصله اندکی از عمومی شدن ،به ایران آمد . به طوری که از زمانی که پژوهشگران ایرانی در سال 1370 برای اولین بار در ایران توسط مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی به اینترنت متصل شدند 15 سال می گذرد. از آن زمان تاکنون اینترنت نه تنها در کشور ما بلکه در سایر کشور های جهان به صورت انفجاری رشد کرده است . به طوری که اکنون ضریب نفوذ اینترنت در ایران از متوسط آسیا بالاتر رفته و درخا ورمیانه نیز به مقام اول دست یافته است . با این حال ،ایران برای رسیدن به جایگاه مناسب در دسترسی به اینترنت ،هنوز باید گامهای بلندی بردارد . شمار کاربران اینترنت در ایران در سال 1994 از 250 نفر فراتر نمی رفت اما اکنون بیش از 5/2 میلیون ایرانی به صورت دائم و 5/3 میلیون نفر به صورت کاربر غیر دائم از اینترنت استفاده می کنند . به این ترتیب ضریب نفوذ اینترنت که از صفر در سال 1994 به 3/5 در سال 2003 افزایش یافت با سرعت درایران درحال افزایش است .
فیلترینگ اینترنت :
همانگونه که ذکر شد فضای اینترنت پر از مطالبی است که با خطوط کلی فرهنگی- اجتماعی و سیاسی - امنیتی کشورهای مختلف در تعارض است . بنابراین در کشورهای مختلف تمهیدات متفاوتی را جهت جلوگیری از سوء استفاده از این مطالب به کار می گیرند .
برای مثال فیلترینگ سایتهای مخل امنیت در بیشتر کشورهای جهان قانونی بوده و حتی در برنامهی اصول جامعهی اطلاعاتی به کشورها اجازه داده شده که در موارد خاص بتوانند برخی سایتها را فیلتر نمایند. در بیشتر کشورهای پیشرفته نیز با وجود قوانین مبین آزادی بیان، بسیاری از سایتهای مروج خودکشی، قاچاق، تجارت کثیف و نظایر آن فیلتر میشوند .
اينترنت که مجموعهاي از شبکههاي کوچک به هم پيوستهاست، طی 10 سال اخير درتمام دنیا رشد عجيبي داشته است و به دليل ذات آنارشیستی (بدون سر) آن، کسي حاکم آن نيست و هر کسي مي تواند اطلاعات مورد علاقه خود را در اختيار ديگران قرار دهد و یا از اطلاعات دیگران استفاده کند. پیشتر سانسور بر متون چاپی اعمال می شد و اکنون با گسترش اطلاع رسانی از طریق اینترنت حیطه سانسور به متون در دنیای مجازی نیز کشیده شده است. تفاوت سانسور اینترنت با چاپ های کاغذی در این است که نشر اطلاعات بر روی اینترنت بسیار آسان تر و سریع تر است و هر کس می تواند عقاید خود را به راحتی بر روی این شبکه قرار دهد و یا از اطلاعات بسیار زیاد آن استفاده کند که سرعت این انتشار خود عاملی است که به پیشرفت سریع علم نیز کمک می کند.
همانگونه که می دانید خاستگاه اینترنت, جوامع غربى توسعه یافتهاى هستند كه توان كنترل این تكنولوژى نوین را كسب كرده یا مدام در حال كسب آن هستند. حجم بالاى مطالب غیر اخلاقى در شبكه اینترنت, جوامع امریكایى و اروپایى را بر آن داشتـه است تا براى حفظ سلامت اخلاق, كمك به تداوم خانواده و رعایت هنجار و عرفهـاى جامعه همزمان با تلاش براى توسعه و بهرهگیرى از اینترنت, بـه فكر مقابـه با سوى دیگر این تكنولوژى كه تهدید كننده است, باشند .چنین تفكرى موجب شده تا این جـوامع در كنار دسترسى همگانى به جریان آزاد اطلاعات, از انواع نرم افزارهاى فیلترینگ, متناسب با موضوع مورد نظر استفاده كنند. به عنوان مثال پدر یك خانواده براى مصون ماندن فرزندانش از سایتهاى غیراخلاقى, تبعیض نژادى و غیره مىتواند نرمافزارى تهیه و روى كامپیوتر خانگى خود نصب كند. این الگو در سطوح متفاوتى از جامعه قابل اجرا است, مدارس, كتابخانهها, شركـتهاى دولتى و خصوصى و خلاصه تمام كسانى كه به نوعى با شبكه اینترنت كار مىكنند,مىتوانند با انتخاب فیلترى متناسب با نیاز خود, تهدیدهاى بالقوه و بالفعل اینترنت راخنثى كنند. چنین روشى در اعمال فیلترینگ را فیلترگذارى از پایین به بالا مىنامند. در واقع در این روش, كاربران در انتخاب نرمافزار مورد نظر, مختارند. در كنار این جوامع كه از فیلترینگ پایین به بالا استفاده مىكنند, جوامعى نیز وجود دارند كه براساس مصالح خود در فضاى مجازى و شبكه اینترنت از بالا به پایین اعمال فیلتر می كنند. كشورهایى چون چین, كوبا, كره شمالى, عربستان و به تازگى ایران, جزو جوامعى محسوب مىشوند كه از روش بالا به پایین بهره مىگیرند. در همین حال كارشناسان ایرانى براى تولید نرمافزارهایى تلاش می کنند كه همچون جوامع توسعه یافته مىتوانند امكان فیلترینگ انتخابى و از پایین به بالا را براى خانوادهها, مدارس, كتابخانهها, مراكز آموزشى و شركتهاى دولتى و خصوصى, ضمن احترام به شعور كاربران, فراهم آورند. یك نمونه از این تولیدات, نرمافزارى است كه درمركـز تحقیقات صنایع انفورماتیك طراحى شده و هم اكنون در دسترس قرار گرفته است .
ابزار فیلترینگ Intelligent Filter مركز تحقیقات صنایع انفورماتیك, یك ابزار هوشمند است كه به طور خودكار براساس یك الگوریتم قابل تنظیم, پایگاه داده خود را مرتبا به روز مىكند و به این ترتیب همزمان با ایجاد سایتهاى ممنوعه و ایجاد ترافیك شبكه بر روى آنها در كوتاهترین زمان ممكن نسبت به فیلتر كردن این سایتها اقدام مىكند.
در حال حاضر همگام با فراگیر شدن اینترنت و رشد روز افزون كاربران در سراسر جهان, مباحث مرتبط با آن نیز مثل فیلترینگ و محدودسازى دسترسى به سایتها, به دغدغه بسیارى از حكومتها و دولتها اعم از توسعه یافته و در حاى توسعه (البته با رویكردهاى مختلف) تبدیل شده است. امروزه سازمانها, شركتها و موسسات بسیارى در دنیا وجود دارند كه برحسب ماموریتها و حیطه كارى خود به دنبال محدودسازى دسترسى به اینترنت هستند; به عنوان مثال, شركتى براى افزایش بهرهورى كارمندانش, سایتهاى سرگرمى را بلوكه مىكند یا كتابخانهها و مدارس! بـــه منظور عدم دسترسى كودكان به مطالب غیراخلاقى, این گونه وب سایتها را فیلتر مىكنند.
شیوه های فیلترینگ :
تکنولوژی فیلتر کردن محتویات اینترنت امکان کنترل دسترسی کاربران به محتویات اینترنت را فراهم میآورد. اگر چه تمرکز اولیه این تکنولوژی در سطح فردی بود ( مثلا به والدین امکان میداد دسترسی کودکان را به مطالب نامناسب محدود سازند.) این تکنولوژی امروزه به طور گسترده ای در سطح سازمانها و کشورها به کار گرفته میشود. برای برخی از سازمانها مثل مدارس، کتابخانه ها و شرکتها کنترل دسترسی به اینترنت یک اولویت مهم تلقی میشود. در سطح ملی نیز به طور فزاینده ای از این تکنولوژی استفاده میشودو دسترسی به برخی از مطالب برای همه افراد ناممکن میشود. در كشورهاى مختلف دنیا فیلترینگ به دو روش انجام مىشود: فیلتر كردن نشانىهاى اینترنتى براساس یك لیست سیاه(در یك پایگاه داده)، و فیلتر كردن براساس محتواى هر صفحه اینترنتی. روش دوم در دنیا به فیلتر محتوا (content filter) معروف است كه براى پهناى باند خیلى بالا قابل انجام نیست . تکنولوژیهای فیلترینگ محتوا مبتنی بر شیوه انسداد فهرستی از وب سایت ها است. این شیوه عمدتا در ترکیب با روشهای انسداد مبتنی بر کلید واژه ها قرار میگیرد تا به طور پویا و فعال محتوا را سانسور کنند. فهرستی از اسامی ( domain) سایتها و آدرس ( url) آنها بررسی و طبقه بندی شده و در اختیار نرم افزار فیلترینگ که تنها میتواند گروه محدودی از سایتها را فیلتر کند قرار میگیرد. زمانی که کاربران تلاش میکنند به یک صفحه اینترنتی دسترسی بیابند، نرم افزار فیلترینگ بانک اطلاعاتی خود را بررسی کرده و دستیابی به صفحاتی را که در آن فهرست هستند محدود میسازد. اگر انسداد با توجه به کلید واژه ها نیز فعال شده باشد، نرم افزار هر صفحه را بررسی کرده و اگر کلمات ممنوعه در آدرس، یا متن صفحه موجود باشد، آن صفحه را مسدود میسازد.
سیستمهای فیلترینگ مستعد دو گونه اشکال ذاتی هستند: "انسداد زیاد"( over-blocking) و "انسداد کم" (under-blocking). تکنولوژیهای فیلترینگ نه تنها گاهی برخی سایتها را به اشتباه فیلتر میکنند، بلکه گاهی بعضی از سایتها از دست شان در میرود. نکته کلیدی محرمانه بودن این فهرست ها است. اگرچه برخی از لیست های همگانی و منتشر شده در این زمینه وجود دارد (معمولا مربوط به سایتهای پورنوگرافيک)، ولی لیست های سياه تجاری و ليست هايي که در سطح ملی مورد استفاده قرار مي گيرند، معمولا سری هستند. لیستهای تجاری طبقه بندی شده معمولا جزو داراییهای معنوی تولیدکنندگان آنها محسوب شده و منتشر نمیشوند. اگرچه برخی از تولیدکنندگان لیست ها امکان کنترل کردن آنلاین اسامی را فراهم آورده اند، اما در کل میتوان گفت که لیست های مورد استفاده برای فیلترینگ محرمانه هستند و برای بررسی و تحلیل مستقل در دسترس نیستند.
فیلترینگ در دنیا :
در تمامی کشورهای جهان، نوع فیلترینگ به شرایط امنیتی و فرهنگی آنها بستگی دارد و به دلیل اینکه اعمال این روش با سلیقههای شخصی درآمیخته است، فیلترینگ به عنوان یک موضوع قابل بحث در تمام کشورها مطرح است فیلتر در حقیقت نرمافزاری است که این امکان را برای کارورزان ایجاد میکند تا سایتهای مشخص مورددار اخلاقی و یا امنیتی و ... را فیلتر نمایند. برخی از سیستم های فیلترینگ به جستوجوی کلمات در آدرسها میپردازند و برخی دیگر در درون متن را نیز جستوجو میکنند تا هنگامی که به کلمهی خاصی برخورد کردند، سایت را به طور کامل فیلتر کنند. در برخی کشورها، دولتها با ارائهی نرمافزارهای فیلترینگ به ISPها، مسوولیت فیلترینگ را بر عهدهی این مراکز میگذارند و در برخی دیگر نیز فیلترینگ را به صورت متمرکز تحت عنوان طرح یکپارچهسازی عملیاتی میکنند.
چالش های سخت و بزرگی در مسیر ایجاد سیاست ها و چهارچوب های قانونی جهت کنترل نحوه استفاده از اینترنت وجود دارد. در ایالات متحده، ده ها سال است که قوانین مربوط به کنترل رسانه های پخش خبر به اجرا گذاشته می شود .
پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001, پاى دولتها و حكومتهاى فراوانى به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان, نقش كشورهاى اروپایى و به ویژه ایالات متحده, پر رنگتر از سایرین بود. ایالات متحده به عنوان پیشروترین كشور دنیا هم در زمینه به كارگیرى و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتواى اینترنتى, پس از حملات 11 سپتامبر, با چالش جدى در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این كشور, قوانین محكمى را در این مورد وضع كرد تا جایى كه حامیان حریم شخصى و آزادىهاى مدنى به اعتراضات گستردهاى علیه دولت بوش دست زدند. آمریكا كه با بیش از 200 میلیون كاربر اینترنتى, از این حیث در جهان ركورددار است, در تاریخ 24اكتبر 2001, قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصویب كرد كه به موجب آن, كنترل و نظارت بر تبادل دادههاى online كاربران, رنگ قانونى به خود مىگرفت; این قانون كه در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود, موجى ازمخالفت و اعتراض را هم در میان جمهورى خواهان و هم در بین دموكراتها برانگیخت. پیادهسازى Patriot Act كه به شدت از سوى دادستانى امریكا دنبال مىشود, در نوامبر 2003 با اعطاى اختیارات بیشتر به پلیس امریكا(FBI) از این نیرو خواست تا كلیه اطلاعات مربوط به كاربران اینترنتى را, حتى بـراى تجقیقات غیررسمى, جمعآورى كند. از سوى دیگر, برخى ایالتهاى امریكا مثل پنسیلوانیا قوانین مخصوص به خود را براى فیلتر كردن محتواى اینترنتى دارند. علاوه بر این, در سال 2000 نیز كلیه كتابخانههاى امریكا موظف شدند براى انجام فعالیتهاى اینترنتى, فیلترهـاى مربوط به تصاویر غیر اخلاقى را در كامپیوترهاى خود نصب كنند. اجراى نامناسب این قانون با عنوان و فیلتر شدن اشتباهى بعضى از سایتها باعث شد تا برخى گروههاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض كنند.
اما قصه فیلترینگ در اروپا و كشورهاى عضو اتحادیه اروپا, داستان دیگرى دارد; فرانسه به عنوان كشورى با تمدن و فرهنگ كهن, براى حفظ ارزشهاى فرهنگى خود, نتایج موتورهاى جستوجوى اینترنتى از جمله Google را دستكارى كرده و به زعم خود, آن را بومى مى كند. علاوه بر این, با وجودى كه تصمیمات اصلى و عمده پیرامون آزادى بیان در اینترنت و حفظ حریم خصوصى افراد در این عرصه, توسط اتحادیه اروپا اتخاذ مىشود, اما كشور فرانسه یكى از معدود اعضاى این اتحادیه است كه در پذیرش آنها مقاومت زیادى كرده و سعى دارد قوانین خود را اجرا كند. در بحث نظارتى نیز, كشور فرانسه با تصویب قانون LSQ در سال 2001, كلیه ISPهاى این كشور را موظف كرد تا فعالیتهاى اینترنتى و پیامهاى پستالكترونیك مشتریان خودرا حداقل به مدت یك سال, ذخیره و نگهدارى كنندهمچنین این قانون به قضات و پلیس این كشور اجازه مىداد تا در پیامهاى شخصى كاربران به منظور كشف یا اثبات جرم, به تفحص بپردازند. اما حیطه فیلترینگ, تنها به موارد فوق خلاصه نمىشود; چه بسیار كشورهایى وجود دارند كه براى دستیابى به منافع سیاسى خود و حفظ قدرت, با كمك ابزارهاى فیلترینگ, جلوى جریان آزاد اطلاعات را مىگیرند و نه تنها به محدودسازى اینترنت مىپردازند, بلكه حتى در بعضى موارد با بهرهگیرى از قوانین مبهم و ناكارآمد, به برخورد قضایى و بازداشت فعالان اینترنتى مبادرت مىكنند در سالهاى اخیر, شركتهاى بزرگى همچون مایكروسافت, یاهو و سیسكوسیستم كه در عرصه تكنولوژیك مطرح هستند, به دلیل فراهم كردن ابزار لازم براى دولتهاى خارجى كه مىخواهند در كاربرى اینترنت, خلل ایجاد كنند, مورد انتقادات شدید قرار گرفتهاند, اما منتقدان مىگویند كه نمىتوانند كارى جز شكایت انجام دهند . منتقدان, مایكروسافت را كه بزرگترین شركت نرمافزارى دنیاست به باد انتقاد و سرزنش گرفتند; این كار زمانى صورت گرفت كه اخبار مربوط به همكارى این شركت با دولت چین براى سانسور شبكه اینترنتى چینى زبان و ابزار وبلاگى جدید این كشور و همچنین فضاى ,MSN انتشار یافت .دولت چیـــــــن در ماه ژوئن اعلام كرد: امروز در چین باید نام هرفردى كه سایت اینترنتى باز مىكند, در فهرست پلیس ثبت شود; بنا براینشواهد, این كار با مشاركت دانشگاه تورنتو, هاروارد و كمبریج انجام پذیرفته است. به گزارش فاكس نیوز روش فیلترینگ اینترنتى چین, پیچیدهترین تلاش در نوع خود در جهان به شمار مىآید.
فیلترینگ و مسائل آن در ایران :
مساله پالايش و يا فيلتر پايگاههاي اينترنتي قدمتي به اندازه ورود اينترنت به ايران دارد. از همان روزهاي نخستين، دولتمردان و انديشمندان بر اين استدلال بودند که همانگونه که حاکميت تکليف نظارت و تاييد سلامت خوراک جسمي افراد جامعه را دارد؛ در حوزه خوراک فکري نيز مسئول است. لکن بي ترديد اعمال حاکميت بر فکر نمي تواند به سادگي اعمال حاکميت بر جسم باشد. به نظر میرسد که عموم فقها مخالف این رسانه نوین نباشند و اصل بر جواز و اباحه است. برای مثال استفاده از ویدیو عموما جایز است و در موارد مشخصی که چنین استفاده ای منافی موازین اسلام باشد استفاده از آن حرام است .
يكي از مهمترين علل گرايش بالاي كاربران اينترنت در ايران به سمت پايگاه هاي فرهنگي جهت دار در جوان بودن ، كمبود اوقات فراغت و کمبود ابزارهايي جهت گذران اين فرصت خالي و ضعف اطلاع رساني و يا نبود پايگاه هاي مناسب در جايگزين شدن بهتر نسبت به پايگاه هاي فيلتر شده است برای حل این معضل در ابتدا بايد صورت مسئله و روش حل را از روان شناسان خبره، اساتيد ارتباطات و فعالان فناوري اطلاعات جويا شد و آنگاه جهت اجرايي كردن مسائل ، بين يكي از دهها راه حل از فيلترينگ استفاده كرد هنوز مرجعي رسمي با تحقيقات كاربردي و ميداني به اين نتيجه نرسيده است كه درصد بالايي از كاربران اينترنت ايران ، از سايتهاي غير اخلاقي يا سياسي ضد نظام و ... در هنگام ورود به شبكه ، استفاده مي كنند. پس اين تفكر كه فيلترينگ زمينه را براي باز شدن حق طبيعي مردم به استفاده سالم از وب فراهم ميكند ، با توجه به 2 اصل گستردگي وب و نياز به كنترل بر اساس فاكتورهاي تربيتي و نه ابزاري ، ذهنيتي كاربردي قلمداد نمي شود و اين راه را براي فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي ديگران كه مي خواهند از وب به عنوان ابزاري تجاري و علمي بهره گيرند ، بسته است . به هر حال راه حلی که برای جامعه اطلاعاتی ایران در هزاره سوم می توان ارائه داد ، باید منطقی تر و واقع بیننانه تر از رفتارهای گذشته باشد. با توجه به عضویت ایران در جامعهی اطلاعاتی جهانی و امضای برنامهی اصول جامعهی اطلاعاتی در اجلاس سران کشورهای جهان در ژنو و تونس و نیز تصویب لایحهی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات درمجلس شورای اسلامی که دسترسی آزاد به اطلاعات برای همگان را قانونی دانسته است؛ تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات برای امور اقتصادی، فرهنگی و آموزشی برای همگان آزاد است، البته براساس ملاحظات امنیتی و اخلاقی ممکن است برخی سایتها فیلتر شوند که فعلا راهکاری برای جلوگیری از آن وجود ندارد.
فیلترینگ در ایران توسط کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ هدایت می شود.این كميته که مركب از نمايندگان وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيما است زیر نظرشورای عالی انقلاب فرهنگی سوده و با مسووليت نماينده وزارت اطلاعات تشكيل شود .
اين كميته مصاديق پايگاههاي اطلاع رساني رايانهاي غير مجاز را تعيين و به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ابلاغ ميكند. در جلسهي مورخ ١٥/٧/٨٢ عضويت نماينده دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نمايندهسازمان تبليغات اسلامي نيز به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد و در اين راستا وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات به عنوان مجري فني فيلترينگ مسوول اجرايي مصوبات اين كميته خواهد بود. ( مشاهده میشود که کمیته متشکل از نهادهای دولتی متعددی است اما نماینده ای از بخش خصوصی فعال صنعت آی تی ایران در آن حضور ندارد ) اعلام موجودیت کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ، نکته ای است که امروز جامعه اطلاعاتی ایران برای شفاف سازی رسانه ای فعالیت های قانونی این نهاد ، بدان نیازمند است . قطعا راه اندازی سایت ویژه ای برای اطلاع رسانی این کمیته و حتی اطلاع رسانی درباره شکایات واصله در مورد فیلترینگ و مسدود شدن سایت های وب فارسی و حتی خارجی ، مسئله ای است که با نیاز سنجی و روش سنجی بهینه باید در صدر اولویت برنامه های آتی این کمیته قرار بگیرد.
امید است موجودیت این کمیته و برنامه های آن ، با اطلاع رسانی دقیق و به موقع در اختیار اصحاب مطبوعات در حوزه آی تی و از همه مهم تر ، در اختیار جامعه میلیونی کاربران شبکه اینترنت کشور قرار بگیرد. البته اعلام پیش شماره فکس ٨٨٤٢٩٢٦٧ برای دریافت شکایات متضرران از فیلترینگ های هوشمند کمیته تعیین مصادیق ، نشان دهنده رویکرد مخاطب مداری فنی کمیته مزبور در برخورد با کاربران صاحب امتیاز سایتهای اینترنتی است. قطعا فعالیت این نهاد و دیگر نهادهای وابسته به عملکرد فیلترینگ این کمیته ، در آینده بیش تر خواهد شد .
اگر چه قانون اساسی جمهوری اسلامی و حتی لایحه جدید آزادی اطلاعات ، فرآیند انتقال اطلاعات و ارتباطات در کشور را آزاد دانسته است ، لکن برخورد با متخلفان و نقض کنندگان حقوق شهروندی در سرزمین دیجیتال ، اصلی است که همگان باید خود را پایبند به آن بدانند. اما از هیچ نهادی قابل قبول نیست که بدون مسئولیت و ماموریت قانونی و تنها بر اساس وظیفه ای که ان را می توان امر به معروف و نهی از منکر اینترنتی ! دانست ، به رفتارهای غیر منطقی روی آورد. پس انتظار می رود مجریان اصلی صنعت نوپای فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران ، با شناختی همه جانبه و دقیق و در عین حال مصلحت اندیشانه، رفتار سازمانی صیانت از مرزهای مجازی کشور را طراحی و پایه ریزی کنند.
مساله فیلترینگ در ایران را می توان به آتش زیر خاکستر تشبیه کرد که نسیمی ملایم کافی است تا خاکستر را کنار زند و شعله های آتش را در بستر آن نمایان کند . گه گداری حرکت هایی اعتراض آمیز توسط وب مسترها و وبلاگ نویس ها آغاز می شود.ولی چون پشتوانه روشن قانونی ندارد راه به جایی نمی برد .پیرامون این مساله حرف و حدیث های زیادی مطرح شده ؛ صاحب نظران مواضع و دیدگاه های مشترکی را اتخاذ کرده اند و متفق القول به فیلترینگ بدون ضابطه معترض بوده اند .فیلترینگ مخصوص ایران نیست و در تمام دنیا اعمال می شود ، اما شیوه اعمال آن هوشمندانه تر و دقیق تر بوده و تنها حوزه هایی مانند: مسائل اخلاقی ، جرائم رایانه ای ، مسائل امنیت ملی و تروریسم را در بر می گیرد . این در حالی است که فیلترینگ بی قاعده در ایران سایت ها را از دور هدف می گیرد و مورد اصابت قرار می دهد . برای مثال وبلاگی که با نگاهی نقادانه به اوضاع اجتماعی می پردازد محکوم به توقیف است چرا که ممکن است در ماه ها و شاید سال های آینده مطالب تند تری بنویسد و موجب تحریک اذهان عمومی شود و این مساله ممکن است امنیت ملی را به خطر بیندازد . منطقی که بر فیلترینگ ما حاکم شده است با هیچ یک از سیاست های اصولی جمهوری اسلامی همخوانی ندارد .بی شک اگر چنین محدودیتی ، با این شدت و منطق بر مطبوعات کشور اعمال میشد گرد و خاک زیادی میکرد و اوضاع متشنجی در کشور حاکم میشد . کشور را به نقض حقوق بشر و آزادی بیان محکوم می کردند و صدها رسانه ی خارجی مدعی حقوق مردم ایران می شدند ؛ اما تیغ تیز فیلترینگ نه تنها گرد و خاک بپا نکرده بلکه حتی به اندازه نسیمی ملایم خاکستر را از روی آتش اعتراض کنار نزده است. اینترنت و محتوای موجود در آن را می توان به سه بخش تقسیم کرد :
1- محتوای فارسی موجود در وب سایت های فارسی زبان .
2- محتوای فارسی موجود در وبلاگ های فارسی زبان .
3- محتوای موجود در منابع خارجی که اکثرا در وب سایت های انگلیسی زبان هستند.
وبلاگ نویس ها با توجه به سهم عمده ای که در تولید محتوای فارسی در محیط سایبر دارند، متقابلا طیف کثیری از مخالفان فیلترینگ را تشکیل می دهند و از چند جهت منطق فیلترینگ را نمی پذیرند :
اولا معتقدند که فیلترینگ مغایر با آزادی بیان است ثانیا نوشته های خود را عاری از هرگونه تحریک و توهین می دانند ثالثا فیلترینگ بدون دلیل مشخص ، بدون تذکر و ارائه دلیل قابل استناد را توهین به خود و مخاطبانشان می دانند . در بین وبلاگ نویس ها این مثل رایج شده که " فیلترینگ شتری است که عاقبت در خانه ی هر وبلاگی خواهد خوابید " اوضاع وب مسترها کمی متفاوت است ، آنها با توجه به صرف هزینه ، زمان و انرژی برای طراحی و راه اندازی وب سایت هایشان معمولا کمی محتاط تر عمل می کنند و همین احتیاط سبب شده است که موجبات نارضایتی مخاطبانشان را فراهم کنند . مخصوصا در فروم ها (forum) که اماکنی عمومی برای بحث و تبادل نظر هستند . در چنین شرایط پیچیده ای کار برای سایت هایی که بازدید کنندگان زیادی دارند بشدت سخت و نفس گیر شده است . به این دلیل که اینگونه پورتال ها زیر نظر مستقیم کمیته فیلترینگ هستند و در صورت تخطی از مرزهای نا مشخص این کمیته مسدود خواهند شد .از اینرو مدیران اینگونه سایت ها معمولا قوانین و مقرراتی را وضع و اعضای خود را موظف به رعایت آنها می کنند . در جریان بحث ها آن دسته از اعضا که از این قوانین تخطی کنند توسط مدیران فیلتر می شوند ( نوعی خود سانسوری ) و اجازه دسترسی آنها به فروم تا اطلاع ثانوی محدود می گردد .
اکنون فیلترینگی که در ابتدا با هدف مسدود کردن سایت های مستهجن و غیر اخلاقی ایجاد شده بود ، کم کم بر روی سایت ها و وبلاگ های سیاسی دست گذاشته است .
امروز شاهد شکل جدید و نا متعارفی از فیلترینگ هستیم . در این شیوه صفحات اینترنتی با توجه به کلمات موجود در آنها فیلتر می شوند . برای مثال کلماتی مثل : تالاسمی که کلمه " لاس " در آن مستطر است فیلتر شده و چنانچه شما در جست و جو گر گوگل این کلمه را جست و جو کنید صفحه ی اخطار فیلترینگ در مقابل شما ظاهر خواهد شد . همچنین : کلماتی مانند : لاستیک باز هم بدلیل " لاس مستطر " فیلتر شده اند . علاوه بر موارد بالا امروز شاهد تضییع حقوق زنان توسط فیلترینگ هستیم ، کلماتی مانند woman نیز فیلتر شده اند و سیستم فیلترینگ دسترسی زنان را به کلیه منابع در مورد زنان ، خانواده ، بهداشت و ... را غیر ممکن کرده و حتی در اقدامی ناباورانه تعداد کثیری از وبلاگ هایی که زنان نویسنده آنها بودند تنها به دلیل بیان مسائل متداول میان زنان ازجمله حقوق زنان مسدود شدند. فیلترینگ در شرایط فعلی ، تر و خشک را یکجا می سوازند . متاسفانه تصور بر این است که هر کسی انتقاد می کند و حرف از مخالفت میزند یا ضد انقلاب است و یا خرابکار و به این نکته توجه نمی شود که هر نقدی مخرب نیست بلکه می تواند سازنده باشد . همانطوری که در بالا اشاره شد ، کمیته فیلترینگ سایت ها را از دور هدف گرفته و مورد اصابت قرار می دهد ، بی آنکه نظارتی واقع بینانه بر محتوای صفحات داشته باشد ؛ تنها با این تفکر که ممکن است این سایت ها بعدها مطالب تند تری بنویسند و موجبات انحراف افکار عمومی را فراهم آورند . ( پیشگیری یا محاکمه پیش از ارتکاب به جرم .... )
از آغاز فعالیت فیلترینگ در ایران هیچ کسی نتوانسته است دقیقا به این سوال پاسخ دهد که فیلترینگ را چه کسی هدایت می کند و تعیین مصادیق واقعا برعهده کدام سازمان یا وزارت خانه است .اگر از مردم بپرسید که چه کسی اینترنت را فیلتر می کند معمولا شانه بالا می اندازند ؛ شاید هم از مخابرات یا از isp ها اسم ببرند . شایسته است که هرچه سریع تر در مورد اعلام موجودیت " کمیته مصادیق فیلترینگ " اقدامات مقتضی صورت گیرد ؛ و شفاف سازی و پاسخگویی به ابهامات و شکایات واصله در دستور کار این کمیته قرار گیرد .
فیلترینگ و پیامدهای آن :
تنگ تر کردن حلقه فیلترینگ مرحله به مرحله نیازمند صرف هزینه های کلانی است که دولت و در نهایت مردم آن را پرداخت می کنند . باید پذیرفت که ستیز با تکنولوژِی و در راس آن غول رسانه ای یعنی اینترنت کار عبث و غیر ممکنی است .فیلترشکن ها عملا نشان داده اند که هیچ راهی برای مقابله باقی نمانده است . هر روز صدها و بلکه هزاران فیلترشکن به سادگی ایجاد می شوند و انبوهی از کاربران به سوی آنها هجوم می آورند ، آدرس آنها دست به دست منتقل میشود و بر شمار کاربران آنها افزوده می شود تا آنجا که این فیلترشکن هم مسدود شود و دوباره روز از نو ، روزی از نو . ! متاسفانه در اینترنت کسانی هم پیدا شده اند که از طریق فیلترشکن ها کاسبی می کنند ، برای مثال مدت کوتاهی امکان عبور شما را از فیلترینگ فراهم می آورند و سپس فهرست بهای عضویت را تقدیم شما می کنند . در شرایط فعلی فیلترینگ سد بلندی در برابر جریان آزاد اطلاعات قرار داده و به تدریج تحقیق و پژوهش را برای پژوهشگران و دانشگاهیان با مشکلات اساسی مواجه خواهد ساخت ؛ از اینرو ضرورت پیگیری دقیق و ارائه راهکارهای اصولی در قبال این موضوع بیش از پیش احساس می شود .
یکی از مهم ترین دلایلی که برای انواع فیلترینگ در کشور مطرح می شود وجود تهاجم فرهنگی و زیر سوال بردن ارزشهای دینی و اعتقادی جامعه است. حتی کسانی همچون دکتر سلیمانی وزیر کنونی ارتباطات فیلترینگ را برای حفاظت از اطلاعات مو جود در کشور ضروری می داند0همین مسئله نیز باعث شده تا بحث فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشورمان همانند کشوری با جمعیت یک میلیارد نفری چین، با جدیت بیشتری دنبال شود. فیلترینگ سایت ها در ایران تحت نظارت کمیته تعیین و براساس مصوبه ای از سال 1381 آغاز شد و با هدف صیانت از فرهنگ ملی و رسانه ای نسبت به فیلتر شدن سایت های اینترنتی تصمیم گیری می کنند. سایت ها از دو منبع فیلتر می شوند: یکی اینکه طبق مقررات با حکم قضایی مسدود می شوند، و دیگری بر طبق مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی که همان کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ، که سایت ها را بررسی می کند و اگر در مورد فیلتر شدن سایتی تصمیم بگیرد به وزارت ارتباطات ابلاغ می نماید. قاعده مند نبودن فیلترینگ در بدو امر موجب شده بود برای وبلاگ نویسان و صاحبان وب سایت های فارسی، نگرانی هایی به وجود بیاید چرا که بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت هایی که واجد شرایط فیلترینگ نبودند، ناخواسته فیلتر می شدند و این مسئله نگرانی ها را بیشتر می کرد که آیا روند فیلترینگ در کشورمان تا جایی پیش می رود که حتی از دسترسی به سایت های خبری نیز محروم شویم یا نه.
با گذشت چندین سال از استقرار و استفاده عمومى از اینترنت در كشور همچنان موضوع فیلترینگ به عنوان یك بحث جدى و مهم در این عرصه مطرح است و همواره مى توان نظراتى را در زمینه فیلترینگ، ماهیت و تاثیرات آن روى اینترنت و سایت هاى اینترنتى و یا در دیگر رسانه ها مشاهده كرد. بحث هایى كه عمدتاً و بعد از گذشت حداقل سه سال از آغاز فیلترینگ گسترده در این عرصه همچنان ذهن فعالان این بخش را به خود اختصاص داده است. فیلترینگ همچون بحث هایى كه در زمینه هاى دیگر توسعه آى تى و شبكه هاى اطلاع رسانى در كشور مطرح مى شود به یك موضوع دنباله دار تبدیل شده و حتى اخبار و گزارش هاى مربوط به آن با حساسیت بیشترى پیگیرى مى شود. شكى نیست كه فیلترینگ اینترنت حداقل از یك سال قبل به این سو با شدت و سختگیرى بیشترى انجام مى گیرد. این سختگیرى ها بخشى به دلیل استفاده مراجع مسئول فیلتركننده از نرم افزارها و سخت افزارهاى پیشرفته تر است و بخشى دیگر به دلیل تغییرات سیاسى و اجتماعى است كه در این مدت در بدنه سیاستگزارى كشور رخ داده است.اگر تا چند سال قبل نقاط دسترسى یك كاربر به شبكه اینترنتى از طریق شركت هاى ISP متعدد (كه هر كدام با استفاده از دیش به طور مستقل به اینترنت متصل بودند) صورت مى گرفت از چند سال قبل به این سو زمینه هاى حقوقى و فنى یكپارچه شدن دروازه هاى ورودى و خروجى تبادل اطلاعات اینترنتى آماده شد و شركت دیتاى سابق (شركت فناورى اطلاعات فعلى) مسئولیت توزیع اینترنت در كشور را برعهده گرفت. در ابتداى كار به دلیل اینكه این شركت قادر به ارائه تمام پهناى باند درخواستى كشور نبود با تصویب شوراى انقلاب فرهنگى برخى شركت هاى اینترنتى تحت عنوان ICP نیز اجازه دسترسى مستقیم به اینترنت را (تحت نظارت شركت دیتا) به دست آوردند. به این ترتیب عملاً راه هاى دسترسى به اینترنت براى شركت هاى اینترنتى به دو طریق دیتا و شركت هاى ICP محدود شد و این موضوع شرایط را براى اعمال محدودیت هاى یكسان در این عرصه فراهم كرد.
به رغم این اما تجربه دو سه سال اخیر به روشنى نشان مى دهد كه همچنان فیلترینگ اینترنت به شكل یكسانى براى همه خدمات دهندگان آن اعمال نمى شود و همچنان كاربران اینترنت شاهد سرویس دهى متفاوتى در این عرصه هستند. حضور بخشى از قوه قضائیه در این زمینه و ارتباط مستقیم آنها با شركت هاى ICP از یك سو نوع متفاوتى از فیلترینگ را بر این عرصه تحمیل مى كند. این در حالى است كه شركت دیتا كه همچنان بخش عمده اى از شركت هاى ISP از سرویس هاى اینترنت آن استفاده مى كنند نیز نوع دیگرى از فیلترینگ را ارائه مى دهد. علاوه بر این شركت هاى ارائه دهنده اینترنت (عمدتاً ICPها) نیز به جز تبعیت از این دو مرجع هركدام فیلترینگ سلیقه اى مربوط به خود را دارند و همین پراكندگى شاید مهمترین مشكل كاربران اینترنت در مواجهه با این موضوع باشد.
در ایران تاكنون فیلترینگ محتوا نداشتهایم، چون پهناى باندی كشور جوابگوى آن نیست. ولی با شیوه ای انحصارى این دو روش در ایران با هم ترکیب شده اند. در این روش ابداعی تمام مواردى كه توسط كاربران دیده مىشود دوباره در مورد آنها تصمیمگیرى مىشود. در واقع در سیستم جدید، همه آدرسهایى كه توسط كاربران دیده شدهاند، توسط سیستم جمعآورى مىشوند و دوباره به آنها مراجعه مىشود تا در مورد امكان مشاهده مجدد آن تصمیم گرفته شود. این روش باعث مىشود اگر سایت گمنام غیرمجازى با تعداد زیاد مراجعه كننده ایرانى وجود دارد به راحتى شناسایى شود. در ایران، معمولا برای مسدود ساختن سایتهای مسالهدار، هم نشانیهای اینترنتی بر اساس لیست و هم محتوای هر صفحه مسدود میشود.آنچه تاكنون در ایران اتفاق افتاده، فیلترینگ بر اساس یك پایگاه داده ثابت بوده كه هر چند وقت به یكبار توسط نیروهاى انسانى بروز مىشده است. در حال حاضر در كنار استفاده از فیلترینگ بر اساس پایگاه داده، از روش وجود كلمات كلیدى ممنوعه در آدرس صفحات اینترنتى هم استفاده مىشود كه ضریب خطاى بسیار بالایى دارد. بر اساس این روش به نرمافزار فیلترینگ فرمان داده مىشود كه مثلا تمام صفحاتى كه در آدرس آنها از كلمه «سكس»، «زن» یا «دختر» یا «عشق» استفاده شده است مسدود شوند. هر چند كه بر اساس این فرمان، جلوى مشاهده تعداد زیادى از صفحات مستهجن گرفته مىشود، اما به دلیل هوشمند نبودن سیستم، كاربران از تعداد زیادى از صفحاتى كه مطالب مفید علمى در مورد موضوعات فوق دارند هم محروم مىشوند.از جمله نكات مثبت سیستم جدید، حذف این روش از فیلترینگ است. به عبارت دیگر، در سیستم جدید فیلترینگ، بر اساس كلمات ممنوعه در آدرس صفحات به طور كلى برداشته خواهد شد . با راهاندازى سیستم جدید، كاربران حتى مىتوانند مثلا كلمه ((سكس)) را به وسیله موتورهاى جستوجو در اینترنت جستوجو كنند و به صفحاتى كه از نظر روانشناسى و پزشكى به این موضوع پرداختهاند دسترسى داشته باشند.
تاکنون بیش از 10 میلیون سایت اینترنتی در ایران فیلتر شده است که 90 درصد آنها غیر اخلاقی بوده اند و موارد اعتراضی به مسدود سازی سایت های خبری نیز به مسدود سازی سایت های خبری، اجتماعی و سیاسی باز می گردد.به طور متوسط ماهیانه تعداد هزار سایت که از طریق مراجع ذیصلاح (قوهی قضاییه و کمیتهی تعیین مصادیق پایگاههای غیر مجاز اینترنتی) اعلام میشود، پالایش و فیلتر میشوند، ضمن آنکه بانک اطلاعاتی نرمافزار پالایش که به صورت روزانه و اتوماتیک از سایت شرکت سازنده بهروزرسانی میشود نیز مبادرت به فیلترینگ روزانه 200 تا 300 سایت غیر اخلاقی و فیلترشکن میکند. علاوه بر بانک اطلاعاتی سیستم پالایش، مشتمل بر 10 میلیون سایت غیر مجاز اینترنتی، از آغاز نصب این سیستم تاکنون، تعداد 13000سایت نیز توسط مراجع ذیصلاح به این شرکت اعلام شده که سیستم فیلترینگ در مورد آنها اعمال شده است. موارد اعتراض رسمی به سایتهای فیلتر شده توسط سیستم فیلترینگ مخابرات، اغلب به مسدودسازی سایتهای خبری، اجتماعی و یا سیاسی بازمیگردد که تعداد آنها نیز تاکنون کمتر از 100 مورد بوده است، با این حال بسیاری از موارد اعتراضی دیگر به اشتباهات اعمال کلمات کلیدی در سیستم پالایش شرکتهایی است که از سیستم فیلترینگ مستقل استفاده مینمایند .
اینها بخشی از صحبت های اسماعیل اردکانی معاون پشتیبانی شرکت فناوری اطلاعات درباره فیلترینگ سایت های اینترنتی است. دو نکته در صحبت های وی جالب توجه است یکی آنکه به گفته وی ماهانه 1000 سایت اینترنتی توسط مراجع ذیصلاح فیلتر می شوند که باز هم به گفته وی مسدود شدن 13 هزار سایت از آغاز تاکنون محصول این مراجع بوده است. اگر چنین آماری را بپذیریم یعنی فقط حدود یک سال است که مراجع ذیصلاح در حال فیلتر کردن سایت های اینترنتی هستند در حالی که همه می دانیم حداقل چهار پنج سال از فیلترینگ آنها می گذرد. نکته دوم و مهمتر آنکه گفته شده تنها 100 مورد اعتراض رسمی به فیلترینگ سایت ها صورت گرفته است. پرسش مشخص این است که روش دقیق و رسمی اعتراض به یک سایت فیلتر شده کدام است؟ مسوول یک سایت فیلتر شده از چه طریقی و به کجا باید شکایت ببرد و چه روش و روند مشخصی برای بررسی این شکایات و رسیدگی به آنها وجود دارد؟
ازچند سال پیش كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى در مصوبهاى وضعیت فیلترینگ اینترنت را مشخص كرد و تعیین مصادیق آن را به كمیته تعیین مصادیق سپرد، وضعیت فیلترینگ در كشور دستخوش تحولات و تغییرات متفاوتى شده است.اما آنچه مسئولین را به فكر اجرایى كردن «طرح بانك جامع فیلترینگ كشور» انداخت، ناهماهنگىهاى این حوزه و اعتراضات فراوان -و در پارهاى مواقع بهجا و صحیح- كاربران در مورد اعمال فیلترینگ ناقص و اشتباه بود. مهمترین ویژگى طرح جدید، از بین بردن چندگانگى فیلترینگ براى خدمات ارائه شده توسط شركتهاى ارائه خدمات اینترنتى است. روش ثابت فیلترینگ در مراكز اینترنتى، در همه جاى دنیا استفاده از بستههاى سختافزارى و نرمافزارى ویژه فیلترینگ است كه دسترسى به ترافیك غیرمجاز و مشاهده آدرسهاى ممنوعه را مسدود مىكند. این مجموعه، براى تشخیص آدرسهاى غیرمجاز از مجاز، به یك دیتابیس(پایگاه داده) مراجعه مىكند. در ایران، تهیه مجموعه نرمافزارى و سختافزارى فیلترینگ تاكنون به عهده شركتهاى ایرانى بوده است و از محصولات ساخت داخل استفاده مىشده است. در مورد پایگاه داده مورد استفاده براى فیلترینگ هم تاكنون آنچه اتفاق افتاده، استفاده از محصولات خارجى بوده است. در واقع براى تهیه و بروز نگهداشتن پایگاه داده مورد استفاده در فیلترینگ، نرمافزارهاى خاصى وجود دارد كه تا كنون از نمونههاى خارجى و اغلب آمریكایى آنها از قبیل اسمارت فیلتر(smartfilter) و وبواشر(webwasher) استفاده مىشده است.شركت فناورى اطلاعات(شركت دیتا) به عنوان متولى این موضوع، و براى هماهنگى فیلترینگ در سطح كشور، به عنوان گام نخست، امتیاز تهیه و فروش تجهیزات مربوط به فیلترینگ در ایران را به چهار شركت ایرانى واگذار كرد و همه مراكز ارائه خدمات اینترنتى اعم از آىاسپىها و آىسىپىها و شركتهاى دولتى، ملزم به تهیه تجهیزات فیلترینگ از این شركتها هستند. در مرحله بعد، براى تعیین شركت مسئول مدیریت پایگاه داده فیلترینگ، مناقصهاى با حضور شركتهاى ایرانى برگزار شد كه از بین آنها «دلتاگلوبال» برنده مناقصه شد .
بانک اطلاعات ملی ایران :
بانك اطلاعات ملى قرار است به عنوان مرجع فیلترینگ گسترده و فراگیر عمل كند . تجهيزات اين مركز از چهار بخش كنترل ترافيك كل شبكه، ربات جستوجوگر، سيستم مديريت و پشتيباني از مشتري تشكيل شده و سيستم بانك اطلاعاتي آن از دو هزار كلمهي كليدي پشتيباني ميكند. نرمافزار اين پايگاه علاوه بر سرويسدهي در بيش از 300 نقطه، توانايي پشتيباني زبانهاي فارسي، انگليسي، آلماني، فرانسوي، روسي، اسپانيايي، ايتاليايي و تركي با الگوريتمهاي مختلف را دارد. همچنين ربات جستوجوگر پايگاه، برخلاف نرمافزارهاي خارجي فعلي، توانايي وارد كردن كلمات و آدرسهاي جديد را در دسته هاي مربوط (طبقات مخصوص) مطابق با فرهنگ بومي مناطق مختلف دارد و همچنين بهطور نامحدود دسته های جديد به ديتابيس اين مركز ميتوان اضافه كرد. يكي از ويژگيهاي پايگاه مركزي فيلترينگ اين است كه كلمات سياه، خاكستري و سفيد را تفكيك ميكند، كه كلمات ليست سياه به طور اتوماتيك توسط نرمافزار شناسايي و سايت مورد نظر فيلتر ميشود و فيلتر شدن سايتهايي كه كلمات ليست خاكستري در آنها قرار دارد، به نظر اپراتورهاي متخصص كه در زمينهي پزشكي، علمي و اجتماعي تشكيل شدهاند، بستگي دارد. در صورت تغيير در محتواي سايتهاي غير مجاز، نرمافزار بهطور اتوماتيك اسامي سايتهاي مورد نظر را در ليست خاكستري قرار ميدهد. نرمافزار بانك اطلاعاتي فيلترينگ قابليت حذف و اضافه كردن IP سايتهاي غيرمجاز، كلمات و URLهاي آنها را به دتيابيس بهصورت دستي و اتوماتيك را دارد. يكي از مهمترين ويژگي پايگاه مركزي فيلترينگ اين است كه كاربران اينترنت را از روي IP آدرس شناسايي و تمام مراجعات آنها را به سايت غيرمجاز و معمولي در ديتابيس خود ذخيره كرده و ازسوي مديريت شبكه و اپراتورهاي آن قابل استخراج است. ساير سيستمهاي فيلترينگ داخلي نيز تحت پروتكل مشخصي ميتوانند از طريق اين پايگاه بهروز شوند. ربات جست وجوگر اين سيستم نيز بين دو تا پنج روز تمام فيلترشكنها را شناسايي و مسدود ميكند. سیستم بانك اطلاعات ملى فیلترینگ در شركت ارتباطات دادهها مستقراست و شركتهاى ارایه دهنده خدمات اینترنتى با وصل شدن به این سیستم مركزى, برنامههاى فیلترینگ خود را با اطلاعات این بانك, تطابق داده و به روز مىكنند. از آنجا كه مراكز ICP و خود دیتا به این مركز متصل است و شركتهـــــــاى ISPپهناى باند خود را از یكى از این دو دریافت مىكنند, خود به خود برنامه بانك طلاعات ملى براى همه به طور یكسان اعمال مىشود. بدین ترتیب عملا یك سیستم یكپارچه و فراگیر در كل کشور پدید مىآید كه گریز از آن ممكن نیست, مگر آنكه یك ISP بخواهد از دیش ماهواره براى دریافت پهناى باند استفاده كند كه این خود, كارى غیرمجاز دانسته مىشود و موجب برخورد قضایی می شود. یك مساله در این میان باقى مىماند و آن نحوه تعامل مراكز دیگرى بجز دیتا است كه در عرصه تعیین مصادیق فیلترینگ فعالیت مىكنند. بررســـى تاریخى اعمال فیلترینگ در ایران نشان مىدهد كه حداقل دو ستاد در این زمینه فعالیت داشتهاند. در ابتدا كمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ( كه همانگونه که گفته شد تحت نظارت شوراى عالى انقلاب فرهنگى فعالیت مىكند و اعضاى آن را نمایندگانى از وزارت ارشاد, وزارت اطلاعات و سازمان صدا وسیما تشكیل مىدهند.) این وظیفه را بر عهده داشت لکن همزمان با فعالیت این كمیته و به سبب اختلاف نظرهایى كه میان آن و بخشهاى دیگر، خصوصا بر سر مسدود ساختن سایتهاى خبرى و تحلیلى به وجود آمد، مركز دیگرى نیز فعال شد كه ستاد آن در قوه قضائیه قرار دارد. بسیارى از ISPها علاوه بر رعایت دستورات كمیته تعیین مصادیق از سوى دفتر اینترنتى قوه قضائیه نیز براى مسدود ساختن سایتهایى خاص مورد فشار قرار گرفتند. حال با استقرار بانك اطلاعات ملى فیلترینگ، این سوال پیش مىآید كه فعالیت دو مركز دیگر چگونه خواهد بود ؟
تعدد مراكز تصمیمگیر براى فیلترینگ در چند سال اخیر, فارغ از اصل فیلترینگ ،موجبات ناامنىها و نابسامانى در حوزه خدمات اینترنتی را فراهم آورده است. از یك سو شركتهاى ارائه دهنده خدمات، تكلیف مشخصى ندارند و همزمان از سوى چند مركز موازى تحت فشار قرار مىگیرند، از سوى دیگر كاربران نیز در این بىبرنامگى دچار سردرگمى شده اند. همچنین وجود فضاى مبهم در فیلترینگ سایتها به یك رقابت ناسالم در بین برخى ISPها دامن زده است. در چنین شرایطى هیچ یك از مراكز موازى تعیین مصادیق، پاسخگوى اقدامات خود نبوده و مساله را به یكدیگرمحول مى نمایند. از این رو استقرار یك مركز واحد در شركت دیتا مىتواند حداقل تكلیف شركتها و كاربران را مشخص كند و به این موازى كارها پایان دهد. با این همه جاى چند سوال اساسى در زمینه بانك اطلاعات ملى فیلترینگ وجود دارد. البته قبل از طرح این پرسشها، لازم است تا به رغم بدیهى بودن، تاکید شود : هیچ كس تردیدى ندارد كه فضاى مجازى اینترنت، حاوى صفحات بى شمارى از موضوعات و تصاویر غیراخلاقى است. همچنین سایتهایى كه محتواى آنها حاوى توهین به مقدسات و باورهاى دینى جامعه ایران اسلامى است. در این دو مورد اختلاف نظرى بر سر اعمال فیلترینگ كامل وجود ندارد; اختلاف نظر از آنجا پدید مىآید كه بجز این دو حوزه، وارد مباحث و موضوعات عقیدتى و سیاسى مىشویم كه به شدت با سلیقه و نگاه افراد گره خورده است. سوالهاى مطرح در این زمینه آن است كه اولامبانى حقوقى براى ایجاد یك فیلترینگ انحصارى در كشور چیست و توسط كدام مرجع تدوین و تصویب شده است. از سوى دیگر فرآیند تصمیمگیرى و تعیین مصادیق فیلترینگ،چگونه شكل گرفته است؟دیگر آنكه چه كسى و كدام مرجع قانونى خطوط قرمز سایتهاى عقیدتى، سیاسى،فرهنگى و اجتماعى را تعیین مىكند، خصوصا با توجه به اینكه، این خطوط برعكس موضوعات غیراخلاقى و توهین، داراى مرزهـــــاى پر نوسانى هستند و مىتوانند تفسیر و برداشتهاى گوناگونى را به خود بپذیرند.
حقوق فیلترینگ :
نحوه مواجهه با فیلترینگ در ایران سه سطح دارد: فنی (فیلترشکنها)، مدنی (انجمن کاربران اینترنت)، حقوقی (شکایت از کمیتهی سه نفره و شرکت مخابرات). اثر این سه سطح، به ترتیب از کوتاهمدت تا دراز مدت تغییر میکند. درنتیجه بهترین راه حل اساسی و درازمدت ، روش حقوقی است که با آن سعی می شود فیلترینگ با استفاده از قوانین موجود بازتعریف شود و بر اساس آن صاحبان یک وبسایت یا مصرفکنندگان آن،بتوانند از عوامل فیلتریگ ، چه در دادگاههای ایران و چه در دادگاههای بینالمللی، شکایت کنند. متاسفانه در سطح سوم (قانونی) کمترین کار نسبت به دو سطح دیگر شده است.
متاسفانه هیچکدام از قوانین جاریه کشورکه به تصویب مجلس رسیده اند تعریفی از مالکیت مجازی ارا ئه نمی دهند. همچنین هیچ تفسیر مدنی معتبری بدون تعریف صریح قانونی که مشخصا سایت را نوعی مال منقول با آثار حقوقی تعریف کند امکان پذیر نمی باشد. بدین ترتیب اگر سایت را نوعی مال منقول بشناسیم آثار حقوقی مترتب بدون قانون مدون به آسانی قابل احراز نمی باشند. تا زمانی که قانون صریحا وضعیت حقوقی سایتها را مشخص نکرده وهیچ حکم قضایی در این مورد وجود ندارد اعمال سانسوردر حقیقت اعمال مجازات بوسیله قوه مجریه است و اعمال مجازات بوسیله وزارت ارتباطات بدون قانون مصوب مجلس بر خلاف قانون مجازات اسلامی( اصل قانونی بودن جرم و مجازات) است.
همچنین هیچکدام از قوانین کشورکه به تصویب مجلس رسیده اند به وزارت ارتباطات هیچگونه اختیاری در اعمال سانسوراز این قبیل تفویض نکرده اند. چنین به نظر میرسد که اگر قوانین موجود مانند قانون مطبوعات و یا مواد مربوطه در قانون مجازات اسلامی تفسیر شوند تفویض چنین اختیاراتی از سوی وزارت ارشاد و یا هیات نظارت بر مطبوعات به وزارت ارتباطات امکانپذیرخواهد بود. لکن تفسیر قوانینی که ماهیتا جنبه کیفری دارند مغایر قانون آیین داد رسی کیفری به نظر میرسد. بعلاوه در صورت شکایت شاکی خصوصی و یا مدعی العموم دادگاههای صالح مکلف به رسیدگی هستند و در صورت احراز صلاحیت می توانند به وزارت ارتباطات به منظور اجرای حکم و یا قرارقضایی تفویض اختیارکنند. اگر وزارت ارشاد و یا هیات نظارت بر مطبوعات و یا مدعی العموم و دادگاهها با استناد به قیاس و یا تشبیه استدلال کنند که کارکردهای نوشتاری و صدایی و سیمایی اینترنت اجازه میدهند که بر حسب مورد(مثلا اعمال قانون مطبوعات در مورد سایتهای خبری) قوانین مربوطه را مبنا قرار داد چنین تفسیری مغایر روح قانون اساسی به نظر میرسد. نخستين بار، سابقه طرح مساله پالايش در اطلاع رساني را ميتوان در آئين نامه شوراي عالي اطلاع رسانی يافت. شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين آئين نامه «سياستگذاري، برنامه ريزي، هدايت و حمايت در زمينه توليد، “پالايش” و مبادله اطلاعات و نظارت بر امر اطلاع رساني سراسر كشور در چهارچوب سياستهاي كلي نظام» را بر عهده شوراي عالي اطلاع رساني گذارد.
پس از آن بيان دقيق تر، در مقررات و ضوابط شبكه هاي اطلاع رساني رايانه اي، مصوب شواري عالي انقلاب فرهنگي ذکر شد. در اين مصوبه تاکيد گرديد که ايجاد کنندگان نقطه تماس بين المللي ملزم به ايجاد «سيستم پالايش (Filtering) مناسب به منظور ممانعت از دسترسي به پايگاههاي ممنوع اخلاقي و سياسي و حذف ورودي هاي (Port) غير مطلوب» هستند. همچنين اعلان گرديد که «تعيين ضوابط پالايش (Filtering) توسط كميسيون راهبردي شوراي عالي اطلاع رساني صورت خواهد گرفت» همچنین در بخش ديگر از همان مصوبه آمده است «امكان و اعمال برقراري پالايه (filter) در شبكه رسا (ISP) بايد فراهم باشد. ضوابط و مصاديق موارد پالايش (fitering) توسط شوراي عالي اطلاع رساني تصويب و اعلام مي شود.»هرچند ورود شوراي عالي انقلاب فرهنگي در عالي ترين نقش فن آوري اطلاعات و ارتباطات كشور، به عنوان واضع مقررات، خود محل بحثي مستقل است. لكن شيوه نگارش قواعد فوق نمايان مي سازد كه کار انجام شده، فاقد پشتوانه مطالعاتي عميق است؛ تا آنجا كه در يك مصوبه، جهت انجام وظيفه اي واحد (تعيين ضوابط پالايش) دو مرجع تعيين شده است. در يك جا سخن از شوراي عالي اطلاع رساني است و در جاي ديگر ” كميسيون راهبردي” همان شورا! بنابراين قابل پيش بيني است كه دير يا زود، مقررات موجود در ارتباط با نظام پالايش پايگاههاي اينترنتي بايد مورد بازنويسي قرار گيرد.آنچه به نظر می رسد این است که ضوابط و قوانین حاکم بر فیلترینگ باید ویژگیهای زیر را داشته باشد :
۱ – قابل پيش بيني بودن:
ضوابط پالايش بايد به قدري روشن و منجز باشد كه هر شهروند ايراني بداند در برابر انتشار چه داده هايي، پايگاه او “نامطلوب” بوده و شايسته پالايش است. مقررات فعلي بقدري نارسا است كه بنا بر سلايق مختلف مي توان طيف بسيار گسترده اي از پايگاههاي اينترنتي را به نحوي از انحاء، مستحق پالايش دانست. لذا استفاده از الفاظ کلي مانند “پايگاههاي ممنوع اخلاقي و سياسي” بي ترديد مفيد نخواهد بود.همچنين تا زماني كه قواعد تعيين كننده در تعيين مصاديق پايگاههاي غير مجاز به جامعه ابلاغ نشده، اجراي آن خلاف اصول آزادي ارتباطات و تبادل اطلاعات، به عنوان حق اساسي و طبيعي مردم است.
2– قابل اعتراض بودن:
مجازات و تنبيه بايد قابل اعتراض باشد. تجديد نظر طلبي و فرجام خواهي، حتي نسبت به احكام صادره توسط سطوح عالي قضايي نيز ممكن است. حال آنكه در عرصه پالايش تاكنون اين مهم مورد توجه كافي قرار نگرفته است.جهت تحقق اصل “قابل اعتراض بودن” در تعيين مصادق پالايش؛ بايد دو مقدمه به شرح ذيل رعايت شود:
نخست - آنكه قواعد روشني از حيث شكلي، جهت بيان آئين تجديد نظر خواهي و رسيدگي به اعتراض محكومين وضع شود.
دوم - مرجع ذي صلاح جهت رسيدگي به اعتراض، در طول و مافوق مرجع بدوي باشد. بديهي است چنانچه تجديد نظر در همان مرجعي مورد رسيدگي قرار گيرد كه راي اوليه را صادر كرده، تجديد نظر خواهي در حد يك نمايش صوري تنزل خواهد يافت. همچنين مرجع تجديد نظرخواهي بايد در دسترس صاحبان پايگاه باشد و امكان رجوع به آن وجود داشته باشد.
۳ – تفکيک رسيدگي به تخلف سياسي و غير سياسي :
در رويه متداول،ا ظهار نظر سياسي آنگاه «تخلف» محسوب مي گردد که خلاف منافع قواي حاکمه باشد. در واقع تخلف سياسي عبارتست از ابراز انديشه بر خلاف انديشه حاکم. لذا نمي توان آن را همسنگ با جرائم ديگر دانست.به رغم آنکه گاه و بيگاه از زبان مسئولين شنيده مي شود که پالايش تنها در حوزه پايگاههاي اخلاقي صورت پذيرفته؛ آئين نامه اشاره شده در صدر يادداشت، نسبت به پالايش سياسي پايگاههاي اينترنتي صراحت دارد. در عمل نيز مصاديق آن واضح است. لکن در رويه فعلي، شيوه بررسي و رسيدگي به تخلف يک سايت غير اخلاقي با يک سايت سياسي متمايز نيست.با استناد به اصل يكصد و شصت و هشتم قانون اساسي و بر مبناي «وحدت ملاک»، مي توان به وضوح دريافت که رسيدگي به تخلفات سياسي بايد بر مبناي آئين ويژه صورت پذير تا قواعد پالايش به ابزاري جهت مهار انديشه مغاير با قدرت تبديل نشود.ناگفته پیداست که پايگاههايي که به هجو و هتک مقامات سياسي مي پردازند داخل در تعريف ارائه شده از تخلف سياسي نيستند و لذا از حيث رسيدگي تابع قواعد مربوط به پايگاههاي غير اخلاقي خواهند بود.
4 – مدت انسداد سايت معين باشد :
چنانچه نسبت به اين مهم قائل باشيم که هدف از اتخاذ تدابير بازدارنده و يا مجازات، اصلاح متخلف است؛ ضرورت دارد به محض اصلاح، نسبت به بازگرداندن حق حبس شده از متخلف اقدام شود. با اين مقدمه ميتوان چنين گفت که انسداد پايگاههاي متخلف به مدت نامعلوم فاقد صفت “اصلاح گرايانه” است.از سويي ديگر نمي توان پايگاههايي با تخلفاتي متفاوت را به عقوبتي واحد محکوم نمود. بنابراين ضروري است در هنگام پالايش يک پايگاه اينترنتي، مدت آن اعلان گردد و قطع دائم دسترسي کاربران به پايگاه منوط به تکرار خطا شود؛ نه آنکه در اولين اقدام، پايگاه به مدت نامعلومي توقيف شود.آخر آنکه، پالايش پايگاههاي اينترنتي بايد بر مبناي موازين حقوقي صورت پذيرد .رعايت اصول چهارگانه فوق را مي توان حلال بخش قابل توجهي از مشکلات دانست. آمارها حاکی از آن است که معمولاسه دسته از افراد براي رفع فيلترينگ سايت خود اقدام ميكنند، دستهي اول كساني هستند كه مدت ميزباني آنها نزد شركت هاستينگ تمام شده و شركتهاي سرويس دهنده اجازهي دسترسي به سايت مورد نظر را نميدهند، درواقع سايت فيلتر نشده، بلكه مهلت قرارداد آنها تمام شده است.دستهي دوم كساني هستند كه سايت آنها با دستور قضايي يا كميتهي تعيين مصاديق فيلترينگ و يا به دلايل ضد اخلاقي فيلتر شده، اما دستهي سوم كساني هستند كه سايتشان اشتباه فيلتر شده است كه اين سايتها پس از هماهنگي با شركت فنآوري اطلاعات يا ICPها رفع فيلتر ميشوند.
نتیجه گیری :
فناوری اطلاعات و IT در كشور ما یك فناوری نوپا محسوب می شود كه هنوز در بومی كردن آن، مشكلات خاصی وجود دارد تا آنجا كه برای وارد كردن فرهنگ استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، راه درازی در پیش داریم.از سوی دیگر، سابقه استفاده جدی از اینترنت میان كاربران ایرانی، شاید به كمتر از ۱۰ سال پیش برگردد و همین كم تجربگی در بهره گیری از اینترنت به عنوان یك شبكه جهانی و رسانه ای كه صوت، تصویر، متن و... را به همراه هم و با خود دارد باعث شده نگرانی ها و حساسیت ها در مورد نحوه فعالیت كاربران ایرانی میان دولتمردان و استادان ارتباطات كشورمان بیشتر از سایر كشورها باشد. اما بحث فیلترینگ، از چند جنبه قابل بررسی است. نخست اینكه آیا مسدود كردن سایت های غیراخلاقی یا سیاسی كه از لحاظ فكری با ما همخوان و هم سطح نیستند، نتیجه مستقیم در بر خواهد داشت و آیا مسدود كردن سایت ها و وبلاگ ها، سلب اعتماد از كاربر و مخاطب اینترنتی به شمار می رود یا نه. اصولا در رابطه با فیلترینگ، استفاده از تبلیغات مستقیم در مورد سایت های مخرب و مستهجن، نتیجه عكس دربرخواهد داشت.بالطبع در كشورهای اروپایی و آمریكایی نیز فضا برای جوانان، نوجوانان و كلا تین ایجرها در جهت ورود به چنین سایت هایی، آزاد نیست و آن طور كه تصور همگان است، بی بندوباری و بی قانونی جریان ندارد. به هر حال بسیاری از نرم افزارهای parenting monitor كه در كشور ما اصلا وارد بازار نمی شوند، در همین كشورها عرضه می گردند و به والدین و خانواده ها، امكان كنترل نحوه استفاده از سایت ها را می دهند و در بسیاری از مواقع به طور خودجوش، اقدام به مسدود كردن دسترسی می شوند و سایت هایی كه در آنها خشونت و موارد غیراخلاقی به صورت بی پرده و explicit مطرح می شود كه آزاردهنده است، غیرقابل استفاده اعلام می شود.در عین حال یك تراشه كامپیوتری جدید به نام V-Chips توسط برخی خانواده ها روی لامپ تصویر تلویزیون های ماهواره ای یا سیستم پردازشگر مركزی كامپیوتر نصب می شود كه از پخش تصاویر و محتوای غیراخلاقی و مستهجن جلوگیری می كند. در نتیجه جلوگیری از استفاده و مراجعه به سایت هایی كه در این حوزه از لحاظ روحی و روانی مخرب هستند، باید به هر خانواده سپرده شود و البته تجهیزات فنی آن نیز در بسیاری موارد توسط خود مرورگرهای اینترنت فراهم هستند، این قضیه هم توجه خانواده ها را به وضعیت روحی و جسمی فرزندانشان جلب می كند و هم باعث می شود تاثیرات غیرمستقیم منفی در نحوه رویكرد جوانان به اینترنت ایجاد نشود.
اما به نظر می رسد مسدود كردن سایت هایی كه تبادل افكار و آرا به صورت محترمانه و بر اساس اصول دموكراتیك را سرلوحه كار خود قرار می دهند و هر نوع عقیده ای اعم از موافق و مخالف را مطرح می كنند، برخلاف مصالح ملی باشد و چهره ای غیرواقعی از نحوه سیاستگزاری های كلان كشور در تعامل با نیروهای موافق و مخالف نشان دهد در نتیجه بهتر است حال كه سیاست اصلی دولت، مهرورزی و تعامل و تبادل افكار است تا در یك فضای دوستانه و باز، هیچ عقیده ای پنهان و سر به مهر باقی نماند، این رویكرد به شبكه جهانی اینترنت كشیده شود و خاصیت اصلی آن یعنی فضای فكری باز برای تضارب دیدگاه ها و نظرات، سلب نگردد تا ماهیت خود را از دست ندهد.در عین حال كنترل اینترنت برای جلوگیری از استفاده های افراطی و انتشار دیدگاه های بر ضد مصالح ملی از جمله فرقه ها و قومیت های جدایی طلب یا گروه های فكری متحجری كه مباحثی كهنه همانند خلیج مجعول عربی را پس از سالیان دراز بار دیگر با استفاده از فضای آزاد رسانه ای روی اینترنت مطرح می كنند، ضروری به نظر می رسد.همینطور وضعیت سایت هایی كه گردانندگان آنها گروهك های منحله، برانداز یا ضد اساس نظام هستند به طور كلی روشن است و این حق طبیعی هر دولت و حكومتی محسوب می شود تا در جهت مبارزه با سایت های مشوش اذهان عمومی كه به طور رادیكال و ریشه ای و اساسی، مباحثی همچون تغییر حكومت یا براندازی و مباحثی ریشه ای و تفرقه افكن از این دست مطرح می كنند یا مقدسات دینی، مذهبی و اعتقادات آیینی ملی مذهبی توده ای از مردم را زیر سئوال می برند، با نهایت امكانات بكوشد. همینطور فراموش نكنیم كه همزمان با ورود هر تكنولوژی و فناوری جدیدی به فضای عمومی یك جامعه، لزوما فرهنگ استفاده از آن تكنولوژی و فناوری كه عمدتا وارداتی نیز هست، به درون كشیده نمی شود. چه بهتر كه قبل از اقدام برای فیلترینگ و حركاتی از این دست، با فرهنگسازی در مورد نحوه استفاده از اینترنت یا فناوری های مشابه، ضمن اینكه امكان دسترسی همگانی به آن را فراهم می كنیم، كیفیت بهره برداری از امكانات شبكه ای همانند اینترنت را در كنار كمیت، بالا ببریم و شاخصه های توسعه همه جانبه را همراه با هم به سمتی درست جلو ببریم.
ان شاء الله
تيترهاي ما:
|
|
ماده ۱ تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند. ماده ۲ هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد. ماده ۳ هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد . ماده ۴ هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است. ماده ۵ احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد . ماده ۶ هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود . ماده ۷ همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند. ماده ۸ در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد . ماده ۹ هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود . ماده ۱۰ هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد. ماده ۱۱ الف) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب میشود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمينهای لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد. ب) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمیشده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق میگرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد. ماده ۱۲ هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد. ماده ۱۳ الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید. ب) هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد. ماده ۱۴ الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود . ماده ۱۵ الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب) هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد. ماده ۱۶ الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند. ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود . پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود. ماده ۱۷ الف) هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد . ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود. ماده ۱۸ هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. ماده ۱۹ هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد . ماده ۲۰ الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمنهای مسالمت آميز بهره مند گردد. ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد. ماده ۲۱ الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید. ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. پ) اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید . ماده ۲۲ هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. ماده ۲۳ الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد. ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند. پ) هركسی كه كار میكند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند. ماده ۲۴ هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصیها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود. ماده ۲۵ الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود. ب) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند. ماده ۲۶ الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند. ب) - هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملتها و تمام گروههای نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليتهای ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند. پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند. ماده ۲۷ الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود. ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود. ماده ۲۸ هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد. ماده ۲۹ الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد. ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است. پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد. ماده ۳۰ هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید. |
-----------------------------------------------------------
2- تعامل بين زبان و محيط
مطالعه پيرامون زبان و محيط اجتماعي و فرهنگي سابقه ي ديرينه در نوشتگان زبان شناسي دارد. ساپير1 (1939- 1884) جزو اولين زبان شناساني است كه به طور اخص ارتباط بين زبان و محيط زندگي را بررسي كرد و نشان داد چگونه عوامل بيروني در زبان نمود پيدا مي كند. وي در مقاله اي تحت عنوان «زبان و محيط زيست»2 (1949: 90) محيط مادي را از محيط اجتماعي متمايز مي داند. محيط مادي عمدتاً به ويژگيهاي جغرافيايي يك منطقه مانند: آب، كوه، دشت، ساحل، دريا، و شرايط اقتصادي دلالت دارد. در حالي كه منظور از شرايط اجتماعي،خصوصيات غير مادي مانند شرايط فرهنگي، قومي، زباني، مذهبي، و سياسي يك جامعه است. اگر چه اين تمايز براي تبيين و توصيف يك زبان مشخص با مشكلات نظري و عملي مواجه است، و دليل آن زبان در بر گيرنده نمادهاي پيچيده اي است كه شرايط مادي و معنوي يك گروه اجتماعي به طور لاينفك در آن متبلور است، با اين حال چارچوب مناسبي براي بررسي موضوع حاضر محسوب مي شود. خصوصاً اين مقاله حاضر تأثير اين دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسي قرار مي دهد.
سهام عدالت، مزيتها و چالشها ؛دكتر سبحاني: نگران عواقب اقتصادي واگذاري سهام عدالت هستم


This process is grounded in the conviction that a partnership should develop between the nonprofit and the donor. When you spend a great deal of your time seeking money, it is hard to remember that it can also be difficult to give money away. In fact, the dollars contributed by a foundation or corporation have no value until they are attached to solid programs in the nonprofit sector.
This truly is an ideal partnership. The nonprofits have the ideas and the capacity to solve problems, but no dollars with which to implement them. The foundations and corporations have the financial resources but not the other resources needed to create programs. Bring the two together effectively, and the result is a dynamic collaboration.
You need to follow a step-by-step process in the search for private dollars. It takes time and persistence to succeed. After you have written a proposal, it could take as long as a year to obtain the funds needed to carry it out. And even a perfectly written proposal submitted to the right prospect might be rejected for any number of reasons.
Raising funds is an investment in the future. Your aim should be to build a network of foundation and corporate funders, many of which give small gifts on a fairly steady basis and a few of which give large, periodic grants. By doggedly pursuing the various steps of the process, each year you can retain most of your regular supporters and strike a balance with the comings and goings of larger donors.
The recommended process is not a formula to be rigidly adhered to. It is a suggested approach that can be adapted to fit the needs of any nonprofit and the peculiarities of each situation. Fundraising is an art as well as a science. You must bring your own creativity to it and remain flexible.
-------------------------------------------------------------------------------
Gathering Background Information
The first thing you will need to do in writing your proposal is to gather the documentation for it. You will require background documentation in three areas: concept, program, and expenses.
If all of this information is not readily available to you, determine who will help you gather each type of information. If you are part of a small nonprofit with no staff, a knowledgeable board member will be the logical choice. If you are in a larger agency, there should be program and financial support staff who can help you. Once you know with whom to talk, identify the questions to ask.
This data-gathering process makes the actual writing much easier. And by involving other stakeholders in the process, it also helps key people within your agency seriously consider the project's value to the organization.
Concept
It is important that you have a good sense of how the project fits with the philosophy and mission of your agency. The need that the proposal is addressing must also be documented. These concepts must be well-articulated in the proposal. Funders want to know that a project reinforces the overall direction of an organization, and they may need to be convinced that the case for the project is compelling. You should collect background data on your organization and on the need to be addressed so that your arguments are well-documented.
Program
Here is a check list of the program information you require:
the nature of the project and how it will be conducted;
the timetable for the project;
the anticipated outcomes and how best to evaluate the results; and
staffing and volunteer needs, including deployment of existing staff and new hires.
Expenses
You will not be able to pin down all the expenses associated with the project until the program details and timing have been worked out. Thus, the main financial data gathering takes place after the narrative part of the master proposal has been written. However, at this stage you do need to sketch out the broad outlines of the budget to be sure that the costs are in reasonable proportion to the outcomes you anticipate. If it appears that the costs will be prohibitive, even with a foundation grant, you should then scale back your plans or adjust them to remove the least cost-effective expenditures.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
The Executive Summary
This first page of the proposal is the most important section of the entire document. Here you will provide the reader with a snapshot of what is to follow. Specifically, it summarizes all of the key information and is a sales document designed to convince the reader that this project should be considered for support. Be certain to include:
Problem
A brief statement of the problem or need your agency has recognized and is prepared to address (one or two paragraphs).
Solution
A short description of the project, including what will take place and how many people will benefit from the program, how and where it will operate, for how long, and who will staff it (one or two paragraphs).
Funding requirements
An explanation of the amount of grant money required for the project and what your plans are for funding it in the future (one paragraph).
Organization and its expertise
A brief statement of the history, purpose, and activities of your agency, emphasizing its capacity to carry out this proposal (one paragraph).
-------------------------------------------------------------------------------
The Statement of Need
If the grants decision-maker reads beyond the executive summary, you have successfully piqued his or her interest. Your next task is to build on this initial interest in your project by enabling the funder to understand the problem that the project will remedy.
The statement of need will enable the reader to learn more about the issues. It presents the facts and evidence that support the need for the project and establishes that your nonprofit understands the problems and therefore can reasonably address them. The information used to support the case can come from authorities in the field, as well as from your agency's own experience.
You want the need section to be succinct, yet persuasive. Like a good debater, you must assemble all the arguments. Then present them in a logical sequence that will readily convince the reader of their importance. As you marshal your arguments, consider the following six points.
First, decide which facts or statistics best support the project. Be sure the data you present are accurate. There are few things more embarrassing than to have the funder tell you that your information is out of date or incorrect. Information that is too generic or broad will not help you develop a winning argument for your project. Information that does not relate to your organization or the project you are presenting will cause the funder to question the entire proposal. There also should be a balance between the information presented and the scale of the program.
Second, give the reader hope. The picture you paint should not be so grim that the solution appears hopeless. The funder will wonder whether an investment in your solution would be worthwhile. Here's an example of a solid statement of need: "Breast cancer kills. But statistics prove that regular check-ups catch most breast cancer in the early stages, reducing the likelihood of death. Hence, a program to encourage preventive check-ups will reduce the risk of death due to breast cancer." Avoid overstatement and overly emotional appeals.
Third, decide if you want to put your project forward as a model. This approach could expand the base of potential funders. But serving as a model works only for certain types of projects. Don't try to make this argument if it doesn't really fit. Funders may well expect your agency to follow through with a replication plan if you present your project as a model.
If the decision about a model is affirmative, you should document how the problem you are addressing occurs in other communities. Be sure to explain how your solution could be a solution for others as well.
Fourth, determine whether it is reasonable to portray the need as acute. You are asking the funder to pay more attention to your proposal because either the problem you address is worse than others or the solution you propose makes more sense than others. Here is an example of a balanced but weighty statement: "Drug abuse is a national problem. Each day, children all over the country die from drug overdose. In the South Bronx the problem is worse. More children die here than any place else. It is an epidemic. Hence, our drug prevention program is needed more in the South Bronx than in any other part of the city."
Fifth, decide whether you can demonstrate that your program addresses the need differently or better than other projects that preceded it. It is often difficult to describe the need for your project without being critical of the competition. But you must be careful to do so. Being critical of other nonprofits will not be well received by the funder. It may cause the funder to look more carefully at your own project to see why you felt you had to build your case by demeaning others. The funder may have invested in these other projects or may begin to consider them, now that you have brought them to the funder's attention.
If possible, you should make it clear that you are cognizant of, and on good terms with, others doing work in your field. Keep in mind that today's funders are very interested in collaboration. They may even ask why you are not collaborating with those you view as key competitors. So at the least you need to describe how your work complements, but does not duplicate, the work of others.
Sixth, avoid circular reasoning. In circular reasoning, you present the absence of your solution as the actual problem. Then your solution is offered as the way to solve the problem. For example, the circular reasoning for building a community swimming pool might go like this: "The problem is that we have no pool in our community. Building a pool will solve the problem." A more persuasive case would cite what a pool has meant to a neighboring community, permitting it to offer recreation, exercise, and physical therapy programs. The statement might refer to a survey that underscores the target audience's planned usage of the facility and conclude with the connection between the proposed usage and potential benefits to enhance life in the community for audiences the funder cares about.
The statement of need does not have to be long and involved. Short, concise information captures the reader's attention.
-------------------------------------------------------------------------------
This section of your proposal should have five subsections: objectives, methods, staffing/administration, evaluation, and sustainability. Together, objectives and methods dictate staffing and administrative requirements. They then become the focus of the evaluation to assess the results of the project. The project's sustainability flows directly from its success, hence its ability to attract other support. Taken together, the five subsections present an interlocking picture of the total project.
Objectives
Objectives are the measurable outcomes of the program. They define your methods. Your objectives must be tangible, specific, concrete, measurable, and achievable in a specified time period. Grantseekers often confuse objectives with goals, which are conceptual and more abstract. For the purpose of illustration, here is the goal of a project with a subsidiary objective:
Goal: Our after-school program will help children read better.
Objective: Our after-school remedial education program will assist 50 children in improving their reading scores by one grade level as demonstrated by standardized reading tests administered after participating in the program for six months.
The goal in this case is abstract: improving reading, while the objective is much more specific. It is achievable in the short term (six months) and measurable (improving 50 children's reading scores by one grade level).
With competition for dollars so great, well-articulated objectives are increasingly critical to a proposal's success.
Using a different example, there are at least four types of objectives:
Behavioral - A human action is anticipated.
Example: Fifty of the 70 children participating will learn to swim.
Performance - A specific time frame within which a behavior will occur, at an expected proficiency level, is expected.
Example: Fifty of the 70 children will learn to swim within six months and will pass a basic swimming proficiency test administered by a Red Cross-certified lifeguard.
Process - The manner in which something occurs is an end in itself.
Example: We will document the teaching methods utilized, identifying those with the greatest success.
Product - A tangible item results.
Example: A manual will be created to be used in teaching swimming to this age and proficiency group in the future.
In any given proposal, you will find yourself setting forth one or more of these types of objectives, depending on the nature of your project. Be certain to present the objectives very clearly. Make sure that they do not become lost in verbiage and that they stand out on the page. You might, for example, use numbers, bullets, or indentations to denote the objectives in the text. Above all, be realistic in setting objectives. Don't promise what you can't deliver. Remember, the funder will want to be told in the final report that the project
-------------------------------------------------------------------------------
By means of the objectives, you have explained to the funder what will be achieved by the project. The methods section describes the specific activities that will take place to achieve the objectives. It might be helpful to divide our discussion of methods into the following: how, when, and why.
How: This is the detailed description of what will occur from the time the project begins until it is completed. Your methods should match the previously stated objectives.
When: The methods section should present the order and timing for the tasks. It might make sense to provide a timetable so that the grants decision-maker does not have to map out the sequencing on his or her own. The timetable tells the reader "when" and provides another summary of the project that supports the rest of the methods section.
Why: You may need to defend your chosen methods, especially if they are new or unorthodox. Why will the planned work most effectively lead to the outcomes you anticipate? You can answer this question in a number of ways, including using expert testimony and examples of other projects that work.
The methods section enables the reader to visualize the implementation of the project. It should convince the reader that your agency knows what it is doing, thereby establishing its
یه سری آدما کشته میشن چون که خرند
یه سری آدما کشته میشن چون که خر نیستند
یه سری آدما محکومند چون زبونشون کوتاهه
یه سری آدما محکومند چون زبونشون درازه
یه سری آدما را دوست نداریم چون خنگند
یه سری آدما را دوست نداریم چون باهوشند
یه سری آدما سنگینند چون وزنشون زیاده
یه سری آدما سنگینند چون اینجوری جذاب ترند
یه سری آدما بی محبتند چون محبت ندیدند
یه سری آدما بی محبتند چون محبت دیدند
یه سری آدما خود درگیرند چون با خودشون درگیرند
یه سری آدما خود درگیرند چون با دیگران درگیرند
یه سری آدما ترسواند چون ترس را دیدند
یه سری آدما ترسواند چون ترس را ندیدند
یه سری آدما باید بد باشند چون بدی ندیدند
یه سری آدما باید بد باشند چون بدی دیدند
یه سری آدما باید بروند چون ارزش موندن ندارند
یه سری آدما باید بروند چون ارزش موندن دارند
یه سری آدما سکوت میکنند چون حرفی برای گفتن ندارند
یه سری آدما سکوت میکنند چون حرف برای گفتن خیلی دارند