تبليغاتX
همه

  اتومبیل ،هواپیما ،عینک ، رادیو ، روزنامه ،تلویزیون ، سینما و ……همگی آرام آرام جای خود را در زندگی مردم باز کردند . اما ما همواره با یک دیر کرد زمانی متقاعد به بهره وری از آن شدیم و از این جهت دچار خسارت و هم موجب عقب ماندن از قافله شدیم .این داستان اکنون نیز ادامه دارد. 

اینترنت تازه ترین دستا ورد بشری و آخرین عضو خانواده بزرگ تکنولوژی ،اینک تاثیرات خود را بر همه شوون زندگی جوامع انسانی آشکار کرده است و می رود تا این پدیده تازه و البته همه گیر، پختگی ها و کار آیی های بیشتری را در راه داشته باشد. واقعیت این است که موضوع گسترش اینترنت در کشور به هیچ وجه با نوع نگاهی که در گذشته به این شبکه می شد قابل مقایسه نیست. تا سالها قبل اینترنت و کامپیوتر مانند وسیله ای لوکس تلقی می شد که عمدتا افراد متول و یا نیازمند به سطح خاصی از خدمات از آن استفاده می کردند. اما به مرور و با فهمی که نسبت به مزایای اینترنت و بهره گیری از ابزارهای کامپیوتر در جامعه بین المللی و باتبع در جامعه ایران به وجود آمد هم اکنون حذف اینترنت و کامپیوتر از زندگی افراد جامعه ما در بسیاری از مراکز عملا با قطع خدمات و در بخش دیگری با کاهش شدید کارایی مواجه خواهد شد. از این منظر توجه به توسعه اینترنت در کشور به عنوان یک موضوع کلیدی و ضروری اهمیت می یابد در عین حال وجود مطالب بسیار متنوع که بخشی از آن نه تنها مفید به فایده نبوده بلکه با خطوط کلی سیاستهای فرهنگی ، اجتماعی و امنیتی بسیاری از کشورها و بویژه کشوری چون ایران اسلامی ما در تضاد است ، لزوم کنترل ارائه و دسترسی به این گونه اطلاعات را گوشزد می نماید .در این مقاله نگاهی داریم به بحث کنترل یا فیلترینگ اینترنت که از نظر می گذرد.

 

تاریخچه اینترنت :

 

اینترنت این بزرگراه مرعوب کننده در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا ) متولد شد . نام دوران کودکی اینتر نت آرپانت (ARPANET)بود که در بدو تولد یعنی در سال 1969بر آن نهاده شد . آرپانت به عنوان شالوده اصلی اینترنت بر آن بود تا خود را به شبکه های رادیویی و ماهواره ای وقت و همچنین به کامپیوترهای دیگر متصل کند و کار پژوهشها ی مربوط به وزارت دفاع آمریکا را با سرعت وکیفیت بهتر به انجام برساند .آرپانت یا همان اینترنت جوان ،خط تماس الکترونیک ومحرمانه دست اندرکاران وزارت دفاع آمریکا و پژوهشگران بوده است .آن چه امروز به نام پست الکترونیک(E-mail)مطرح شده و یکی از خدمات رایج اینترنت محسوب می گردد،محصول همان دوران تماس کارشناسان نظامی و کامپیوتر ها در آرپانت است .

اینترنت تا سال 1983 کمتر از پانصد کامپیوتر میزبان (HOST computer)داشت و این کامپیوترها عمدتا در آزما یشگاههای نظامی و بخشهای کامپیوتری آمریکا قرار داشت . اماچهارسال بعد در سال 1978 اینترنت درصدها دانشگاه و آزمایشگاه پژوهشی ،صاحب 28هزار کامپیوتر میزبان شد. وروز به روزنیز بر تعداد آن افزوده شده و پیش بینی می شود تا سال 2010 تعداد مشتر کان به یک میلیارد نفربرسد .

اما اتفاق دیگر ی که  باعث شد اینترنت پوسته نظامی و دانشگاهی خود را بشکافد بروز پدیده ' مولتی مدیا' multi mediaیا همان رسانه چند کاره بود .استفاده از نرم افزار های خاص به استفاده کننده گان از اینترنت امکان داد تا به طور همزمان از تصویر ،صدا و نوشتار استفاده کنند . کاری که قبلا متصور نبود . قبلا خط از رسانه نوشتاری می آمد ،صدا از رسانه های شنیداری و تصویر از رسانه های دیداری ،اما حال همه اینها از طریق یک سیستم قابل دریافت بود.

 

وضیعت اینترنت در ایران :

 

اینترنت در ایران هر روز فراگیر تر میشود ،در حالی که 20 سال طول کشید تا رادیو به ایران بیاید ،30 سال طول کشید تا سینما در ایران ساخته شود و یا 13 سال پس از تولید تلویزیون ایرانیان نیز این جعبه جادویی را به خانه های خود بردند ،اینترنت به فاصله اندکی از عمومی شدن ،به ایران آمد . به طوری که از زمانی که پژوهشگران ایرانی در سال 1370 برای اولین بار در ایران توسط مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی به اینترنت متصل شدند 15 سال می گذرد. از آن زمان تاکنون اینترنت نه تنها در کشور ما بلکه در سایر کشور های جهان به صورت انفجاری رشد کرده است . به طوری که اکنون ضریب نفوذ اینترنت در ایران از متوسط آسیا بالاتر رفته و درخا ورمیانه نیز به مقام اول دست یافته است . با این حال ،ایران برای رسیدن به جایگاه مناسب در دسترسی به اینترنت ،هنوز باید گامهای بلندی بردارد . شمار کاربران اینترنت در ایران در سال 1994 از 250 نفر فراتر نمی رفت اما اکنون بیش از 5/2 میلیون ایرانی به صورت دائم و 5/3 میلیون نفر به صورت کاربر غیر دائم از اینترنت استفاده می کنند . به این ترتیب ضریب نفوذ اینترنت که از صفر در سال 1994 به 3/5 در سال 2003 افزایش یافت با سرعت درایران درحال افزایش است .

 

فیلترینگ اینترنت :

 

همانگونه که ذکر شد فضای اینترنت پر از مطالبی است که با خطوط کلی فرهنگی- اجتماعی و سیاسی - امنیتی کشورهای مختلف در تعارض است . بنابراین در کشورهای مختلف تمهیدات متفاوتی را جهت جلوگیری از سوء استفاده از این مطالب به کار می گیرند .

برای مثال فیلترینگ سایت‌های مخل امنیت در بیشتر کشورهای جهان قانونی بوده و حتی در برنامه‌ی اصول جامعه‌ی اطلاعاتی به کشورها اجازه داده شده که در موارد خاص بتوانند برخی سایت‌ها را فیلتر نمایند. در بیشتر کشورهای پیشرفته نیز با وجود قوانین مبین آزادی بیان، بسیاری از سایت‌های مروج خودکشی، قاچاق، تجارت کثیف و نظایر آن فیلتر می‌شوند .

اينترنت که مجموعه‌اي از شبکه‌هاي کوچک به هم پيوسته‌است، طی 10 سال اخير درتمام دنیا رشد عجيبي داشته است و به دليل ذات آنارشیستی (بدون سر) آن، کسي حاکم آن نيست و هر کسي مي تواند اطلاعات مورد علاقه خود را در اختيار ديگران قرار دهد و یا از اطلاعات دیگران استفاده کند. پیشتر سانسور بر متون چاپی اعمال می شد و اکنون با گسترش اطلاع رسانی از طریق اینترنت حیطه سانسور به متون در دنیای مجازی نیز کشیده شده است. تفاوت سانسور اینترنت با چاپ های کاغذی در این است که نشر اطلاعات بر روی اینترنت بسیار آسان تر و سریع تر است و هر کس می تواند عقاید خود را به راحتی بر روی این شبکه قرار دهد و یا از اطلاعات بسیار زیاد آن استفاده کند که سرعت این انتشار خود عاملی است که به پیشرفت سریع علم نیز کمک می کند.

 همانگونه که می دانید خاستگاه اینترنت, جوامع غربى توسعه یافته‌اى هستند كه توان كنترل این تكنولوژى نوین را كسب كرده یا مدام در حال كسب آن هستند.  حجم بالاى مطالب غیر اخلاقى در شبكه اینترنت, جوامع امریكایى و اروپایى را بر آن داشتـه است تا براى حفظ سلامت اخلاق, كمك به تداوم خانواده و رعایت هنجار و عرف‌هـاى جامعه همزمان با تلاش براى توسعه و بهره‌گیرى از اینترنت, بـه فكر مقابـه با سوى دیگر این تكنولوژى كه تهدید كننده است, باشند .چنین تفكرى موجب شده تا این جـوامع در كنار دسترسى همگانى به جریان آزاد اطلاعات, از انواع نرم افزارهاى فیلترینگ, متناسب با موضوع مورد نظر استفاده كنند. به عنوان مثال پدر یك خانواده براى مصون ماندن فرزندانش از سایت‌هاى غیراخلاقى, تبعیض نژادى و غیره مى‌تواند نرم‌افزارى تهیه و روى كامپیوتر خانگى خود نصب كند. این الگو در سطوح متفاوتى از جامعه قابل اجرا است, مدارس, كتابخانه‌ها, شركـت‌هاى دولتى و خصوصى و خلاصه تمام كسانى كه به نوعى با شبكه اینترنت كار مى‌كنند,مى‌توانند با انتخاب فیلترى متناسب با نیاز خود, تهدیدهاى بالقوه و بالفعل اینترنت راخنثى كنند.  چنین روشى در اعمال فیلترینگ را فیلترگذارى از پایین به بالا مى‌نامند. در واقع در این روش, كاربران در انتخاب نرم‌افزار مورد نظر, مختارند.  در كنار این جوامع كه از فیلترینگ پایین به بالا استفاده مى‌كنند, جوامعى نیز وجود دارند كه براساس مصالح خود در فضاى مجازى و شبكه اینترنت از بالا به پایین اعمال فیلتر می كنند. كشورهایى چون چین, كوبا, كره شمالى, عربستان و به تازگى ایران, جزو جوامعى محسوب مى‌شوند كه از روش بالا به پایین بهره مى‌گیرند. در همین حال كارشناسان ایرانى براى تولید نرم‌افزارهایى تلاش می کنند كه همچون جوامع توسعه یافته مى‌توانند امكان فیلترینگ انتخابى و از پایین به بالا را براى خانواده‌ها, مدارس, كتابخانه‌ها, مراكز آموزشى و شركت‌هاى دولتى و خصوصى, ضمن احترام به شعور كاربران, فراهم آورند. یك نمونه از این تولیدات, نرم‌افزارى است كه درمركـز تحقیقات صنایع انفورماتیك طراحى شده و هم اكنون در دسترس قرار گرفته است .

ابزار فیلترینگ Intelligent Filter مركز تحقیقات صنایع انفورماتیك, یك ابزار هوشمند است كه به طور خودكار براساس یك الگوریتم قابل تنظیم, پایگاه داده خود را مرتبا به روز مى‌كند و به این ترتیب همزمان با ایجاد سایت‌هاى ممنوعه و ایجاد ترافیك شبكه بر روى آنها در كوتاه‌ترین زمان ممكن نسبت به فیلتر كردن این سایت‌ها اقدام مى‌كند.

در حال حاضر همگام با فراگیر شدن اینترنت و رشد روز افزون كاربران در سراسر جهان, مباحث مرتبط با آن نیز مثل فیلترینگ و محدودسازى دسترسى به سایت‌ها, به دغدغه بسیارى از حكومت‌ها و دولت‌ها اعم از توسعه یافته و در حاى توسعه (البته با رویكردهاى مختلف) تبدیل شده است. امروزه سازمان‌ها, شركت‌ها و موسسات بسیارى در دنیا وجود دارند كه برحسب ماموریت‌ها و حیطه كارى خود به دنبال محدودسازى دسترسى به اینترنت هستند; به عنوان مثال, شركتى براى افزایش بهره‌ورى كارمندانش, سایت‌هاى سرگرمى را بلوكه مى‌كند یا كتابخانه‌ها و مدارس! بـــه منظور عدم دسترسى كودكان به مطالب غیراخلاقى, این گونه وب سایت‌ها را فیلتر مى‌كنند.

 

شیوه های فیلترینگ :

تکنولوژی فیلتر کردن محتویات اینترنت امکان کنترل دسترسی کاربران به محتویات اینترنت را فراهم میآورد. اگر چه تمرکز اولیه این تکنولوژی در سطح فردی بود ( مثلا به والدین امکان میداد دسترسی کودکان را به مطالب نامناسب محدود سازند.) این تکنولوژی امروزه به طور گسترده ای در سطح سازمانها و کشورها به کار گرفته میشود. برای برخی از سازمانها مثل مدارس، کتابخانه ها و شرکتها کنترل دسترسی به اینترنت یک اولویت مهم تلقی میشود. در سطح ملی نیز به طور فزاینده ای از این تکنولوژی استفاده میشودو دسترسی به برخی از مطالب برای همه افراد ناممکن میشود. در كشورهاى مختلف دنیا فیلترینگ به دو روش انجام مى‌شود: فیلتر كردن نشانى‌هاى اینترنتى براساس یك لیست سیاه(در یك پایگاه داده)، و فیلتر كردن براساس محتواى هر صفحه اینترنتی. روش دوم در دنیا به فیلتر محتوا (content filter) معروف است كه براى پهناى باند خیلى بالا ‌قابل انجام نیست . تکنولوژیهای فیلترینگ محتوا مبتنی بر شیوه انسداد فهرستی از وب سایت ها است. این شیوه عمدتا در ترکیب با روشهای انسداد مبتنی بر کلید واژه ها قرار میگیرد تا به طور پویا و فعال محتوا را سانسور کنند. فهرستی از اسامی ( domain) سایتها و آدرس ( url) آنها بررسی و طبقه بندی شده و در اختیار نرم افزار فیلترینگ که تنها میتواند گروه محدودی از سایتها را فیلتر کند قرار میگیرد. زمانی که کاربران تلاش میکنند به یک صفحه اینترنتی دسترسی بیابند، نرم افزار فیلترینگ بانک اطلاعاتی خود را بررسی کرده و دستیابی به صفحاتی را که در آن فهرست هستند محدود میسازد. اگر انسداد با توجه به کلید واژه ها نیز فعال شده باشد، نرم افزار هر صفحه را بررسی کرده و اگر کلمات ممنوعه در آدرس، یا متن صفحه موجود باشد، آن صفحه را مسدود میسازد.

سیستمهای فیلترینگ مستعد دو گونه اشکال ذاتی هستند: "انسداد زیاد"( over-blocking) و "انسداد کم"  (under-blocking).  تکنولوژیهای فیلترینگ نه تنها گاهی برخی سایتها را به اشتباه فیلتر میکنند، بلکه گاهی بعضی از سایتها از دست شان در میرود. نکته کلیدی محرمانه بودن این فهرست ها است. اگرچه برخی از لیست های همگانی و منتشر شده در این زمینه وجود دارد (معمولا مربوط به سایتهای پورنوگرافيک)، ولی لیست های سياه تجاری و ليست هايي که در سطح ملی مورد استفاده قرار مي گيرند، معمولا سری هستند. لیستهای تجاری طبقه بندی شده معمولا جزو داراییهای معنوی تولیدکنندگان آنها محسوب شده و منتشر نمیشوند. اگرچه برخی از تولیدکنندگان لیست ها امکان کنترل کردن آنلاین اسامی را فراهم آورده اند، اما در کل میتوان گفت که لیست های مورد استفاده برای فیلترینگ محرمانه هستند و برای بررسی و تحلیل مستقل در دسترس نیستند.

 

فیلترینگ در دنیا :

 

در تمامی کشورهای جهان، نوع فیلترینگ به شرایط امنیتی و فرهنگی آن‌ها بستگی دارد و به دلیل این‌که اعمال این روش با سلیقه‌‌های شخصی درآمیخته است، فیلترینگ به عنوان یک موضوع قابل بحث در تمام کشورها مطرح است فیلتر در حقیقت نرم‌افزاری است که این امکان را برای کارورزان ایجاد می‌کند تا سایت‌های مشخص مورددار اخلاقی و یا امنیتی و ... را فیلتر نمایند. برخی از سیستم های فیلترینگ به جست‌وجوی کلمات در آدرس‌ها می‌پردازند و برخی دیگر در درون متن را نیز جست‌وجو می‌کنند تا هنگامی که به کلمه‌ی خاصی برخورد کردند، سایت را به طور کامل فیلتر کنند. در برخی کشورها، دولت‌ها با ارائه‌ی نرم‌افزارهای فیلترینگ به ISPها، مسوولیت فیلترینگ را بر عهده‌ی این مراکز می‌گذارند و در برخی دیگر نیز فیلترینگ را به صورت متمرکز تحت عنوان طرح یکپارچه‌سازی عملیاتی می‌کنند.

چالش های سخت و بزرگی در مسیر ایجاد سیاست ها و چهارچوب های قانونی جهت کنترل نحوه استفاده از اینترنت وجود دارد. در ایالات متحده، ده ها سال است که قوانین مربوط به کنترل رسانه های پخش خبر به اجرا گذاشته می شود .

پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001, پاى دولت‌ها و حكومت‌هاى فراوانى به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان, نقش كشورهاى اروپایى و به ویژه ایالات متحده, پر رنگ‌تر از سایرین بود. ایالات متحده به عنوان پیشروترین كشور دنیا هم در زمینه به كارگیرى و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتواى اینترنتى, پس از حملات 11 سپتامبر, با چالش جدى در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این كشور, قوانین محكمى را در این مورد وضع كرد تا جایى كه حامیان حریم شخصى و آزادى‌هاى مدنى به اعتراضات گسترده‌اى علیه دولت بوش دست زدند. آمریكا كه با بیش از 200 میلیون كاربر اینترنتى, از این حیث در جهان ركورددار است, در تاریخ 24اكتبر 2001, قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصویب كرد كه به موجب آن, كنترل و نظارت بر تبادل داده‌هاى online كاربران, رنگ قانونى به خود مى‌گرفت; این قانون كه در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود, موجى ازمخالفت‌ و اعتراض را هم در میان جمهورى خواهان و هم در بین دموكرات‌ها برانگیخت. پیاده‌سازى Patriot Act كه به شدت از سوى دادستانى امریكا دنبال مى‌شود, در نوامبر 2003 با اعطاى اختیارات بیشتر به پلیس امریكا(FBI) از این نیرو خواست تا كلیه اطلاعات مربوط به كاربران اینترنتى را, حتى بـراى تجقیقات غیررسمى, جمع‌آورى كند. از سوى دیگر, برخى ایالت‌هاى امریكا مثل پنسیلوانیا قوانین مخصوص به خود را براى فیلتر كردن محتواى اینترنتى دارند. علاوه بر این, در سال 2000 نیز كلیه كتابخانه‌هاى امریكا موظف شدند براى انجام فعالیت‌هاى اینترنتى, فیلترهـاى مربوط به تصاویر غیر اخلاقى را در كامپیوترهاى خود نصب كنند. اجراى نامناسب این قانون با عنوان و فیلتر شدن اشتباهى بعضى از سایت‌ها باعث شد تا برخى گروه‌هاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض كنند.
اما قصه فیلترینگ در اروپا و
كشورهاى عضو اتحادیه اروپا, داستان دیگرى دارد; فرانسه به عنوان كشورى با تمدن و فرهنگ كهن, براى حفظ ارزش‌هاى فرهنگى خود, نتایج موتورهاى جست‌وجوى اینترنتى از جمله Google را دستكارى كرده و به زعم خود, آن را بومى مى كند. علاوه بر این, با وجودى كه تصمیمات اصلى و عمده پیرامون آزادى بیان در اینترنت و حفظ حریم خصوصى افراد در این عرصه, توسط اتحادیه اروپا اتخاذ مى‌شود, اما كشور فرانسه یكى از معدود اعضاى این اتحادیه است كه در پذیرش آنها مقاومت زیادى كرده و سعى دارد قوانین خود را اجرا كند. در بحث نظارتى نیز, كشور فرانسه با تصویب قانون LSQ در سال 2001, كلیه ISPهاى این كشور را موظف كرد تا فعالیت‌هاى اینترنتى و پیام‌هاى پست‌الكترونیك مشتریان خودرا حداقل به مدت یك سال, ذخیره و نگهدارى كنندهمچنین این قانون به قضات و پلیس این كشور اجازه مى‌داد تا در پیام‌هاى شخصى كاربران به منظور كشف یا اثبات جرم, به تفحص بپردازند. اما حیطه فیلترینگ, تنها به موارد فوق خلاصه نمى‌شود; چه بسیار كشورهایى وجود دارند كه براى دستیابى به منافع سیاسى خود و حفظ قدرت, با كمك ابزارهاى فیلترینگ, جلوى جریان آزاد اطلاعات را مى‌گیرند و نه تنها به محدودسازى اینترنت مى‌پردازند, بلكه حتى در بعضى موارد با بهره‌گیرى از قوانین مبهم و ناكارآمد, به برخورد قضایى و بازداشت فعالان اینترنتى مبادرت مى‌كنند در سال‌هاى اخیر, شركت‌هاى بزرگى همچون مایكروسافت, یاهو و سیسكوسیستم كه در عرصه تكنولوژیك مطرح هستند, به دلیل فراهم كردن ابزار لازم براى دولت‌هاى خارجى كه مى‌خواهند در كاربرى اینترنت, خلل ایجاد كنند, مورد انتقادات شدید قرار گرفته‌اند, اما منتقدان مى‌گویند كه نمى‌توانند كارى جز شكایت انجام دهند . منتقدان, مایكروسافت را كه بزرگ‌ترین شركت نرم‌افزارى دنیاست به باد انتقاد و سرزنش گرفتند; این كار زمانى صورت گرفت كه اخبار مربوط به همكارى این شركت با دولت چین براى سانسور شبكه اینترنتى چینى زبان و ابزار وبلاگى جدید این كشور و همچنین فضاى ,MSN انتشار یافت .دولت چیـــــــن در ماه  ژوئن اعلام كرد: امروز در چین باید نام هرفردى كه سایت اینترنتى باز مى‌كند, در فهرست پلیس ثبت شود; بنا براینشواهد, این كار با مشاركت دانشگاه تورنتو, هاروارد و كمبریج انجام پذیرفته است.  به گزارش فاكس نیوز روش فیلترینگ اینترنتى چین, پیچیده‌ترین تلاش در نوع خود در جهان به شمار مى‌آید.

 

 

فیلترینگ و مسائل آن در ایران :

 

 مساله پالايش و يا فيلتر پايگاههاي اينترنتي قدمتي به اندازه ورود اينترنت به ايران دارد. از همان روزهاي نخستين، دولتمردان و انديشمندان بر اين استدلال بودند که همانگونه که حاکميت تکليف نظارت و تاييد سلامت خوراک جسمي افراد جامعه را دارد؛ در حوزه خوراک فکري نيز مسئول است. لکن بي ترديد اعمال حاکميت بر فکر نمي تواند به سادگي اعمال حاکميت بر جسم باشد. به نظر میرسد که عموم فقها مخالف این رسانه نوین نباشند و اصل بر جواز و اباحه است. برای مثال استفاده از ویدیو عموما جایز است و در موارد مشخصی که چنین استفاده ای منافی موازین اسلام باشد استفاده از آن حرام است .

يكي از مهمترين علل گرايش بالاي كاربران اينترنت در ايران به سمت پايگاه هاي فرهنگي جهت دار در جوان بودن ، كمبود اوقات فراغت و کمبود ابزارهايي جهت گذران اين فرصت خالي و ضعف اطلاع رساني و يا نبود پايگاه هاي مناسب در جايگزين شدن بهتر نسبت به پايگاه هاي فيلتر شده است برای حل این معضل در ابتدا بايد صورت مسئله و روش حل را از روان شناسان خبره،  اساتيد ارتباطات و فعالان فناوري اطلاعات جويا شد و آنگاه جهت اجرايي كردن مسائل ، بين يكي از دهها راه حل از فيلترينگ استفاده كرد هنوز مرجعي رسمي با تحقيقات كاربردي و ميداني به اين نتيجه نرسيده است كه درصد بالايي از كاربران اينترنت ايران ، از سايتهاي غير اخلاقي يا سياسي ضد نظام و ... در هنگام ورود به شبكه ، استفاده مي كنند. پس اين تفكر كه فيلترينگ زمينه را براي باز شدن حق طبيعي مردم به استفاده سالم از وب فراهم ميكند ، با توجه به 2 اصل گستردگي وب و نياز به كنترل بر اساس فاكتورهاي تربيتي و نه ابزاري ، ذهنيتي كاربردي قلمداد نمي شود و اين راه را براي فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي ديگران كه مي خواهند از وب به عنوان ابزاري تجاري و علمي بهره گيرند ، بسته است . به هر حال راه حلی که برای جامعه اطلاعاتی ایران در هزاره سوم می توان ارائه داد ، باید منطقی تر و واقع بیننانه تر از رفتارهای گذشته باشد.  با توجه به عضویت ایران در جامعه‌ی اطلاعاتی جهانی و امضای برنامه‌ی اصول جامعه‌ی اطلاعاتی در اجلاس سران کشورهای جهان در ژنو و تونس و نیز تصویب لایحه‌ی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات درمجلس شورای اسلامی که دسترسی آزاد به اطلاعات برای همگان را قانونی دانسته است؛ تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات برای امور اقتصادی، فرهنگی و آموزشی برای همگان آزاد است، البته براساس ملاحظات امنیتی و اخلاقی ممکن است برخی سایت‌ها فیلتر شوند که  فعلا راهکاری برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

فیلترینگ در ایران توسط کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ هدایت می شود.این كميته ‌که مركب از نمايندگان وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيما است زیر نظرشورای عالی انقلاب فرهنگی سوده و با مسووليت نماينده‌ وزارت اطلاعات تشكيل شود .

اين كميته‌ مصاديق پايگاه‌هاي اطلاع رساني رايانه‌اي غير مجاز را تعيين و به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ابلاغ مي‌كند. در جلسه‌ي مورخ ‌١٥/٧/٨٢ عضويت نماينده دبيرخانه‌ شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نماينده‌سازمان تبليغات اسلامي‌ نيز به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد و در اين راستا وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات به عنوان مجري فني فيلترينگ مسوول اجرايي مصوبات اين كميته خواهد بود. ( مشاهده میشود که کمیته متشکل از نهادهای دولتی متعددی است  اما نماینده ای از بخش خصوصی فعال صنعت آی تی ایران در آن حضور ندارد ) اعلام موجودیت کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ، نکته ای است که امروز جامعه اطلاعاتی ایران برای شفاف سازی رسانه ای فعالیت های قانونی این نهاد ، بدان نیازمند است . قطعا راه اندازی سایت ویژه ای برای اطلاع رسانی این کمیته و حتی اطلاع رسانی درباره شکایات واصله در مورد فیلترینگ و مسدود شدن سایت های وب فارسی و حتی خارجی ، مسئله ای است که با نیاز سنجی و روش سنجی بهینه باید در صدر اولویت برنامه های آتی این کمیته قرار بگیرد.
امید است موجودیت این کمیته و برنامه های آن ، با اطلاع رسانی دقیق و به موقع در اختیار اصحاب مطبوعات در حوزه آی تی و از همه مهم تر ، در اختیار جامعه میلیونی کاربران شبکه اینترنت کشور قرار بگیرد. البته اعلام پیش شماره فکس ‌٨٨٤٢٩٢٦٧ برای دریافت شکایات متضرران از فیلترینگ های هوشمند کمیته تعیین مصادیق ، نشان دهنده رویکرد مخاطب مداری فنی کمیته مزبور در برخورد با کاربران صاحب امتیاز سایتهای اینترنتی  است. قطعا فعالیت این نهاد و دیگر نهادهای وابسته به عملکرد فیلترینگ این کمیته ، در آینده بیش تر خواهد شد .

اگر چه قانون اساسی جمهوری اسلامی و حتی لایحه جدید آزادی اطلاعات ، فرآیند انتقال اطلاعات و ارتباطات در کشور را آزاد دانسته است ، لکن برخورد با متخلفان و نقض کنندگان حقوق شهروندی در سرزمین دیجیتال ، اصلی است که همگان باید خود را پایبند به آن بدانند. اما از هیچ نهادی قابل قبول نیست که بدون مسئولیت و ماموریت قانونی و تنها بر اساس وظیفه ای که ان را می توان امر به معروف و نهی از منکر اینترنتی ! دانست ، به رفتارهای غیر منطقی روی آورد. پس انتظار می رود مجریان اصلی صنعت نوپای فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران ، با شناختی همه جانبه و دقیق و در عین حال مصلحت اندیشانه،  رفتار سازمانی صیانت از مرزهای مجازی کشور را طراحی و پایه ریزی کنند.

مساله فیلترینگ در ایران را می توان به آتش زیر خاکستر تشبیه کرد که نسیمی ملایم کافی است تا خاکستر را کنار زند و شعله های آتش را در بستر آن نمایان کند . گه گداری حرکت هایی اعتراض آمیز توسط وب مسترها و وبلاگ نویس ها آغاز می شود.ولی چون پشتوانه روشن قانونی ندارد راه به جایی نمی برد .پیرامون این مساله حرف و حدیث های زیادی مطرح شده ؛ صاحب نظران مواضع و دیدگاه های مشترکی را اتخاذ کرده اند و متفق القول به فیلترینگ بدون ضابطه معترض بوده اند .فیلترینگ مخصوص ایران نیست و در تمام دنیا اعمال می شود ، اما شیوه اعمال آن هوشمندانه تر و دقیق تر بوده و تنها حوزه هایی مانند: مسائل اخلاقی ، جرائم رایانه ای ، مسائل امنیت ملی و تروریسم را در بر می گیرد . این در حالی است که فیلترینگ بی قاعده در ایران سایت ها را از دور هدف می گیرد و مورد اصابت قرار می دهد . برای مثال وبلاگی که با نگاهی نقادانه به اوضاع اجتماعی می پردازد محکوم به توقیف است چرا که ممکن است در ماه ها و شاید سال های آینده مطالب تند تری بنویسد و موجب تحریک اذهان عمومی شود و این مساله ممکن است امنیت ملی را به خطر بیندازد . منطقی که بر فیلترینگ ما حاکم شده است با هیچ یک از سیاست های اصولی جمهوری اسلامی همخوانی ندارد .بی شک اگر چنین محدودیتی ، با این شدت و منطق بر مطبوعات کشور اعمال میشد گرد و خاک زیادی میکرد و اوضاع متشنجی در کشور حاکم میشد . کشور را به نقض حقوق بشر و آزادی بیان محکوم می کردند و صدها رسانه ی خارجی مدعی حقوق مردم ایران می شدند ؛ اما تیغ تیز فیلترینگ نه تنها گرد و خاک بپا نکرده بلکه حتی به اندازه نسیمی ملایم خاکستر را از روی آتش اعتراض کنار نزده است. اینترنت و محتوای موجود در آن را می توان به سه بخش تقسیم کرد :

1- محتوای فارسی موجود در وب سایت های فارسی زبان .

2- محتوای فارسی موجود در وبلاگ های فارسی زبان .

3- محتوای موجود در منابع خارجی که اکثرا در وب سایت های انگلیسی زبان هستند.
وبلاگ نویس ها با توجه به سهم عمده ای که در تولید محتوای فارسی در محیط سایبر دارند،  متقابلا طیف کثیری از مخالفان فیلترینگ را تشکیل می دهند و از چند جهت منطق فیلترینگ را نمی پذیرند :

اولا معتقدند که فیلترینگ مغایر با آزادی بیان است ثانیا نوشته های خود را عاری از هرگونه تحریک و توهین می دانند ثالثا فیلترینگ بدون دلیل مشخص ، بدون تذکر و ارائه دلیل قابل استناد را توهین به خود و مخاطبانشان می دانند . در بین وبلاگ نویس ها این مثل رایج شده که " فیلترینگ شتری است که عاقبت در خانه ی هر وبلاگی خواهد خوابید " اوضاع وب مسترها کمی متفاوت است ، آنها با توجه به صرف هزینه ، زمان و انرژی برای طراحی و راه اندازی وب سایت هایشان معمولا کمی محتاط تر عمل می کنند و همین احتیاط سبب شده است که موجبات نارضایتی مخاطبانشان را فراهم کنند . مخصوصا در فروم ها (forum) که اماکنی عمومی برای بحث و تبادل نظر هستند . در چنین شرایط پیچیده ای کار برای سایت هایی که بازدید کنندگان زیادی دارند بشدت سخت و نفس گیر شده است .  به این دلیل که اینگونه پورتال ها زیر نظر مستقیم کمیته فیلترینگ هستند و در صورت تخطی از مرزهای نا مشخص این کمیته مسدود خواهند شد .از اینرو مدیران اینگونه سایت ها معمولا قوانین و مقرراتی را وضع و اعضای خود را موظف به رعایت آنها می کنند . در جریان بحث ها آن دسته از اعضا که از این قوانین تخطی کنند توسط مدیران فیلتر می شوند ( نوعی خود سانسوری ) و اجازه دسترسی آنها به فروم تا اطلاع ثانوی محدود می گردد .

 اکنون فیلترینگی که در ابتدا با هدف مسدود کردن سایت های مستهجن و غیر اخلاقی ایجاد شده بود ، کم کم بر روی سایت ها و وبلاگ های سیاسی دست گذاشته است .

 امروز شاهد شکل جدید و نا متعارفی از فیلترینگ هستیم  . در این شیوه صفحات اینترنتی با توجه به کلمات موجود در آنها فیلتر می شوند . برای مثال کلماتی مثل : تالاسمی که کلمه " لاس " در آن مستطر است فیلتر شده و چنانچه شما در جست و جو گر گوگل این کلمه را جست و جو کنید صفحه ی اخطار فیلترینگ در مقابل شما ظاهر خواهد شد . همچنین : کلماتی مانند : لاستیک باز هم بدلیل " لاس مستطر " فیلتر شده اند . علاوه بر موارد بالا امروز شاهد تضییع حقوق زنان توسط فیلترینگ هستیم ، کلماتی مانند woman نیز فیلتر شده اند و سیستم فیلترینگ دسترسی زنان را به کلیه منابع در مورد زنان ، خانواده ، بهداشت و ... را غیر ممکن کرده و حتی در اقدامی ناباورانه تعداد کثیری از وبلاگ هایی که زنان نویسنده آنها بودند تنها به دلیل بیان مسائل متداول میان زنان ازجمله حقوق زنان مسدود شدند.  فیلترینگ در شرایط فعلی ، تر و خشک را یکجا می سوازند . متاسفانه تصور بر این است که هر کسی انتقاد می کند و حرف از مخالفت میزند یا ضد انقلاب است و یا خرابکار و به این نکته توجه نمی شود که هر نقدی مخرب نیست بلکه می تواند سازنده باشد . همانطوری که در بالا اشاره شد ، کمیته فیلترینگ سایت ها را از دور هدف گرفته و مورد اصابت قرار می دهد ، بی آنکه نظارتی واقع بینانه بر محتوای صفحات داشته باشد ؛ تنها با این تفکر که ممکن است این سایت ها بعدها مطالب تند تری بنویسند و موجبات انحراف افکار عمومی را فراهم آورند . ( پیشگیری یا محاکمه پیش از ارتکاب به جرم .... )

از آغاز فعالیت فیلترینگ در ایران هیچ کسی نتوانسته است دقیقا به این سوال پاسخ دهد که فیلترینگ را چه کسی هدایت می کند و تعیین مصادیق واقعا برعهده کدام سازمان یا وزارت خانه است .اگر از مردم بپرسید که چه کسی اینترنت را فیلتر می کند معمولا شانه بالا می اندازند ؛ شاید هم از مخابرات یا از isp ها اسم ببرند . شایسته است که هرچه سریع تر در مورد اعلام موجودیت " کمیته مصادیق فیلترینگ " اقدامات مقتضی صورت گیرد ؛ و شفاف سازی و پاسخگویی به ابهامات و شکایات واصله در دستور کار این کمیته قرار گیرد .

 فیلترینگ و پیامدهای آن :

تنگ تر کردن حلقه فیلترینگ مرحله به مرحله نیازمند صرف هزینه های کلانی است که دولت و در نهایت مردم آن را پرداخت می کنند . باید پذیرفت که ستیز با تکنولوژِی و در راس آن غول رسانه ای یعنی اینترنت کار عبث و غیر ممکنی است .فیلترشکن ها عملا نشان داده اند که هیچ راهی برای مقابله باقی نمانده است . هر روز صدها و بلکه هزاران فیلترشکن به سادگی ایجاد می شوند و انبوهی از کاربران به سوی آنها هجوم می آورند ، آدرس آنها دست به دست منتقل میشود و بر شمار کاربران آنها افزوده می شود تا آنجا که این فیلترشکن هم مسدود شود و دوباره روز از نو ، روزی از نو . ! متاسفانه در اینترنت کسانی هم پیدا شده اند که از طریق فیلترشکن ها کاسبی می کنند ، برای مثال مدت کوتاهی امکان عبور شما را از فیلترینگ فراهم می آورند و سپس فهرست بهای عضویت را تقدیم شما می کنند . در شرایط فعلی فیلترینگ سد بلندی در برابر جریان آزاد اطلاعات قرار داده و به تدریج تحقیق و پژوهش را برای پژوهشگران و دانشگاهیان با مشکلات اساسی مواجه خواهد ساخت ؛ از اینرو ضرورت پیگیری دقیق و ارائه راهکارهای اصولی در قبال این موضوع بیش از پیش احساس می شود .

یکی از مهم ترین دلایلی که برای انواع فیلترینگ در کشور مطرح می شود وجود تهاجم فرهنگی و زیر سوال بردن ارزشهای دینی و اعتقادی جامعه است. حتی کسانی همچون دکتر سلیمانی وزیر کنونی ارتباطات فیلترینگ را برای حفاظت از اطلاعات مو جود در کشور ضروری می داند0همین مسئله نیز باعث شده تا بحث فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشورمان همانند کشوری با جمعیت یک میلیارد نفری چین، با جدیت بیشتری دنبال شود. فیلترینگ سایت ها در ایران تحت نظارت کمیته تعیین و براساس مصوبه ای از سال 1381 آغاز شد و با هدف صیانت از فرهنگ ملی و رسانه ای نسبت به فیلتر شدن سایت های اینترنتی تصمیم گیری می کنند. سایت ها از دو منبع فیلتر می شوند: یکی اینکه طبق مقررات با حکم قضایی مسدود می شوند، و دیگری بر طبق مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی که همان کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ، که سایت ها را بررسی می کند و اگر در مورد فیلتر شدن سایتی تصمیم بگیرد به وزارت ارتباطات ابلاغ می نماید.  قاعده مند نبودن فیلترینگ در بدو امر موجب شده بود برای وبلاگ نویسان و صاحبان وب سایت های فارسی، نگرانی هایی به وجود بیاید چرا که بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت هایی که واجد شرایط فیلترینگ نبودند، ناخواسته فیلتر می شدند و این مسئله نگرانی ها را بیشتر می کرد که آیا روند فیلترینگ در کشورمان تا جایی پیش می رود که حتی از دسترسی به سایت های خبری نیز محروم شویم یا نه.

با گذشت چندین سال از استقرار و استفاده عمومى از اینترنت در كشور همچنان موضوع فیلترینگ به عنوان یك بحث جدى و مهم در این عرصه مطرح است و همواره مى توان نظراتى را در زمینه فیلترینگ، ماهیت و تاثیرات آن روى اینترنت و سایت هاى اینترنتى و یا در دیگر رسانه ها مشاهده كرد. بحث هایى كه عمدتاً و بعد از گذشت حداقل سه سال از آغاز فیلترینگ گسترده در این عرصه همچنان ذهن فعالان این بخش را به خود اختصاص داده است. فیلترینگ همچون بحث هایى كه در زمینه هاى دیگر توسعه آى تى و شبكه هاى اطلاع رسانى در كشور مطرح مى شود به یك موضوع دنباله دار تبدیل شده و حتى اخبار و گزارش هاى مربوط به آن با حساسیت بیشترى پیگیرى مى شود. شكى نیست كه فیلترینگ اینترنت حداقل از یك سال قبل به این سو با شدت و سختگیرى بیشترى انجام مى گیرد. این سختگیرى ها بخشى به دلیل استفاده مراجع مسئول فیلتركننده از نرم افزارها و سخت افزارهاى پیشرفته تر است و بخشى دیگر به دلیل تغییرات سیاسى و اجتماعى است كه در این مدت در بدنه سیاستگزارى كشور رخ داده است.اگر تا چند سال قبل نقاط دسترسى یك كاربر به شبكه اینترنتى از طریق شركت هاى ISP متعدد (كه هر كدام با استفاده از دیش به طور مستقل به اینترنت متصل بودند) صورت مى گرفت از چند سال قبل به این سو زمینه هاى حقوقى و فنى یكپارچه شدن دروازه هاى ورودى و خروجى تبادل اطلاعات اینترنتى آماده شد و شركت دیتاى سابق (شركت فناورى اطلاعات فعلى) مسئولیت توزیع اینترنت در كشور را برعهده گرفت. در ابتداى كار به دلیل اینكه این شركت قادر به ارائه تمام پهناى باند درخواستى كشور نبود با تصویب شوراى انقلاب فرهنگى برخى شركت هاى اینترنتى تحت عنوان ICP نیز اجازه دسترسى مستقیم به اینترنت را (تحت نظارت شركت دیتا) به دست آوردند. به این ترتیب عملاً راه هاى دسترسى به اینترنت براى شركت هاى اینترنتى به دو طریق دیتا و شركت هاى ICP محدود شد و این موضوع شرایط را براى اعمال محدودیت هاى یكسان در این عرصه فراهم كرد.

به رغم این اما تجربه دو سه سال اخیر به روشنى نشان مى دهد كه همچنان فیلترینگ اینترنت به شكل یكسانى براى همه خدمات دهندگان آن اعمال نمى شود و همچنان كاربران اینترنت شاهد سرویس دهى متفاوتى در این عرصه هستند. حضور بخشى از قوه قضائیه در این زمینه و ارتباط مستقیم آنها با شركت هاى ICP از یك سو نوع متفاوتى از فیلترینگ را بر این عرصه تحمیل مى كند. این در حالى است كه شركت دیتا كه همچنان بخش عمده اى از شركت هاى ISP از سرویس هاى اینترنت آن استفاده مى كنند نیز نوع دیگرى از فیلترینگ را ارائه مى دهد. علاوه بر این شركت هاى ارائه دهنده اینترنت (عمدتاً ICPها) نیز به جز تبعیت از این دو مرجع هركدام فیلترینگ سلیقه اى مربوط به خود را دارند و همین پراكندگى شاید مهمترین مشكل كاربران اینترنت در مواجهه با این موضوع باشد.

 در ایران تاكنون فیلترینگ محتوا نداشته‌ایم، چون پهناى باندی كشور جوابگوى آن نیست. ولی با شیوه ای انحصارى این دو روش در ایران با هم ترکیب شده اند. در این روش ابداعی تمام مواردى كه توسط كاربران دیده مى‌شود دوباره در مورد آنها تصمیم‌گیرى مى‌شود. در واقع در سیستم جدید، همه آدرس‌هایى كه توسط كاربران دیده شده‌اند، توسط سیستم جمع‌آورى مى‌شوند و دوباره به آنها مراجعه مى‌شود تا در مورد امكان مشاهده مجدد آن تصمیم گرفته شود. این روش باعث مى‌شود اگر سایت گمنام غیرمجازى با تعداد زیاد مراجعه كننده ایرانى وجود دارد به راحتى شناسایى شود. در ایران، معمولا برای مسدود ساختن سایت‌های مساله‌دار، هم نشانی‌های اینترنتی بر اساس لیست و هم محتوای هر صفحه مسدود می‌شود.آنچه تاكنون در ایران اتفاق افتاده، فیلترینگ بر اساس یك پایگاه داده ثابت بوده كه هر چند وقت به یكبار توسط نیروهاى انسانى بروز مى‌شده است. در حال حاضر در كنار استفاده از فیلترینگ بر اساس پایگاه داده، از روش وجود كلمات كلیدى ممنوعه در آدرس صفحات اینترنتى هم استفاده مى‌شود كه ضریب خطاى بسیار بالایى دارد. بر اساس این روش به نرم‌افزار فیلترینگ فرمان داده مى‌شود كه مثلا تمام صفحاتى كه در آدرس آنها از كلمه «سكس»، «زن» یا «دختر» یا «عشق» استفاده شده است مسدود شوند. هر چند كه بر اساس این فرمان، جلوى مشاهده تعداد زیادى از صفحات مستهجن گرفته مى‌شود، اما به دلیل هوشمند نبودن سیستم، كاربران از تعداد زیادى از صفحاتى كه مطالب مفید علمى در مورد موضوعات فوق دارند هم محروم مى‌شوند.از جمله نكات مثبت سیستم جدید، حذف این روش از فیلترینگ است. به عبارت دیگر، در سیستم جدید فیلترینگ، بر اساس كلمات ممنوعه در آدرس صفحات به طور كلى‌ برداشته خواهد شد . با راه‌اندازى سیستم جدید، كاربران حتى مى‌توانند مثلا كلمه ((سكس)) را به وسیله موتورهاى جست‌وجو در اینترنت جست‌وجو كنند و به صفحاتى كه از نظر روانشناسى و پزشكى به این موضوع پرداخته‌اند دسترسى داشته باشند.

تاکنون بیش از 10 میلیون سایت اینترنتی در ایران فیلتر شده است که 90 درصد آنها غیر اخلاقی بوده اند و موارد اعتراضی به مسدود سازی سایت های خبری نیز به مسدود سازی سایت های خبری، اجتماعی و سیاسی باز می گردد.به طور متوسط ماهیانه تعداد هزار سایت که از طریق مراجع ذی‌صلاح (قوه‌ی قضاییه و کمیته‌ی تعیین مصادیق پایگاه‌های غیر مجاز اینترنتی) اعلام می‌شود، پالایش و فیلتر می‌شوند، ضمن آن‌که بانک اطلاعاتی نرم‌افزار پالایش که به صورت روزانه و اتوماتیک از سایت شرکت سازنده به‌روزرسانی می‌شود نیز مبادرت به فیلترینگ روزانه 200 تا 300 سایت غیر اخلاقی و فیلترشکن می‌کند. علاوه بر بانک اطلاعاتی سیستم پالایش، مشتمل بر 10 میلیون سایت غیر مجاز اینترنتی، از آغاز نصب این سیستم تاکنون، تعداد 13000سایت نیز توسط مراجع ذیصلاح به این شرکت اعلام شده که سیستم فیلترینگ در مورد آن‌ها اعمال شده است. موارد اعتراض رسمی به سایت‌های فیلتر شده توسط سیستم فیلترینگ مخابرات، اغلب به مسدودسازی سایت‌های خبری، اجتماعی و یا سیاسی بازمی‌گردد که تعداد آن‌ها نیز تاکنون کمتر از 100 مورد بوده است، با این حال بسیاری از موارد اعتراضی دیگر به اشتباهات اعمال کلمات کلیدی در سیستم پالایش شرکت‌هایی است که از سیستم فیلترینگ مستقل استفاده می‌نمایند .

اینها بخشی از صحبت های اسماعیل اردکانی معاون پشتیبانی شرکت فناوری اطلاعات درباره فیلترینگ سایت های اینترنتی است. دو نکته در صحبت های وی جالب توجه است یکی آنکه به گفته وی ماهانه 1000 سایت اینترنتی توسط مراجع ذیصلاح فیلتر می شوند که باز هم به گفته وی مسدود شدن 13 هزار سایت از آغاز تاکنون محصول این مراجع بوده است. اگر چنین آماری را بپذیریم یعنی فقط حدود یک سال است که مراجع ذیصلاح در حال فیلتر کردن سایت های اینترنتی هستند در حالی که همه می دانیم حداقل چهار پنج سال از فیلترینگ آنها می گذرد. نکته دوم و مهمتر آنکه گفته شده تنها 100 مورد اعتراض رسمی به فیلترینگ سایت ها صورت گرفته است. پرسش مشخص این است که روش دقیق و رسمی اعتراض به یک سایت فیلتر شده کدام است؟ مسوول یک سایت فیلتر شده از چه طریقی و به کجا باید شکایت ببرد و چه روش و روند مشخصی برای بررسی این شکایات و رسیدگی به آنها وجود دارد؟

ازچند سال پیش كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى در مصوبه‌اى وضعیت فیلترینگ اینترنت را مشخص كرد و تعیین مصادیق آن را به كمیته ‌تعیین مصادیق سپرد، وضعیت فیلترینگ در كشور دستخوش تحولات و تغییرات متفاوتى شده است.اما آنچه مسئولین را به فكر اجرایى كردن «طرح بانك جامع فیلترینگ كشور» انداخت، ناهماهنگى‌هاى این حوزه و اعتراضات فراوان -و در پاره‌اى مواقع به‌جا و صحیح- كاربران در مورد اعمال فیلترینگ ناقص و اشتباه بود. مهم‌ترین ویژگى طرح جدید، از بین بردن چند‌گانگى فیلترینگ براى خدمات ارائه شده توسط شركت‌هاى ارائه خدمات اینترنتى است. روش ثابت فیلترینگ در مراكز اینترنتى، در همه جاى دنیا استفاده از بسته‌هاى سخت‌افزارى و نرم‌افزارى ویژه فیلترینگ است كه دسترسى به ترافیك غیرمجاز و مشاهده آدرس‌هاى ممنوعه را مسدود مى‌كند. این مجموعه، براى تشخیص آدرس‌هاى غیرمجاز از مجاز، به یك دیتابیس(پایگاه داده) مراجعه مى‌كند. در ایران، تهیه مجموعه نرم‌افزارى و سخت‌افزارى فیلترینگ تاكنون به عهده شركت‌هاى ایرانى بوده است و از محصولات ساخت داخل استفاده مى‌شده است. در مورد پایگاه داده مورد استفاده براى فیلترینگ هم تاكنون آنچه اتفاق افتاده، استفاده از محصولات خارجى بوده است. در واقع براى تهیه و بروز نگهداشتن پایگاه داده مورد استفاده در فیلترینگ، نرم‌افزارهاى خاصى وجود دارد كه تا كنون از نمونه‌هاى خارجى و اغلب آمریكایى آنها از قبیل اسمارت فیلتر(smartfilter) و وب‌واشر(webwasher) استفاده مى‌شده است.شركت فناورى اطلاعات(شركت دیتا) به عنوان متولى این موضوع، و براى هماهنگى فیلترینگ در سطح كشور، به عنوان گام نخست، امتیاز تهیه و فروش تجهیزات مربوط به فیلترینگ در ایران را به چهار شركت ایرانى واگذار كرد و همه مراكز ارائه خدمات اینترنتى اعم از آى‌اس‌پى‌ها و آى‌سى‌پى‌ها و شركت‌هاى دولتى، ملزم به تهیه تجهیزات فیلترینگ از این شركت‌ها هستند. در مرحله بعد، براى تعیین شركت مسئول مدیریت پایگاه داده فیلترینگ، مناقصه‌اى با حضور شركت‌هاى ایرانى برگزار شد كه از بین آنها «دلتاگلوبال» برنده مناقصه شد .

بانک اطلاعات ملی ایران :

بانك اطلاعات ملى قرار است به عنوان مرجع فیلترینگ گسترده و فراگیر عمل كند . تجهيزات اين مركز از چهار بخش كنترل ترافيك كل شبكه، ربات جست‌وجوگر، سيستم مديريت و پشتيباني از مشتري تشكيل شده و سيستم بانك اطلاعاتي آن از دو هزار كلمه‌ي كليدي پشتيباني مي‌كند. نرم‌افزار اين پايگاه علاوه بر سرويس‌دهي در بيش از 300 نقطه، توانايي پشتيباني زبان‌هاي فارسي، انگليسي، آلماني، فرانسوي، روسي، اسپانيايي، ايتاليايي‌ و تركي با الگوريتم‌هاي مختلف را دارد. همچنين ربات جست‌وجوگر پايگاه، برخلاف نرم‌افزارهاي خارجي فعلي، توانايي وارد كردن كلمات و آدرسهاي جديد را در دسته هاي مربوط (طبقات مخصوص‌) مطابق با فرهنگ بومي ‌مناطق مختلف دارد و همچنين به‌طور نامحدود دسته های  جديد به ديتابيس اين مركز مي‌توان اضافه كرد‌. يكي از ويژگي‌هاي پايگاه مركزي فيلترينگ اين است كه كلمات سياه، خاكستري‌ و سفيد را تفكيك مي‌كند،‌ كه كلمات ليست سياه به طور اتوماتيك توسط نرم‌افزار شناسايي و سايت مورد نظر فيلتر مي‌شود و فيلتر شدن سايت‌هايي كه كلمات ليست خاكستري در آن‌ها قرار دارد، به نظر اپراتورهاي متخصص كه در زمينه‌ي پزشكي، علمي و اجتماعي تشكيل شده‌اند، بستگي دارد. در صورت تغيير در محتواي سايت‌هاي غير مجاز، نرم‌افزار به‌طور اتوماتيك اسامي‌ سايت‌هاي مورد نظر را در ليست خاكستري قرار مي‌دهد. نرم‌افزار بانك اطلاعاتي فيلترينگ قابليت حذف و اضافه كردن IP سايت‌هاي غيرمجاز، كلمات و URL‌هاي آن‌ها را به دتيابيس به‌صورت دستي و اتوماتيك را دارد. يكي از مهم‌ترين ويژگي پايگاه مركزي فيلترينگ اين است كه كاربران اينترنت را از روي IP آدرس شناسايي و تمام مراجعات آن‌ها را به سايت غيرمجاز و معمولي در ديتابيس خود ذخيره ‌كرده و ازسوي مديريت شبكه و اپراتورهاي آن قابل استخراج است. ساير سيستم‌هاي فيلترينگ داخلي نيز تحت پروتكل مشخصي مي‌توانند از طريق اين پايگاه به‌روز شوند. ربات جست ‌وجوگر اين سيستم نيز بين دو تا پنج روز تمام فيلترشكن‌ها را شناسايي و مسدود مي‌كند.  سیستم بانك اطلاعات ملى فیلترینگ در شركت ارتباطات داده‌ها مستقراست  و شركت‌هاى ارایه دهنده خدمات اینترنتى با وصل شدن به این سیستم مركزى, برنامه‌هاى فیلترینگ خود را با اطلاعات این بانك, تطابق داده و به روز مى‌كنند. از آنجا كه مراكز ICP و خود دیتا به این مركز متصل است و شركت‌هـــــــاى ISPپهناى باند خود را از یكى از این دو دریافت مى‌كنند, خود به خود برنامه بانك طلاعات ملى براى همه به طور یكسان اعمال مى‌شود. بدین ترتیب عملا یك سیستم یكپارچه و فراگیر در كل کشور پدید مى‌آید كه گریز از آن ممكن نیست, مگر آنكه یك ISP بخواهد از دیش ماهواره براى دریافت پهناى باند استفاده كند كه این خود, كارى غیرمجاز دانسته مى‌شود و موجب برخورد قضایی می شود. یك مساله در این میان باقى مى‌ماند و آن نحوه تعامل مراكز دیگرى بجز دیتا است كه در عرصه تعیین مصادیق فیلترینگ فعالیت مى‌كنند. بررســـى تاریخى اعمال فیلترینگ در ایران نشان مى‌‌دهد كه حداقل دو ستاد در این زمینه فعالیت داشته‌اند. در ابتدا كمیته تعیین مصادیق فیلترینگ ( كه همانگونه که گفته شد تحت نظارت شوراى عالى انقلاب فرهنگى فعالیت مى‌كند و اعضاى آن را نمایندگانى از وزارت ارشاد, وزارت اطلاعات و سازمان صدا وسیما تشكیل مى‌دهند.) این وظیفه را بر عهده داشت لکن همزمان با فعالیت  این كمیته و به سبب اختلاف نظرهایى كه میان آن و بخش‌هاى دیگر، خصوصا بر سر مسدود ساختن سایت‌هاى خبرى و تحلیلى به وجود آمد، مركز دیگرى نیز فعال شد كه ستاد آن در قوه قضائیه قرار دارد. بسیارى از ISPها علاوه بر رعایت دستورات كمیته تعیین مصادیق از سوى دفتر اینترنتى قوه قضائیه نیز براى مسدود ساختن سایت‌هایى خاص مورد فشار قرار گرفتند. حال با استقرار بانك اطلاعات ملى فیلترینگ، این سوال پیش مى‌آید كه فعالیت دو مركز دیگر چگونه خواهد بود  ؟

تعدد مراكز تصمیم‌گیر براى فیلترینگ در چند سال اخیر, فارغ از اصل فیلترینگ ،موجبات ناامنى‌ها و نابسامانى در حوزه خدمات اینترنتی را فراهم آورده است. از یك سو شركت‌هاى ارائه دهنده خدمات، تكلیف مشخصى ندارند و همزمان از سوى چند مركز موازى تحت فشار قرار مى‌گیرند، از سوى دیگر كاربران نیز در این بى‌برنامگى دچار سردرگمى ‌شده اند. همچنین وجود فضاى مبهم در فیلترینگ سایت‌ها به یك رقابت ناسالم در بین برخى ISPها دامن زده است. در چنین شرایطى هیچ یك از مراكز موازى تعیین مصادیق، پاسخگوى اقدامات خود نبوده و مساله را به یكدیگرمحول مى نمایند. از این رو استقرار یك مركز واحد در شركت دیتا مى‌تواند حداقل تكلیف شركت‌ها و كاربران را مشخص كند و به این موازى كارها پایان دهد. با این همه جاى چند سوال اساسى در زمینه بانك اطلاعات ملى فیلترینگ وجود دارد. البته قبل از طرح این پرسش‌ها، لازم است تا به رغم بدیهى بودن، تاکید شود : هیچ كس تردیدى ندارد كه فضاى مجازى اینترنت، حاوى صفحات بى شمارى از موضوعات و تصاویر غیراخلاقى است. همچنین سایت‌هایى كه محتواى آنها حاوى توهین به مقدسات و باورهاى دینى جامعه ایران اسلامى است. در این دو مورد اختلاف نظرى بر سر اعمال فیلترینگ كامل وجود ندارد; اختلاف نظر از آنجا پدید مى‌آید كه بجز این دو حوزه، وارد مباحث و موضوعات عقیدتى و سیاسى مى‌شویم كه به شدت با سلیقه و نگاه افراد گره خورده است. سوال‌هاى مطرح در این زمینه آن است كه اولامبانى حقوقى براى ایجاد یك فیلترینگ انحصارى در كشور چیست و توسط كدام مرجع تدوین و تصویب شده است. از سوى دیگر فرآیند تصمیم‌گیرى و تعیین مصادیق فیلترینگ،‌چگونه شكل گرفته است؟دیگر آنكه چه كسى و كدام مرجع قانونى خطوط قرمز سایت‌هاى عقیدتى، سیاسى،فرهنگى و اجتماعى را تعیین مى‌كند، خصوصا با توجه به اینكه، این خطوط برعكس موضوعات غیراخلاقى و توهین، داراى مرزهـــــاى پر نوسانى هستند و مى‌توانند تفسیر و برداشت‌هاى گوناگونى را به خود بپذیرند.

حقوق فیلترینگ :

نحوه مواجهه با فیلترینگ در ایران سه سطح دارد: فنی (فیلترشکن‌ها)، مدنی (انجمن کاربران اینترنت)، حقوقی (شکایت از کمیته‌ی سه نفره و شرکت مخابرات). اثر این سه سطح، به ترتیب از کوتاه‌مدت تا دراز مدت تغییر می‌کند. درنتیجه بهترین راه حل اساسی و درازمدت ، روش حقوقی است که با آن سعی می شود فیلترینگ با استفاده از قوانین موجود بازتعریف شود و بر اساس آن صاحبان یک وب‌سایت یا مصرف‌کنندگان آن،بتوانند از عوامل فیلتریگ ، چه در دادگاه‌های ایران و چه در دادگاه‌های بین‌المللی، شکایت کنند. متاسفانه در سطح سوم (قانونی) کمترین کار نسبت به دو سطح دیگر شده است.

متاسفانه هیچکدام از قوانین جاریه کشورکه به تصویب مجلس رسیده اند تعریفی از مالکیت مجازی ارا ئه نمی دهند. همچنین هیچ تفسیر مدنی معتبری بدون تعریف صریح قانونی که مشخصا سایت را نوعی مال منقول با آثار حقوقی تعریف کند امکان پذیر نمی باشد. بدین ترتیب اگر سایت را نوعی مال منقول بشناسیم آثار حقوقی مترتب بدون قانون مدون به آسانی قابل احراز نمی باشند. تا زمانی که قانون صریحا وضعیت حقوقی سایتها را مشخص نکرده وهیچ حکم قضایی در این مورد وجود ندارد اعمال سانسوردر حقیقت اعمال مجازات بوسیله قوه مجریه است و اعمال مجازات بوسیله وزارت ارتباطات بدون قانون مصوب مجلس بر خلاف قانون مجازات اسلامی( اصل قانونی بودن جرم و مجازات) است.

همچنین هیچکدام از قوانین کشورکه به تصویب مجلس رسیده اند به وزارت ارتباطات هیچگونه اختیاری در اعمال سانسوراز این قبیل تفویض نکرده اند. چنین به نظر میرسد که اگر قوانین موجود مانند قانون مطبوعات و یا مواد مربوطه در قانون مجازات اسلامی تفسیر شوند تفویض چنین اختیاراتی از سوی وزارت ارشاد و یا هیات نظارت بر مطبوعات به وزارت ارتباطات امکانپذیرخواهد بود. لکن تفسیر قوانینی که ماهیتا جنبه کیفری دارند مغایر قانون آیین داد رسی کیفری به نظر میرسد. بعلاوه در صورت شکایت شاکی خصوصی و یا مدعی العموم دادگاههای صالح مکلف به رسیدگی هستند و در صورت احراز صلاحیت می توانند به وزارت ارتباطات به منظور اجرای حکم و یا قرارقضایی تفویض اختیارکنند. اگر وزارت ارشاد و یا هیات نظارت بر مطبوعات و یا مدعی العموم و دادگاهها با استناد به قیاس و یا تشبیه استدلال کنند که کارکردهای نوشتاری و صدایی و سیمایی اینترنت اجازه میدهند که بر حسب مورد(مثلا اعمال قانون مطبوعات در مورد سایتهای خبری) قوانین مربوطه را مبنا قرار داد چنین تفسیری مغایر روح قانون اساسی به نظر میرسد.  نخستين بار، سابقه طرح مساله پالايش در اطلاع رساني را ميتوان در آئين نامه شوراي عالي اطلاع رسانی يافت.  شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين آئين نامه «سياستگذاري، برنامه ريزي، هدايت و حمايت در زمينه توليد، “پالايش” و مبادله اطلاعات و نظارت بر امر اطلاع رساني سراسر كشور در چهارچوب سياستهاي كلي نظام» را بر عهده شوراي عالي اطلاع رساني گذارد.
پس از آن بيان دقيق تر، در مقررات و ضوابط شبكه هاي اطلاع رساني رايانه اي، مصوب شواري عالي انقلاب فرهنگي ذکر شد. در اين مصوبه تاکيد گرديد که ايجاد کنندگان نقطه تماس بين المللي ملزم به ايجاد «سيستم پالايش (Filtering) مناسب به منظور ممانعت از دسترسي به پايگاههاي ممنوع اخلاقي و سياسي و حذف ورودي هاي (Port) غير مطلوب» هستند. همچنين اعلان گرديد که «تعيين ضوابط پالايش (Filtering) توسط كميسيون راهبردي شوراي عالي اطلاع رساني صورت خواهد گرفت» همچنین در بخش ديگر از همان مصوبه آمده است «امكان و اعمال برقراري پالايه (filter) در شبكه رسا (ISP) بايد فراهم باشد. ضوابط و مصاديق موارد پالايش (fitering) توسط شوراي عالي اطلاع رساني تصويب و اعلام مي شود.»هرچند ورود شوراي عالي انقلاب فرهنگي در عالي ترين نقش فن آوري اطلاعات و ارتباطات كشور، به عنوان واضع مقررات، خود محل بحثي مستقل است. لكن شيوه نگارش قواعد فوق نمايان مي سازد كه کار انجام شده، فاقد پشتوانه مطالعاتي عميق است؛‌ تا آنجا كه در يك مصوبه،‌ جهت انجام وظيفه اي واحد (تعيين ضوابط پالايش)‌ دو مرجع تعيين شده است. در يك جا سخن از شوراي عالي اطلاع رساني است و در جاي ديگر ” كميسيون راهبردي” همان شورا! بنابراين قابل پيش بيني است كه دير يا زود، مقررات موجود در ارتباط با نظام پالايش پايگاههاي اينترنتي بايد مورد بازنويسي قرار گيرد.آنچه به نظر می رسد این است که ضوابط و قوانین حاکم بر فیلترینگ باید ویژگیهای زیر را داشته باشد :

 ۱ – قابل پيش بيني بودن:

ضوابط پالايش بايد به قدري روشن و منجز باشد كه هر شهروند ايراني بداند در برابر انتشار چه داده هايي،‌ پايگاه او “نامطلوب” بوده و شايسته پالايش است. مقررات فعلي بقدري نارسا است كه بنا بر سلايق مختلف مي توان طيف بسيار گسترده اي از پايگاههاي اينترنتي را به نحوي از انحاء، مستحق پالايش دانست.  لذا استفاده از الفاظ کلي مانند “پايگاههاي ممنوع اخلاقي و سياسي”  بي ترديد مفيد نخواهد بود.همچنين تا زماني كه قواعد تعيين كننده در تعيين مصاديق پايگاههاي غير مجاز به جامعه ابلاغ نشده، اجراي آن خلاف اصول آزادي ارتباطات و تبادل اطلاعات، به عنوان حق اساسي و طبيعي مردم است. 

2– قابل اعتراض بودن:

مجازات و تنبيه بايد قابل اعتراض باشد. تجديد نظر طلبي و فرجام خواهي، حتي نسبت به احكام صادره توسط سطوح عالي قضايي نيز ممكن است. ‌حال آنكه در عرصه پالايش تاكنون اين مهم مورد توجه كافي قرار نگرفته است.جهت تحقق اصل “قابل اعتراض بودن” در تعيين مصادق پالايش؛‌ بايد دو مقدمه به شرح ذيل رعايت شود:

نخست - آنكه قواعد روشني از حيث شكلي، جهت بيان آئين تجديد نظر خواهي و رسيدگي به اعتراض محكومين وضع شود.

دوم -  مرجع ذي صلاح جهت رسيدگي به اعتراض،‌ در طول و مافوق مرجع بدوي باشد. بديهي است چنانچه تجديد نظر در همان مرجعي مورد رسيدگي قرار گيرد كه راي اوليه را صادر كرده، تجديد نظر خواهي در حد يك نمايش صوري تنزل خواهد يافت. همچنين مرجع تجديد نظرخواهي بايد در دسترس صاحبان پايگاه باشد و امكان رجوع به آن وجود داشته باشد.

۳ – تفکيک رسيدگي به تخلف سياسي و غير سياسي :

در رويه متداول،ا ظهار نظر سياسي آنگاه «تخلف» محسوب مي گردد که خلاف منافع قواي حاکمه باشد. در واقع تخلف سياسي عبارتست از ابراز انديشه بر خلاف انديشه حاکم. لذا نمي توان آن را همسنگ با جرائم ديگر دانست.به رغم آنکه گاه و بيگاه از زبان مسئولين شنيده مي شود که پالايش تنها در حوزه پايگاههاي اخلاقي صورت پذيرفته؛ آئين نامه اشاره شده در صدر يادداشت، نسبت به پالايش سياسي پايگاههاي اينترنتي صراحت دارد. در عمل نيز مصاديق آن واضح است. لکن در رويه فعلي، شيوه بررسي و رسيدگي به تخلف يک سايت غير اخلاقي با يک سايت سياسي متمايز نيست.با استناد به اصل يكصد و شصت و هشتم  قانون اساسي و بر مبناي «وحدت ملاک»، مي توان به وضوح دريافت که رسيدگي به تخلفات سياسي بايد بر مبناي آئين ويژه  صورت پذير تا قواعد پالايش به ابزاري جهت مهار انديشه مغاير با قدرت تبديل نشود.ناگفته پیداست که پايگاههايي که به هجو و هتک مقامات سياسي مي پردازند داخل در تعريف ارائه شده از تخلف سياسي نيستند و لذا از حيث رسيدگي تابع قواعد مربوط به پايگاههاي غير اخلاقي خواهند بود.

4 – مدت انسداد سايت معين باشد :

چنانچه نسبت به اين مهم قائل باشيم که هدف از اتخاذ تدابير بازدارنده و يا مجازات، اصلاح متخلف است؛ ضرورت دارد به محض اصلاح، نسبت به بازگرداندن حق حبس شده از متخلف اقدام شود. با اين مقدمه ميتوان چنين گفت که انسداد پايگاههاي متخلف به مدت نامعلوم فاقد صفت “اصلاح گرايانه” است.از سويي ديگر نمي توان پايگاههايي با تخلفاتي متفاوت را به عقوبتي واحد محکوم نمود. بنابراين ضروري است در هنگام پالايش يک پايگاه اينترنتي، مدت آن اعلان گردد و قطع دائم دسترسي کاربران به پايگاه منوط به تکرار خطا شود؛ نه آنکه در اولين اقدام، پايگاه به مدت نامعلومي توقيف شود.آخر آنکه، پالايش پايگاههاي اينترنتي بايد بر مبناي موازين حقوقي صورت پذيرد .رعايت اصول چهارگانه فوق را مي توان حلال بخش قابل توجهي از مشکلات دانست. آمارها حاکی از آن است که معمولاسه دسته از افراد براي رفع فيلترينگ سايت خود اقدام مي‌كنند‌، دسته‌ي اول كساني هستند كه مدت ميزباني آن‌ها نزد شركت ‌هاستينگ تمام شده و شركت‌هاي سرويس دهنده‌ اجازه‌ي دسترسي به سايت مورد نظر را نمي‌دهند، درواقع سايت فيلتر نشده، بلكه مهلت قرارداد آن‌ها تمام شده است.دسته‌ي دوم كساني هستند كه سايت آن‌ها با دستور قضايي يا كميته‌ي تعيين مصاديق فيلترينگ و يا به دلايل ضد اخلاقي فيلتر شده، اما دسته‌ي سوم كساني هستند كه سايتشان اشتباه فيلتر شده است كه اين سايت‌ها پس از هماهنگي با شركت فن‌آوري اطلاعات يا ICPها رفع فيلتر مي‌شوند.

نتیجه گیری :

فناوری اطلاعات و IT در كشور ما یك فناوری نوپا محسوب می شود كه هنوز در بومی كردن آن، مشكلات خاصی وجود دارد تا آنجا كه برای وارد كردن فرهنگ استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، راه درازی در پیش داریم.از سوی دیگر، سابقه استفاده جدی از اینترنت میان كاربران ایرانی، شاید به كمتر از ۱۰ سال پیش برگردد و همین كم تجربگی در بهره گیری از اینترنت به عنوان یك شبكه جهانی و رسانه ای كه صوت، تصویر، متن و... را به همراه هم و با خود دارد باعث شده نگرانی ها و حساسیت ها در مورد نحوه فعالیت كاربران ایرانی میان دولتمردان و استادان ارتباطات كشورمان بیشتر از سایر كشورها باشد. اما بحث فیلترینگ، از چند جنبه قابل بررسی است. نخست اینكه آیا مسدود كردن سایت های غیراخلاقی یا سیاسی كه از لحاظ فكری با ما همخوان و هم سطح نیستند، نتیجه مستقیم در بر خواهد داشت و آیا مسدود كردن سایت ها و وبلاگ ها، سلب اعتماد از كاربر و مخاطب اینترنتی به شمار می رود یا نه. اصولا در رابطه با فیلترینگ، استفاده از تبلیغات مستقیم در مورد سایت های مخرب و مستهجن، نتیجه عكس دربرخواهد داشت.بالطبع در كشورهای اروپایی و آمریكایی نیز فضا برای جوانان، نوجوانان و كلا تین ایجرها در جهت ورود به چنین سایت هایی، آزاد نیست و آن طور كه تصور همگان است، بی بندوباری و بی قانونی جریان ندارد. به هر حال بسیاری از نرم افزارهای parenting monitor كه در كشور ما اصلا وارد بازار نمی شوند، در همین كشورها عرضه می گردند و به والدین و خانواده ها، امكان كنترل نحوه استفاده از سایت ها را می دهند و در بسیاری از مواقع به طور خودجوش، اقدام به مسدود كردن دسترسی می شوند و سایت هایی كه در آنها خشونت و موارد غیراخلاقی به صورت بی پرده و explicit مطرح می شود كه آزاردهنده است، غیرقابل استفاده اعلام می شود.در عین حال یك تراشه كامپیوتری جدید به نام V-Chips توسط برخی خانواده ها روی لامپ تصویر تلویزیون های ماهواره ای یا سیستم پردازشگر مركزی كامپیوتر نصب می شود كه از پخش تصاویر و محتوای غیراخلاقی و مستهجن جلوگیری می كند. در نتیجه جلوگیری از استفاده و مراجعه به سایت هایی كه در این حوزه از لحاظ روحی و روانی مخرب هستند، باید به هر خانواده سپرده شود و البته تجهیزات فنی آن نیز در بسیاری موارد توسط خود مرورگرهای اینترنت فراهم هستند، این قضیه هم توجه خانواده ها را به وضعیت روحی و جسمی فرزندانشان جلب می كند و هم باعث می شود تاثیرات غیرمستقیم منفی در نحوه رویكرد جوانان به اینترنت ایجاد نشود. 
اما به نظر می رسد مسدود كردن سایت هایی كه تبادل افكار و آرا به صورت محترمانه و بر اساس اصول دموكراتیك را سرلوحه كار خود قرار می دهند و هر نوع عقیده ای اعم از موافق و مخالف را مطرح می كنند، برخلاف مصالح ملی باشد و چهره ای غیرواقعی از نحوه سیاستگزاری های كلان كشور در تعامل با نیروهای موافق و مخالف نشان دهد در نتیجه بهتر است حال كه سیاست اصلی دولت، مهرورزی و تعامل و تبادل افكار است تا در یك فضای دوستانه و باز، هیچ عقیده ای پنهان و سر به مهر باقی نماند، این رویكرد به شبكه جهانی اینترنت كشیده شود و خاصیت اصلی آن یعنی فضای فكری باز برای تضارب دیدگاه ها و نظرات، سلب نگردد تا ماهیت خود را از دست ندهد.در عین حال كنترل اینترنت برای جلوگیری از استفاده های افراطی و انتشار دیدگاه های بر ضد مصالح ملی از جمله فرقه ها و قومیت های جدایی طلب یا گروه های فكری متحجری كه مباحثی كهنه همانند خلیج مجعول عربی را پس از سالیان دراز بار دیگر با استفاده از فضای آزاد رسانه ای روی اینترنت مطرح می كنند، ضروری به نظر می رسد.همینطور وضعیت سایت هایی كه گردانندگان آنها گروهك های منحله، برانداز یا ضد اساس نظام هستند به طور كلی روشن است و این حق طبیعی هر دولت و حكومتی محسوب می شود تا در جهت مبارزه با سایت های مشوش اذهان عمومی كه به طور رادیكال و ریشه ای و اساسی، مباحثی همچون تغییر حكومت یا براندازی و مباحثی ریشه ای و تفرقه افكن از این دست مطرح می كنند یا مقدسات دینی، مذهبی و اعتقادات آیینی ملی مذهبی توده ای از مردم را زیر سئوال می برند، با نهایت امكانات بكوشد. همینطور فراموش نكنیم كه همزمان با ورود هر تكنولوژی و فناوری جدیدی به فضای عمومی یك جامعه، لزوما فرهنگ استفاده از آن تكنولوژی و فناوری كه عمدتا وارداتی نیز هست، به درون كشیده نمی شود. چه بهتر كه قبل از اقدام برای فیلترینگ و حركاتی از این دست، با فرهنگسازی در مورد نحوه استفاده از اینترنت یا فناوری های مشابه، ضمن اینكه امكان دسترسی همگانی به آن را فراهم می كنیم، كیفیت بهره برداری از امكانات شبكه ای همانند اینترنت را در كنار كمیت، بالا ببریم و شاخصه های توسعه همه جانبه را همراه با هم به سمتی درست جلو ببریم.

                                                                                 ان شاء الله

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 9:37  توسط داداش  | 

http://www.rasaneh.org/persian/pics/rasaneh-87807.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:21  توسط داداش  | 

مردم ايران از سريال جواهري در قصر!

تيترهاي ما:

  • سفير ايران در كره: نام اصلي يانگوم شهلا شيرين‌بيان بوده‌است
  • رييس صدا و سيما: رايزني هاي لازم براي ساخت سري دوم سريال جواهري در قصر با عنوان جواهري در اندروني و با حال و هواي اسلامي-ايراني انجام گرفته است
  • مجله زردانگبين: محمدرضا گلزار: از بازي مقابل خانم يانگوم استقبال مي کنم
  • يانگوم در گفتگوي اختصاصي با كيهان:  طرح ارتقاي امنيت اخلاقي ضرورت جوامع امروز است
  • شيرين عبادي خطاب به يانگوم : تو نماد زنان سختکوش و مظلوم آشپزخانه‌اي
  • شادي صدر: جاي زنان فقط در آشپزخانه‌ها نيست تماشاي فوتبال در استاديوم هم مي‌خواهند
  •  معاون امور مهاجرت: آمار متقاضيان کار در کشور کره بالا رفته‌است  
  •  اسطوره يانگوم در ادبيان كهن ايراني در دانشگاه تهران بررسي مي‌شود
  •  كتاب آشپزي ساناز مينايي با مقدمه يانگوم تجديد چاپ شد
  • هاشمي رفسنجاني: من هرشب يانگوم را تماشا مي کنم
  • يانگوم در مجله خانواده سبز: هيچ غذايي خوشمزه‌تر از قرمه سبزي نيست
  • مجله دوستان: احتمال جدايي يانگوم از امپراطور قوت گرفت
  •  جلسه اضطراري ستاد حوادث غيرمترقبه براي طوفان گونو به دليل پخش يانگوم با 45 دقيقه تأخير آغاز شد
  • فاطمه رجبي: يانگوم عددي نيست
  •   9 ناو آمريكايي با محموله دي‌وي‌دي‌هاي يانگوم وارد خليج فارس شدند
  • يانگوم عضو افتخاري هلال احمر ايران شد
  • شايعه سفر مخفيانه يانگوم به ايران در اس.ام.اس‌هاي مردمي
  • دي‌وي‌دي‌هاي پخش‌شده در بازار تقلبي است
  • در پي شايعه سفر يانگوم به ايران / نيروي انتظامي تجمع حاميان يانگوم در فرودگاه امام خميني را متفرق كرد
  • حسين رضازاده: اوشين از يانگوم بهتر است
  • وزيربهداشت: طرح يانگوم‌‌درماني در رستوران‌هاي كشور اجرا مي‌شود
  • وزارت كشور: هم‌زماني اظهارات وزير با پخش سريال يانگوم اتفاقي بوده است
  • گزارش انجمن پزشكي آمريكا: رشد ازدواج موقت در كره
  • ايرنا: ‌يانگوم در افتتاحيه همايش بين‌المللي پيوندهاي تاريخي تهران - سئول سخنراني مي‌كند
  • زهرا اميرابراهيمي در گفت‌وگو با هفته‌نامه سينما: فيلم پخش شده مربوط به يانگوم نيست
  • بازتاب از گسترش تشيع در شبه‌جزيره كره خبر داد
  • مهر: در اعتراض به افزايش محبوبيت كره جنوبي در منطقه/ كره شمالي موشك اتمي آزمايش كرد
  • يك مقام كروي: يانگوم براي انتخابات رياست جمهوري كانديدا نمي‌شود
  • رحيم مشايي ضمن تكذيب گفت: يانگوم نمونه بارز توجه دولت کره به صنعت توريسم است
  • گزارش تصويري ايلنا از تجمع اتحاديه‌ي آشپزخانه‌داران تهران مقابل سازمان سنجش براي داشتن سهميه كنكور پزشكي
  • نيکي کريمي با اشاره به حضور گسترده يانگوم در تمامي عرصه هاي علمي و هنري/ مردم ايران لياقت ندارند
  • ايسنا: تجمع غيرسياسي فرهيختگان در حمايت از يانگوم مقابل سردر دانشگاه اميركبير برگزار مي‌شود
  • ادبستان: يانگوم در مراسم بزرگداشت پروين اعتصامي به زبان كره‌اي شعر مي‌خواند
  •  احمدي نژاد: حضور يانگوم در ايران نشانه اتحاد دو کشور در دستيابي به انرژي هسته‌اي است
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:53  توسط داداش  | 

 

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده ۴

هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵

احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .

ماده ۷

همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹

هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.

ماده ۱۱

الف)

هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

ب)

هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲

هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳

الف)

هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب)

هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴

الف)

هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

ب)

در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده ۱۵

الف)

هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

ب)

هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶

الف)

هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

ب)

ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

پ)

خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷

الف)

هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .

ب)

هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .

ماده ۲۰

الف)

هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

ب)

هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱

الف)

هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب)

هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ)

اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳

الف)

هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب)

همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ)

هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ۲۵

الف)

هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب)

مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده ۲۶

الف)

هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب)

- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند. پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷

الف)

هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

ب)

هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده ۲۹

الف)

هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب)

هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ)

این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:27  توسط داداش  | 

كه در اينجا نياز به توضيح دارد، رابطه بين زبان و انديشه انسان در ارتباط با درك و فهم جهان خارج است:
به اعتقاد ادوارد ساپير، جهانى كه در آن زندگى مى كنيم تا حد زيادى به طور ناآگاهانه بر مبناى عادات زبانى گروهها بنا شده است. آراى ساپير به كمك يكى از بهترين دانشجويان وى به نام بنجامين ورف گسترش يافت و به فرضيه ساپير و ورف مشهور گرديد (پالمر ۱۰۰ - ۹۹: ۱۳۷۴).
براساس چنين اعتقادى ما از منظر زبان خود، به جهان و نيز زبانهاى ديگر مى نگريم. در چنين شرايطى ديگر مشكل معادل يابى در ترجمه منتفى است. مترجم تمامى تلاش خود را به كار مى گيرد تا به كمك زبان خواننده اش، جهان نويسنده را نشان دهد (صفوى ۸۷: ۱۳۸۰ب).

-----------------------------------------------------------

2- تعامل بين زبان و محيط
مطالعه پيرامون زبان و محيط اجتماعي و فرهنگي سابقه ي ديرينه در نوشتگان زبان شناسي دارد. ساپير1 (1939- 1884) جزو اولين زبان شناساني است كه به طور اخص ارتباط بين زبان و محيط زندگي را بررسي كرد و نشان داد چگونه عوامل بيروني در زبان نمود پيدا مي كند. وي در مقاله اي تحت عنوان «زبان و محيط زيست»2 (1949: 90) محيط مادي را از محيط اجتماعي متمايز مي داند. محيط مادي عمدتاً به ويژگيهاي جغرافيايي يك منطقه مانند: آب، كوه، دشت، ساحل، دريا، و شرايط اقتصادي دلالت دارد. در حالي كه منظور از شرايط اجتماعي،‌خصوصيات غير مادي مانند شرايط فرهنگي، قومي، زباني، مذهبي، و سياسي يك جامعه است. اگر چه اين تمايز براي تبيين و توصيف يك زبان مشخص با مشكلات نظري و عملي مواجه است، و دليل آن زبان در بر گيرنده نمادهاي پيچيده اي است كه شرايط مادي و معنوي يك گروه اجتماعي به طور لاينفك در آن متبلور است، با اين حال چارچوب مناسبي براي بررسي موضوع حاضر محسوب مي شود. خصوصاً اين مقاله حاضر تأثير اين دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسي قرار مي دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:22  توسط داداش  | 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
سهام عدالت، مزيتها و چالشها ؛دكتر سبحاني: نگران عواقب اقتصادي واگذاري سهام عدالت هستم

٭ گفتگو از: حامد حقيقت
اشاره:
طرحهاي بزرگ اقتصادي اگر چه مي توانند از نقاط قوت سرشاري برخوردار باشند، ولي در مراحل ابتدايي كار ممكن است با چالشهاي اجرايي و يا تبعات مالي گوناگوني هم روبرو باشند.
بررسي و شناسايي اين چالشها و تبعات و نيز جبران آنها از چند روش قابل پيگيري است.
نخست اين كه آشنايي با ضعفهاي احتمالي يك طرح در طول انجام آن حاصل شود كه اين همان گزينه "آزمون و خطا " است؛ گزينه اي كه حتي در صورت موفقيت نيز مي تواند اتلاف وقت زيادي را به همراه داشته باشد.
گزينه دوم، بررسيهاي محققانه و اخذ مشاوره از كارشناسان خبره آن مقوله، آن هم قبل از اجرايي كردن آن است. امري كه دستكم مي تواند درصد خطاي كمتري را براي يك طرح متصور سازد.
اينك پس از گذشت چند ماه از شكل گيري دولت نهم، موعد تحقق يكي از وعده هاي اقتصادي اين دولت فرا رسيده و واگذاري "سهام عدالت" به افراد شناسايي شده و واجد شرايط از چند استان كشور آغاز گرديده است.
اهميت اين طرح مهم و گستره اجراي آن در سراسر كشور، روزنامه قدس را بر آن داشت تا در گفتگويي با دكتر حسن سبحاني، زواياي مختلف آن را به بحث بگذارد.




سبحاني كه در سه دوره گذشته نمايندگي مردم دامغان در مجلس شوراي اسلامي را بر عهده داشته، هم اينك به عنوان يكي از كارشناسان مطرح اقتصادي مجلس شناخته مي شود.
از وي تاكنون كتابها و مقالات فراواني در شاخه هاي مختلف اقتصادي به چاپ رسيده است.

آقاي دكتر! در يك نگاه كلي، چه اهدافي را مي توان در توزيع سهام عدالت جستجو كرد؟
سهام عدالت را مي توان از وجوه مختلفي بررسي كرد و نكته مهم اينجاست كه ما در بررسي اين موضوع، چه وجهي را در نظر داشته باشيم. چه بسا در بررسي يك وجه، نتايجي از آن حاصل شود كه لزوماً با وجه ديگري از بحث سهام عدالت، سازگار نباشد و يا در مواردي با يكديگر سازگاري داشته باشند. به هر حال اولين سؤالي كه در اين زمينه مطرح مي شود، اين است كه هدف از انجام اين كار چيست؟
بديهي است كه هدف، تا حد زيادي روشها را شكل مي دهد. آن گونه كه دولت اعلام كرده و يا در اساسنامه شركت كارگزاري سهام عدالت آمده، "توزيع درآمد" و "افزايش ثروت خانواده هاي ايراني" از جمله اهداف اين طرح، واگذاري سهامي به نام "سهام عدالت" است كه البته در اين راستا مي توان اهداف ديگري از جمله "خصوصي سازي مردمي" و يا "كوچك كردن دولت" را هم اضافه كرد. شايد بعضي از اين اهداف در طول يكديگر هم باشند؛ زيرا منافاتي با هم ندارند. آنچه كه مي توان فهميد، اين است كه دولت بنا دارد بعضي از طبقات محروم و مستضعف جامعه را از طريق سهام، به بهره منديهايي برساند.

آيا مي توان اين اقدام را در راستاي سياست خصوصي سازي شركتهاي دولتي تغيير داد؟
من ميزان بهره مند شدن مردم از درآمد را قوي تر از ميل به خصوصي كردن سهام شركتهاي دولتي و يا خصوصي سازي مردمي مي بينم. من، نگاه خصوصي سازي به اين موضوع ندارم و معتقدم بحث كمك به اقشار كم درآمد جامعه، وجه غالب در اين واگذاريهاست. اگر صرفاً بحث خصوصي سازي در اين عرصه مطرح بود، به طور حتم شيوه هاي ديگري براي اين كار كه كارآمدتر هم به نظر مي آيند، وجود دارد. همان طور كه عرض كردم "توزيع درآمد" و "گردش درآمدي" مي تواند هدف مقدماتي و اوليه اين طرح باشد.

مهمترين موضوعاتي كه در جهت حسن اجراي اين طرح مي تواند محور اقدامات دولت قرار گيرد، چيست؟
طبيعي است كه روشهايي بايد براي تحقق اين موضوع در نظر گرفته شود. البته دولت تاكنون روشهاي اجراي اين طرح را به شكل واضح توضيح نداده است. بعضي از روشها بيان شده و بعضي ديگر از شيوه هاي اجرايي را بايد حدس زد. قاعدتاً از اين روشها، نتايجي هم قابل تصور است. اگر بخواهيم به همين شكل بررسي كنيم، اول مي توان ملاحظاتي درباره اين هدف و نيز روشهاي اعلام شده اش و حتي روشهايي كه استنباط مي شود، به عمل آورد و ذكر كرد. اولين مسأله اي كه مطرح است اين كه آيا امكان واگذاري سهام به اندازه محرومان و مستضعفان جامعه در يك فاصله زماني قابل دفاع - مثلاً شش ماه يا يكسال- وجود دارد يا خير؟ به عبارت ديگر اين سؤال مطرح است كه چه تعداد محروم در جامعه داريم و اگر بنا باشد هركدام از اين خانوارها، 10 ميليون تومان دريافت كنند، آيا سهام آماده عرضه وجود دارد يا خير؟ بايد توجه داشت كه دولت بايد حداقل دو برابر اين سهام را تهيه كند كه بخشي از آن را احتمالاً با مديريت دولتي اداره كند. از همه مهمتر آن مديريت بايد سودآور باشد تا بشود از محل سود آن، اقساط اين سهام توسط مردم پرداخت شود. بنابراين بخشي از سهام اين شركتها بايد در اختيار دولت باقي بماند. بايد توجه كنيم كه سود شركتهاي دولتي، خيلي زياد نيست. پس اگر بنا باشد كه سبدي از شركتهاي سودآور و غيرسودآور، براي واگذاري در نظر گرفته شوند، بايد اين نكته هم بررسي شود كه آيا سود سهام اين شركتها كه به سهامداران تعلق مي گيرد، در حدي هست كه اقساط سهم خود را بپردازند يا اينكه زمان بازپرداخت بسيار طولاني خواهد بود. نكته مهم اينكه دولت هم فاصله زماني بيست ساله را براي اين بازپرداخت در نظر گرفته است. لذا بايد گفت كه در اين موضوع هم، نيازمند دريافت اطلاعات كامل تري هستيم.





اين نگراني وجود دارد كه آيا سهام در نظر گرفته شده، از شركتهاي كم بازده، فرسوده يا ناكارآمد نخواهد بود؟ و اصولاً مي توان تلقي رها شدن از شر اين شركتها را در اهداف اين واگذاريها دخيل دانست؟
البته اين نگراني بجا هست، ولي اينكه نيت دولت اين باشد كه از شر شركتهاي زيان ده خلاص شود و با هدف خلاصي از آن شركتها، منتي بر فقرا گذاشته شود، بايد بگويم كه به گمانم اين طور نيست.

منظور ما نيت دولت نيست، بلكه با توجه به آشنايي شما از كارآيي شركتهاي دولتي، اين پرسش مطرح مي شود كه آيا نتيجه عملي كار، همان نخواهد بود؟
با توجه بر اينكه شركتهاي سودده ما، اغلب جزو شركتهايي هستند كه به لحاظ قانون اساسي قابل واگذاري نيستند، لذا ممكن است دولت سهام كمي را عرضه كند و يا براي عرضه بيشتر سهام، ناگزير شود تلفيقي از سهام شركتهاي سودده و زيان ده را به نيت اينكه شركتهاي سودده در آينده زيان شركتهاي زيان ده را پوشش دهند، عرضه نمايد. به هر حال اين نگراني از عواقب كار وجود دارد و هرگز نبايد اين را حمل بر بدبيني كرد.
براي مديريت شركتهاي استاني كه براي واگذاري تشكيل مي شوند، چه ساز و كارهايي انديشيده شده است؟
اتفاقاً اين موضوع هم يكي از بحثهاي مهم در اين عرصه است، زيرا باز در اين مورد پرسشي مطرح مي شود و آن اينكه آيا اين شركتها، دولتي هستند يا غير دولتي؟ اگر غير دولتي هستند، هزينه هاي اين شركتها چگونه بايد تأمين شود. اين انتظار وجود دارد كه اين شركتها، با توجه به نقشي كه در مديريت عرضه سهام و تأمين سود حاصله در استانها برعهده خواهند گرفت، از تخصصهاي بالايي در بكارگيري سهام برخوردار باشند، به نحوي كه بتوانند سودآوري را در عملكرد خود لحاظ كنند.
اگر قرار است اين موضوع توسط بخش خصوصي انجام شود، باز اين پرسش مطرح مي شود كه آن بخش خصوصي، سهام غالب را چگونه به دست آورده است. يعني بايد روشن شود كه آيا دولت قرار است 49 درصد از سهام يك مجموعه اي را در اختيار فقرا قرار داده و 51درصد بقيه را خودش نگه دارد، يا اينكه اين 51 درصد را در اختيار مجموعه اي از بخش خصوصي كه به مديريت سهام آشناست قرار خواهد داد؟ به هر حال نتايج حاصل از هر يك از گزينه ها، تفاوتهايي را در پي خواهد داشت و مجموع اين مباحث، جزو سايه روشنهاي اين بحث هستند كه در جاي خود بايد روشن شوند. اگر قرار باشد كه آن 51 درصد را مديران دولتي اداره كنند، سؤال بعدي اين است كه مديران دولتي كه بعضاً متهم به مديريت ناكارآمد هستند، چگونه مي توانند آن شركتها را به صورت كارآمد اداره كنند و اگر هم قرار است آن را با ضوابط بخش خصوصي اداره كنند، هزينه هاي خود را از چه محلي تأمين خواهند كرد؟





براي اين سؤالي كه مطرح كرديد، پاسخي هم داريد؟
البته آنهايي كه در مركز تصميم گيري درباره اين موضوع هستند، بايد به اين پرسش پاسخ دهند، ولي من احساس مي كنم كه اين كار بايد توسط شركت كارگزاري سهام و يا شعباتي از اين شركت كه در تهران و با سرمايه اوليه پنجاه ميليون تومان تشكيل شده، انجام پذيرد، ولي به هر حال ابهاماتي درباره اين قضيه هست.

براي امكان فروش و انتقال اين سهامها توسط مردم، تمهيداتي هم در نظر گرفته اند؟
البته در اساسنامه گفته شده كه هركسي مي خواهد اين سهام با نام را بفروشد، بايد ارزش اسمي آن را به دولت بپردازد. براي اينكه بهتر به اين موضوع پرداخته شود، بايد نكته اي را باز كنم.
بايد توجه داشت كساني كه اين سهام را به دست مي آورند، اغلب از طبقه محروم جامعه هستند و ميل نهايي به مصرف سهام در آنها بالاست. يعني مشكلاتي دارند كه پول كل سهام مي تواند در شرايط فعلي، آنها را مرتفع سازد. برهمين اساس مي توان پيش بيني كرد كه عرضه اين سهام، زياد خواهد شد، ولي اگر بناست اين برگه ها قابل فروش باشند، دارندگان آن برگه ها، ناچار خواهند بود كه در مرحله اول، پولي به دست آورند كه اصل بدهي خود را به دولت بپردازند.
معني اين سخن اين است كه اگر كسي دو ميليون تومان سهم دارد، قاعدتاً بايد سهم خود را به قيمت بيش از دو ميليون تومان بفروشد تا بتواند دو ميليون تومان آن را به دولت بپردازد و سهمش قابل انتقال باشد و مبلغي هم براي خودش بماند. حال سؤال اين است كه وقتي همه فروشنده مي شوند و ارزش اين سهام هم دو ميليون تومان هست، آيا از نظر عقلي قابل تصور هست كه ارزش اين سهام به زير دو ميليون تومان افت نكند؟ منطق اقتصاد مي گويد كه اين قيمت به زير دو ميليون تومان خواهد رسيد. در اين صورت آيا اين منطقي است كه كسي كه به پول سهامش نياز دارد، بخواهد دو ميليون تومان را به دولت بدهد، ولي سهام خود را زير دو ميليون تومان بفروشد؟ تنها راهكاري كه براي حل اين مشكل وجود دارد، اين است كه ارزش واقعي سهام، بيش از دوميليون تومان باشد تا در صورت معامله، علاوه بر پولي كه به دولت بازگردانده مي شود، مبلغي هم براي فروشنده باقي مانده و خريدار هم با اطمينان از سود خود، رغبت خريد سهام را داشته باشد.

آيا در اين صورت، برنده اصلي، خريداران سهام نخواهند بود؟ به عبارت ديگر آيا در همين كار كه با نيت كمك به محرومان جامعه انجام مي شود، دلال بازي و واسطه گري رونق نخواهد گرفت؟
همين طور است. به هر حال بايد توجه داشت كه در صورت خريد و فروش سهام در شرايط فعلي، فقرا هرگز ثروتمند نخواهند شد، بلكه به طور موقت پولي به دستشان خواهد رسيد. اگر بناست اين اتفاق بيفتد، سؤال اين است كه چرا دولت بايد پاي واسطه ها و دلالها را به اين عرصه باز كند؟ يعني اگر قيمت واقعي هر يك از سهم ها بيش از دو ميليون تومان است، دولت مي تواند آن را به جاي فروش به مردم، به خريداران واقعي كه همان سرمايه گذاران طرحهاي اقتصادي هستند، بفروشد و دو ميليون تومان مذكور را رأساً به مردم و نيازمندان جامعه پرداخت كند. با انجام اين كار، به جاي اينكه پول اضافه اي نصيب دلالان و واسطه ها شود، سودي به خزانه دولت واريز خواهد شد. به نظر مي آيد كه در طرح فعلي، چنانچه قرار باشد سهام توسط خود مردم خريد و فروش شود، اگرچه به طور موقت، يك انتقال درآمدي نصيب فقرا خواهد شد، اما كساني از اين ناحيه بيشتر سود مي برند كه خريدار باشند و اين يكي از جدي ترين نگراني هايي است كه در اين عرصه وجود دارد. زيرا تحقق اين مطلب، با اهداف اعلام شده در توزيع سهام عدالت، فاصله دارد.
از سوي ديگر، اقشار مستضعفي هم كه سهام خود را مي فروشند، چون تقاضاهايشان براي خرج كردن زياد است، مي توانند تقاضا براي خريد كالاهاي مصرفي را زياد كنند. به طور حتم از رهگذر اين اقدام، تورمي هم بر جامعه تحميل خواهد شد.

بعضي از شركتهاي دولتي، به نظام بانكي كشور بدهكارند. اگر سهام آنها عرضه شود، آيا بدهكاري آنها هم به خريداران سهام - يعني مردم نيازمند- انتقال داده مي شود؟
منطقاً نبايد اين طور باشد و نبايد مردم را بدهكار بانكها كرد. در صورتي كه دولت بخواهد بدهي شركتها را بپذيرد، باز يك نگراني ديگري وجود دارد. سؤال اين است كه اگر دولت، بدهي شركتها را بپذيرد و سپس سهام آنها به مردم عرضه شود، با توجه به اينكه گفتيم مردم به علت نيازشان، سهام خود را خواهند فروخت، اين موضوع شكل خواهد گرفت كه دلالان و خريداران سهام، از رهگذر خريد ارزان سهام، سود مي برند و بدهي اين سهام را بر عهده ندارند. لذا طرحي كه دولت براي حمايت از اقشار آسيب پذير اجرا مي كند و به موجب همين حمايت، بدهي شركتهاي دولتي را نيز مي پذيرد، گرچه طرح خوبي است، ولي عملاً كساني از اين حمايت، بهره بيشتري خواهند برد كه سهام را از دست مردم خريداري كرده اند. بنابراين اگر قرار است نتيجه كار اين باشد، پس چه بهتر براي كمك به سطح درآمدي مردم فقير، شيوه هاي كارآمد ديگري را مورد مطالعه، بررسي و اجرا قرار دهيم.

شيوه اي غير از توزيع سهام عدالت؟
بله! به طور حتم روشهاي ديگري هم براي كمك به اقشار كم درآمد، مي تواند وجود داشته باشد. اين طرح در صورتي هدف مقدس و غايي خود را تأمين خواهد كرد كه بگوييم مردم نيازمند، برگه هاي سهام را در نزد خود نگه دارند تا در دراز مدت از سود آن بهره مند شوند. اين فرضيه، قدري از واقعيات اقتصادي ما به دور است. مگر مي توان گفت مردمي كه امروز گرفتاري شديد داشته و نياز فوري به اين پول دارند، 20 سال برگه هاي سهام را در نزد خود نگه خواهند داشت. اين برگه ها اگرچه براي آينده آنها مفيد خواهد بود، ولي براي رفع مشكلات فوري و فعلي مردم، نقشي را ايفا نخواهند كرد. از اين رو احتمال فروش آنها به مراتب بالاتر از نگه داشتن آنهاست. حال كه قرار است مردم در كوتاه مدت از فروش سهام خود بهره مند شده و پول آن را به نيازهاي ضروري خود برسانند، پس چرا خود دولت اين سهامها را به خريداران واقعي واگذار نكند و از محل فروش سهامها، معادل آن را به مردم پرداخت ننمايد؟ در اين صورت، دست كم مي توان مطمئن بود كه به جاي واسطه ها و دلالان، بعضي از كارآفرينان، اين سهام را بگيرند و به لحاظ تخصصها و تجربياتي كه دارند، واحدهاي توليدي را بهتر اداره كنند. اين هم از جمله موضوعاتي است كه در اين قسمت وجود دارد.

به عنوان يك متخصص اقتصادي، چه توصيه اي براي مديريت علمي داريد؟ توصيه اي كه بر مبناي عمل به آن، هم سود و سرمايه سهامداران تأمين شود و هم تدابيري براي ايفاي نقش آنها در مديريت اقتصادي كشور، لحاظ گردد.
من فكر مي كنم كه متصديان اين امر بايد هدف كمك به اقشار محروم را از هدف خصوصي سازي در اقتصاد، مجزا كنند. ما در خصوصي سازي، به دنبال شكستن انحصار دولتي و افزايش كارآمدي هستيم؛ زيرا فكر مي كنيم در مواردي، بخش خصوصي بهتر از بخش دولتي مي تواند عمل كند. در اين قسمت به دنبال رقابت براي پايين آوردن هزينه ها هستيم. اگر دولت در اين قسمت به دنبال خصوصي سازي است، بايد توجه داشت كه فرهنگ سهامداري در طبقات محروم و مستضعف ما، متأسفانه چندان جا افتاده نيست. لذا طي اين مسير، به نظر نمي رسد كه به مقصود سهامداران فعال در عرصه اقتصاد برسد. بهتر است از شيوه هاي بورس و روشهايي نظير آن، سهام عرضه شود و به كارآفرينان بخش خصوصي هم كمك شود كه اين سهام را خريداري كند، تا بر اثر كار و رقابت در اين عرصه، بهره وريها بالا رود و اين همه براي شرايطي بيان شد كه خصوصي كردن هدف باشد. اتفاقاً بعد از خصوصي سازي، هدف توزيع درآمد هم حاصل خواهد شد. يعني اگر ما خصوصي سازي كنيم، درآمدي هم براي دولت حاصل مي شود، آنگاه به موجب قانون، اين درآمد را نيز مي توان در اختيار محرومان قرار دارد. شيوه قرار دادن اين درآمدها هم مي تواند به گونه اي باشد كه آثار تورمي نداشته يا از حداقل آثار تورمي برخوردار باشد.
مي خواهم عرض كنم كه اگر هدف، رسيدگي به اوضاع محرومان، و نه فقط سهامدار كردن آنهاست، مي شود به طور منطقي يك خصوصي سازي ايجاد و از پول آن، به محرومان هم كمك كرد. در اين طرح، هردو هدف، در طول يكديگر تأمين خواهد شد. ولي اگر فقط قرار است محرومان صاحب سهم شوند، سؤالي كه وجود دارد اين است كه چرا اصولاً بايد پول اين سهام را از مردم بگيريم؟ دولت اين سهام را از كجا آورده است؟ آيا غير از اين است كه بودجه كشور و سرمايه ناشي از فروش نفت در طي ساليان طولاني، به صورت سهام كارخانجات انباشته شده و به كل مردم تعلق دارد؟ من معتقدم كه اگر بناست سهامي به مردم داده شود، اين سهام بايد به طور رايگان در اختيار همه ملت قرار بگيرد. يعني هر ايراني حتي آنهايي كه بعدها به دنيا مي آيند، داراي سهام باشند و در واگذاري اين سهام مي توان به اقشار آسيب پذير اولويت داد. هم اكنون فروش سهام به مردم به گونه اي است كه عملاً مي دانيم اگر ارزش اسمي سهام از ارزش واقعي آن كمتر نباشد، روي دست مردم خواهد ماند و كمكي براي آنها نخواهد بود. اگر هم ارزش واقعي سهام بيشتر از ارزش اسمي آن باشد، باز هم كساني سود خواهند برد كه اين سهام را از مردم مي خرند. يعني رانت اين قضيه متعلق به آنها و نه براي فقراست. به نظر مي رسد كه اين شيوه واگذاري، چندان قابل دفاع نيست.

در ابتداي صحبتها به مشكل قانوني براي واگذاري شركتهاي بزرگ و پردرآمد اشاره كرديد. اين مشكلات ناشي از چيست و اصولاً شما به عنوان نمايندگان مردم، آيا طرحي براي قانوني كردن شركتهاي بزرگ داريد؟
ما هنوز نمي دانيم كه قرار است واگذاري سهام را از شركتهاي زيان ده و يا مشكل دار شروع كنند. دولت هنوز نگفته كه تركيب سبد سهام چيست. به طور قطع تصميم هايي در اين زمينه اخذ شده، ولي هنوز نديده ام چيزي در اين زمينه اعلام شود. منطقاً بايد پذيرفت كه حتي اگر شركتهاي زيان ده دراين طرح واگذار مي شوند، شركتهاي سودده هم واگذار خواهند شد. اما درباره سؤال شما و مشكل واگذاري شركتهاي بزرگ، منظور من شركتهاي حاكميتي است. يعني شركتهايي كه در خدمت حاكميت و مشمول صدر اصل 44 قانون اساسي هستند.
به عنوان مثال واگذاري شركت نفت كه مربوط به معادن بزرگ مي شود. يا شركتهايي مثل پتروشيمي، مخابرات و توانير هم از جمله اين شركتها هستند. اينها مقوله هايي هستند كه سودآورند، ولي مشكل واگذاري دارند، دست كم مي توان گفت كه تا اندازه اي با مشكل واگذاري روبرو هستند. قانون اساسي در اين مورد صراحت دارد كه اين شركتها، در مالكيت عموم و در اختيار دولت هستند. لذا اگر قرار است سهام آنها واگذار شود، اين واگذاري بايد به گونه اي صورت گيرد كه دولت نظارت كامل داشته و اساساً اختيار مديريتش در دست دولت باشد. حقيقت اين است كه غير از اين شركتها، شركتهاي بزرگ ديگري هم داريم كه بتوان آنها را عرضه كرد. اما اصلي ترين بحث ما اين است كه دريافت كنندگان سهام اين شركتها، آيا به عنوان يك عضو فعال در عرصه اقتصادي قرار است فعاليت كنند و وارد شوند يا به عنوان محروماني مي خواهند كمك مالي بگيرند؟ به هر حال بايد بين اين دو مقوله تفكيك قايل شد.

در اين اقدام، آنچه كه بيشتر اهميت دارد، چگونگي توزيع سهام و اولويت بخشيدن به نيازمندان واقعي جامعه است. امري كه غفلت از آن، ماهيت عدالت محوري اين كار را از بين خواهد برد. به نظر شما چه تضميني وجود دارد كه عدالت، آن گونه كه بايد در واگذاري اين سهامها لحاظ شود؟
البته من براي عدالت، تعاريفي قايلم كه با پديده اي كه در حال اتفاق است، لزوماً همسو نيست. يعني صحبت از عدالت، بايد به شاخصهايي بازگردد كه اين شاخصها، انسانها را از آموزش و بهداشت، درمان، تغذيه، داشتن شغلي و مواردي از اين قبيل، بهره مند كند. بنابراين مي توان گفت كه اين اقدام (واگذاري سهام عدالت) مي تواند در راستاي فراهم آوردن فرصتهايي براي فقرا عمل نمايد. اگر آن طوري كه اعلام شده، اين سهام در مرحله اول به طبقات محروم، بهزيستي و كميته امداد و برخي از حقوق بگيراني كه اسمشان ثبت شده، واگذار شود، قاعدتاً مي توان گفت كه در انتظار اوليه، مشكلي پيش نخواهد آمد. دست كم مي توان گفت كه به ثبت نام شده ها و افراد زير پوشش واگذار مي شود. من در مرحله اول، خيلي نگران رانت بازيها نيستم. آنچه كه رخ مي دهد، بلافاصله بعد از واگذاري سهام است و چون نگرانيم نگاه مردم، نگاه به پول نقد است و نياز آنها هم اين نياز را تشديد مي كند، نگران عواقب اقتصادي آن هم هستيم. پس در واقع، توزيع درآمد بعد از اين موضوع به هم خواهد خورد. زيرا فقرا چيزي را به دست مي آورند، اما كساني كه خريداران اين سهام از دست مردم هستند، پولهاي بيشتري نصيب آنها خواهد شد.

آقاي سبحاني! شما معتقديد كه براي توزيع عدالت، راههاي بهتري را هم مي توان پيمود. در يك نگاه كلي، براي اينكه راه عدالت را - البته در شعبات گوناگون آن- گم نكنيم، چه مسيري را ترسيم مي كنيد؟
من عدالت را يك راه مقدس و نسبتاً طولاني مي دانم كه دست كم از دو گام بلند تشكيل شده است. گام اول، عدالت اجتماعي است كه در واقع پيش نياز و مقدمه عدالت اقتصادي است. در عدالت اجتماعي، فرصتهاي يكسان براي همه مردم جستجومي شود. در اين مقوله، دولت، مردم را به مثابه دوندگاني كه در خط اول مسابقه مي ايستند تا بدوند، در نظر مي گيرد، منتهي تلاش مي كند كه اين دونده ها، قبل از دويدن از تغذيه، استراحت و وضعيت يكساني برخوردار بوده باشند. شما اگر حساب كنيد در اين مسابقه، يكي از دوندگان استراحت كافي كرده و يا با خودروي شخصي خود به محل مسابقه آمده، ولي كس ديگري پس از هشت ساعت كار، با اتوبوس به محل مسابقه آمده، هرگز نمي توان گفت كه اين دو دونده، فرصت يكساني براي دويدن دارند، هرچند كه ممكن است استعدادهاي آنها متفاوت باشد، ولي فرصت يكساني براي مسابقه ندارند.
عدالت اجتماعي، يعني اينكه انسانها از نظر بهره مندي از آموزش، بهره مندي از بهداشت و درمان و از امكان تغذيه سالم و بالاخره افرادي هم كه به سن كار مي رسند، از زمينه اشتغال بهره مند باشند. دولت بايد عدالت اجتماعي را در اين شاخصها دنبال كند كه قابل اندازه گيري هم هست. بعد از اينكه اينها اتفاق افتاد، افراد جامعه در حق مسابقه از وضعيت يكساني به لحاظ شرايط برخوردار مي شوند. مسابقه كه شروع مي شود، مرحله عدالت اقتصادي در آنجاست. البته در مسابقه، آنهايي كه بهتر مي دوند، بايد بهتر جايزه بگيرند و اول شوند. ما در عدالت اقتصادي مي گوييم هركس كه بيشتر زحمت كشيد و تلاش كرد، بايد مزد بيشتري گرفته و بهره مندي بيشتري داشته باشد. منتهي نبايد چنين باشد كه قبل از عدالت اقتصادي، نابرابري شرايط را به آنها تحميل كنيم. دولت بايد تمام تلاشش اين باشد كه عدالت اجتماعي را دنبال كند و واقعاً بايد گفت كه جمهوري اسلامي در اين راستا گامهاي بلندي هم برداشته و در راستاي آموزش، از بين بردن درصد بي سوادي، بهداشت و تغذيه، كارهاي مفيدي صورت گرفته است. مشكلاتي كه ما داريم، از اين ناحيه است كه ما براي آموزش پول خرج كرده ايم، ولي ندانسته ايم براي چه آموزشي؟ در نتيجه ميليونها دانش آموخته داريم كه با بازار كار، جفت و جور نمي شوند.
كه البته در بعضي جاها هم جوابهايي گرفته ايم. بنابراين دولت در راستاي تعميق عدالت، بايد به فراهم كردن فرصت فكر كند. بعد از آن افراد متناسب با استعداد و تلاششان درآمد دارند و دولت از درآمد آنها بايد ماليات بگيرد و آن ماليات را صرف همين زمينه سازي براي نسلهاي بعدي يا همين نسل كند. خيلي ضرورت ندارد كه در امور مردم دخالت شود. و نبايد استعدادي به خاطر نداشتن، پژمرده شود. به هر حال هركس به مدارس دولتي نخواست بيايد، نيايد. ولي بايد توجه داشت كه مدرسه دولتي بايد بهترين كيفيت را داشته باشد و آنهايي كه به اين مدارس مي آيند، نبايد در آنجا دچار افت تحصيلي شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 13:14  توسط داداش  | 

 
Introduction
The subject of this short course is proposal writing. But the proposal does not stand alone. It must be part of a process of planning and of research on, outreach to, and cultivation of potential foundation and corporate donors.

This process is grounded in the conviction that a partnership should develop between the nonprofit and the donor. When you spend a great deal of your time seeking money, it is hard to remember that it can also be difficult to give money away. In fact, the dollars contributed by a foundation or corporation have no value until they are attached to solid programs in the nonprofit sector.

This truly is an ideal partnership. The nonprofits have the ideas and the capacity to solve problems, but no dollars with which to implement them. The foundations and corporations have the financial resources but not the other resources needed to create programs. Bring the two together effectively, and the result is a dynamic collaboration.

You need to follow a step-by-step process in the search for private dollars. It takes time and persistence to succeed. After you have written a proposal, it could take as long as a year to obtain the funds needed to carry it out. And even a perfectly written proposal submitted to the right prospect might be rejected for any number of reasons.

Raising funds is an investment in the future. Your aim should be to build a network of foundation and corporate funders, many of which give small gifts on a fairly steady basis and a few of which give large, periodic grants. By doggedly pursuing the various steps of the process, each year you can retain most of your regular supporters and strike a balance with the comings and goings of larger donors.

The recommended process is not a formula to be rigidly adhered to. It is a suggested approach that can be adapted to fit the needs of any nonprofit and the peculiarities of each situation. Fundraising is an art as well as a science. You must bring your own creativity to it and remain flexible.

-------------------------------------------------------------------------------

Gathering Background Information
The first thing you will need to do in writing your proposal is to gather the documentation for it. You will require background documentation in three areas: concept, program, and expenses.

 If all of this information is not readily available to you, determine who will help you gather each type of information. If you are part of a small nonprofit with no staff, a knowledgeable board member will be the logical choice. If you are in a larger agency, there should be program and financial support staff who can help you. Once you know with whom to talk, identify the questions to ask.

This data-gathering process makes the actual writing much easier. And by involving other stakeholders in the process, it also helps key people within your agency seriously consider the project's value to the organization.

Concept
It is important that you have a good sense of how the project fits with the philosophy and mission of your agency. The need that the proposal is addressing must also be documented. These concepts must be well-articulated in the proposal. Funders want to know that a project reinforces the overall direction of an organization, and they may need to be convinced that the case for the project is compelling. You should collect background data on your organization and on the need to be addressed so that your arguments are well-documented.

Program
Here is a check list of the program information you require:

the nature of the project and how it will be conducted;
the timetable for the project;
the anticipated outcomes and how best to evaluate the results; and
staffing and volunteer needs, including deployment of existing staff and new hires.
Expenses
You will not be able to pin down all the expenses associated with the project until the program details and timing have been worked out. Thus, the main financial data gathering takes place after the narrative part of the master proposal has been written. However, at this stage you do need to sketch out the broad outlines of the budget to be sure that the costs are in reasonable proportion to the outcomes you anticipate. If it appears that the costs will be prohibitive, even with a foundation grant, you should then scale back your plans or adjust them to remove the least cost-effective expenditures.
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 The Executive Summary
 This first page of the proposal is the most important section of the entire document. Here you will provide the reader with a snapshot of what is to follow. Specifically, it summarizes all of the key information and is a sales document designed to convince the reader that this project should be considered for support. Be certain to include: 

Problem
A brief statement of the problem or need your agency has recognized and is prepared to address (one or two paragraphs).

Solution
A short description of the project, including what will take place and how many people will benefit from the program, how and where it will operate, for how long, and who will staff it (one or two paragraphs). 

Funding requirements
An explanation of the amount of grant money required for the project and what your plans are for funding it in the future (one paragraph). 

Organization and its expertise
A brief statement of the history, purpose, and activities of your agency, emphasizing its capacity to carry out this proposal (one paragraph).
 
-------------------------------------------------------------------------------


 The Statement of Need
If the grants decision-maker reads beyond the executive summary, you have successfully piqued his or her interest. Your next task is to build on this initial interest in your project by enabling the funder to understand the problem that the project will remedy.

The statement of need will enable the reader to learn more about the issues. It presents the facts and evidence that support the need for the project and establishes that your nonprofit understands the problems and therefore can reasonably address them. The information used to support the case can come from authorities in the field, as well as from your agency's own experience.

You want the need section to be succinct, yet persuasive. Like a good debater, you must assemble all the arguments. Then present them in a logical sequence that will readily convince the reader of their importance. As you marshal your arguments, consider the following six points.

First, decide which facts or statistics best support the project. Be sure the data you present are accurate. There are few things more embarrassing than to have the funder tell you that your information is out of date or incorrect. Information that is too generic or broad will not help you develop a winning argument for your project. Information that does not relate to your organization or the project you are presenting will cause the funder to question the entire proposal. There also should be a balance between the information presented and the scale of the program.

Second, give the reader hope. The picture you paint should not be so grim that the solution appears hopeless. The funder will wonder whether an investment in your solution would be worthwhile. Here's an example of a solid statement of need: "Breast cancer kills. But statistics prove that regular check-ups catch most breast cancer in the early stages, reducing the likelihood of death. Hence, a program to encourage preventive check-ups will reduce the risk of death due to breast cancer." Avoid overstatement and overly emotional appeals.

Third, decide if you want to put your project forward as a model. This approach could expand the base of potential funders. But serving as a model works only for certain types of projects. Don't try to make this argument if it doesn't really fit. Funders may well expect your agency to follow through with a replication plan if you present your project as a model.

If the decision about a model is affirmative, you should document how the problem you are addressing occurs in other communities. Be sure to explain how your solution could be a solution for others as well.

Fourth, determine whether it is reasonable to portray the need as acute. You are asking the funder to pay more attention to your proposal because either the problem you address is worse than others or the solution you propose makes more sense than others. Here is an example of a balanced but weighty statement: "Drug abuse is a national problem. Each day, children all over the country die from drug overdose. In the South Bronx the problem is worse. More children die here than any place else. It is an epidemic. Hence, our drug prevention program is needed more in the South Bronx than in any other part of the city."

Fifth, decide whether you can demonstrate that your program addresses the need differently or better than other projects that preceded it. It is often difficult to describe the need for your project without being critical of the competition. But you must be careful to do so. Being critical of other nonprofits will not be well received by the funder. It may cause the funder to look more carefully at your own project to see why you felt you had to build your case by demeaning others. The funder may have invested in these other projects or may begin to consider them, now that you have brought them to the funder's attention.

If possible, you should make it clear that you are cognizant of, and on good terms with, others doing work in your field. Keep in mind that today's funders are very interested in collaboration. They may even ask why you are not collaborating with those you view as key competitors. So at the least you need to describe how your work complements, but does not duplicate, the work of others.

Sixth, avoid circular reasoning. In circular reasoning, you present the absence of your solution as the actual problem. Then your solution is offered as the way to solve the problem. For example, the circular reasoning for building a community swimming pool might go like this: "The problem is that we have no pool in our community. Building a pool will solve the problem." A more persuasive case would cite what a pool has meant to a neighboring community, permitting it to offer recreation, exercise, and physical therapy programs. The statement might refer to a survey that underscores the target audience's planned usage of the facility and conclude with the connection between the proposed usage and potential benefits to enhance life in the community for audiences the funder cares about.

The statement of need does not have to be long and involved. Short, concise information captures the reader's attention.

-------------------------------------------------------------------------------

 

 This section of your proposal should have five subsections: objectives, methods, staffing/administration, evaluation, and sustainability. Together, objectives and methods dictate staffing and administrative requirements. They then become the focus of the evaluation to assess the results of the project. The project's sustainability flows directly from its success, hence its ability to attract other support. Taken together, the five subsections present an interlocking picture of the total project.

Objectives
Objectives are the measurable outcomes of the program. They define your methods. Your objectives must be tangible, specific, concrete, measurable, and achievable in a specified time period. Grantseekers often confuse objectives with goals, which are conceptual and more abstract. For the purpose of illustration, here is the goal of a project with a subsidiary objective:

Goal: Our after-school program will help children read better.

Objective: Our after-school remedial education program will assist 50 children in improving their reading scores by one grade level as demonstrated by standardized reading tests administered after participating in the program for six months.

The goal in this case is abstract: improving reading, while the objective is much more specific. It is achievable in the short term (six months) and measurable (improving 50 children's reading scores by one grade level).

With competition for dollars so great, well-articulated objectives are increasingly critical to a proposal's success.

Using a different example, there are at least four types of objectives:
 Behavioral - A human action is anticipated.

Example: Fifty of the 70 children participating will learn to swim.

Performance - A specific time frame within which a behavior will occur, at an expected proficiency level, is expected.

Example: Fifty of the 70 children will learn to swim within six months and will pass a basic swimming proficiency test administered by a Red Cross-certified lifeguard.

Process - The manner in which something occurs is an end in itself.

Example: We will document the teaching methods utilized, identifying those with the greatest success.

Product - A tangible item results.

Example: A manual will be created to be used in teaching swimming to this age and proficiency group in the future. 


In any given proposal, you will find yourself setting forth one or more of these types of objectives, depending on the nature of your project. Be certain to present the objectives very clearly. Make sure that they do not become lost in verbiage and that they stand out on the page. You might, for example, use numbers, bullets, or indentations to denote the objectives in the text. Above all, be realistic in setting objectives. Don't promise what you can't deliver. Remember, the funder will want to be told in the final report that the project
-------------------------------------------------------------------------------

 

By means of the objectives, you have explained to the funder what will be achieved by the project. The methods section describes the specific activities that will take place to achieve the objectives. It might be helpful to divide our discussion of methods into the following: how, when, and why.

How: This is the detailed description of what will occur from the time the project begins until it is completed. Your methods should match the previously stated objectives.

When: The methods section should present the order and timing for the tasks. It might make sense to provide a timetable so that the grants decision-maker does not have to map out the sequencing on his or her own. The timetable tells the reader "when" and provides another summary of the project that supports the rest of the methods section.

Why: You may need to defend your chosen methods, especially if they are new or unorthodox. Why will the planned work most effectively lead to the outcomes you anticipate? You can answer this question in a number of ways, including using expert testimony and examples of other projects that work.

The methods section enables the reader to visualize the implementation of the project. It should convince the reader that your agency knows what it is doing, thereby establishing its

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:50  توسط داداش  | 

یه سری آدما کشته میشن چون که خرند

یه سری آدما کشته میشن چون که خر نیستند

یه سری آدما محکومند چون زبونشون کوتاهه

یه سری آدما محکومند چون زبونشون درازه

یه سری آدما را دوست نداریم چون خنگند

یه سری آدما را دوست نداریم چون باهوشند

یه سری آدما سنگینند چون وزنشون زیاده

یه سری آدما سنگینند چون اینجوری جذاب ترند

یه سری آدما بی محبتند چون محبت ندیدند

یه سری آدما بی محبتند چون محبت دیدند

یه سری آدما خود درگیرند چون با خودشون درگیرند

یه سری آدما خود درگیرند چون با دیگران درگیرند

یه سری آدما ترسواند چون ترس را دیدند

یه سری آدما ترسواند چون ترس را ندیدند

یه سری آدما باید بد باشند چون بدی ندیدند

یه سری آدما باید بد باشند چون بدی دیدند

یه سری آدما باید بروند چون ارزش موندن ندارند

یه سری آدما باید بروند چون ارزش موندن دارند

یه سری آدما سکوت میکنند چون حرفی برای گفتن ندارند

یه سری آدما سکوت میکنند چون حرف برای گفتن خیلی دارند

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:58  توسط داداش  | 

Click here for Online Auction Abbreviations
Abbreviation Meaning
? I have a question
? I don't understand what you mean
@TEOTD At the end of the day
.02 My (or your) two cents worth
143 I love you
2G2BT Too good to be true
2MI Too much information
404 I don't know
411 Meaning "information"
420 Lets get high
420 Meaning "Marijuana"
4COL For crying out loud
4EAE Forever and ever
 

 A

A3 Anytime, anywhere, anyplace
AAF As a matter of fact
AAK Asleep at keyboard
AAMOF As a matter of fact
AAMOI As a matter of interest
AAP Always a pleasure
AAR At any rate
AAS Alive and smiling
ACK Acknowledge
ADD Address
ADN Any day now
ADR Address
AEAP As early as possible
AFAIK As far as I know
AFK Away from keyboard
AFPOE A fresh pair of eyes
AIGHT Alright
AISB As it should be
AISI As I see it
AKA Also known as
ALCON All concerned
AML All my love
AOTA All of the above
ASAP As soon as possible
A/S/L Age/sex/location
ASL Age/sex/location
ASLA Age/sex/location/availability
AT At your terminal
ATM At the moment
ATSL Along the same line(s)
AWC After awhile crocodile
AWOL Away without leaving
AYEC At your earliest convenience
AYOR At your own risk
AYSOS Are you stupid or something
AYTMTB And you're telling me this because
 

 B

B/F Boyfriend
B4 Before
B4N Bye for now
BAK Back at keyboard
BAU Business as usual
BB Be back
BBIAF Be back in a few
BBIAM Be back in a minute
BBIAS Be back in a sec
BBL Be back later
BBS Be back soon
BBT Be back tomorrow
BC Because
BCNU Be seeing you
BCOS Because
BF Best friend
BDN Big darn number
BFN Bye for now
BG Big grin
BGWM Be gentle with me
BFD Big freaking deal
BFG Big  freaking grin
BIF Before I forget
BION Believe it or not
BIOYN Blow it out your nose
BLNT Better luck next time
BM&Y Between me and you
BOL Best of luck
BOOMS Bored out of my skull
BPLM Big person little mind
BRB Be right back
BRT Be right there
BTA But then again
BTDT Been there, done that
BTW By the way
 
 C
C&G Chuckle & grin
CID Crying in disgrace
CMIIW Correct me if I'm wrong
CMON Come on
COB Close of business
COS Because
C/P Cross post
CR8 Create
CRB Come right back
CRBT Crying really big tears
CU See you too
CU See you
CU2 See you
CUA See you around
CUL See you later
CULA See you later alligator
CUL8R See you later
CWYL Chat with you later
CYA See ya
CYO See you online
 
 D
D/L Download
DL Download
DEGT Don't even go there
DIIK Darned if I know
DIKU Do I know you?
DM Doesn't matter
DQMOT Don't quote me on this
DTS Don't think so
DV8 Deviate
 
 E
EBKAC Error between keyboard and chair
EF4T Effort
EG Evil grin
EMA E-mail address
EMFBI Excuse me for butting in
EMSG E-mail message
ENUF Enough
EOD End of day
EOL End of life
EOM End of message
EVA Ever
EZY Easy
 
 F
F2F Face to face
F2T Free to talk
FBM Fine by me
FC Fingers crossed
FICCL Frankly I couldn't care a less
FISH First in, still here
FOMC Falling off my chair
FOMCL Falling off my chair laughing
FITB Fill in the blank
FRT For real though
FUBAR Fouled up beyond all recognition
FUBB Fouled up beyond belief
FWIW For what it's worth
FYEO For your eyes only
FYA For your amusement
FYI For your information
 
 G
G Grin
G Giggle
G/F Girlfriend
G2CU Good to see you
G2G Got to go
G2R Got to run
G9 Genius
GA Go ahead
GAL Get a life
GB Goodbye
GBU God bless you
GDR Grinning, ducking, and running
GD/R Grinning, ducking, and running
GFI Go for it
GFN Gone for now
GG Gotta Go
GG Good Game
GGP Got to go pee
GIAR Give it a rest
GIGO Garbage in, garbage out
GJ Good job
GL Good luck
GL/HF Good luck, have fun
GLNG Good luck next game
GMTA Great minds think alike
GN Good night
GOI Get over it
GOL Giggling out loud
GR8 Great
GR&D Grinning, running and ducking
GT Good try
GTG Got to go
GTRM Going to read mail
 
 H
H&K Hugs & kisses
H2CUS Hope to see you soon
H8 Hate
HAGN Have a good night
HAGO Have a good one
HAND Have a nice day
HF Have fun
HHIS Head hanging in shame
HOAS Hold on a second
HRU How are you?
HTH Hope this helps
HV Have
 
 I
IAC In any case
IANAL I am not a lawyer
IB I'm back
IB I'm back
IC I see
ICAM I couldn't agree more
ICBW It could be worse
IDK I don't know
IDTS I don't think so
IDUNNO I don't know
IG2R I got to run
IIRC If I remember correctly
ILBL8 I'll be late
ILU I love you
ILY I love you
IM Instant message
IMHO In my humble opinion
IMNSHO In my not so humble opinion
IMO In my opinion
IMS I am sorry
INAL I'm not a lawyer
IOW In other words
IRL In real life
IRMC I rest my case
IUSS If you say so
IYKWIM If you know what I mean
IYO In your opinion
IYSS If you say so
 
 J
j00r Your
JAC Just a sec
JIC Just in case
JJA Just joking around
JK Just kidding
JMO Just my opinion
JP Just playing
 
 K
K8T Katie
k/b Keyboard
KB Keyboard
KISS Keep it simple, stupid
KIT Keep in touch
KOC Kiss on cheek
KOTC Kiss on the cheek
KOTL Kiss on the lips
KNIM Know what I mean?
KPC Keeping parents clueless
 
 L
l33t Leet, meaning "elite"
L8R Later
LD Later, dude / Long distance
LEMENO Let me know
LERK Leaving easy reach of keyboard
LGH Lets get high
LMAO Laughing my a** off
LOL Laughing out loud
LTM Laugh to myself
LTNS Long time no see
LQTM Laughing quietly to myself
LYLAS Love you like a sis
 
 M
M8 Mate
MFI Mad for it
MorF Male or female?
MOS Mother over shoulder
MSG Message
MTF More to follow
MTFBWU May the force be with you
MUAH Multiple unsuccessful attempts (at/to) humor
MUSM Miss you so much
MYOB Mind your own business
 


 

Abbreviation Meaning
  N
n00b Newbie
N1 Nice one
NBD No big deal
NE Any
NE1 Anyone
NFM None for me / Not for me
NIFOC Naked in front of computer
NIMBY Not in my back yard
NLT No later than
NM Nothing much / Never mind
NMH Not much here
NO1 No one
NOYB None of your business
NP No problem
NRN No response/reply necessary
NVM Never mind
NW No way
NW) No way out
 
 O
OIC Oh, I see
OMG Oh my God
OMW On my way
OO Over and out
OOH Out of here
OOTD One of these days
OP On phone
OTB Off to bed
OTFL On the floor laughing
OTL Out to lunch
OTOH On the other hand
OTT Over the top
OTTOMH Off the top of my head
OTW Off to work
OVA Over
 
 P
PCM Please call me
PDQ Pretty darn quick
PLMK Please let me know
PLS Please
PLU People like us
PLZ Please
PM Private Message
PMFI Pardon me for interrupting
PMFJI Pardon me for jumping in
PMSL Pee myself laughing
POAHF Put on a happy face
POS Parent over shoulder
PPL People
PROLLY Probably
PRT Party
PRW People/parents are watching
PTL Praise the Lord
PTMM Please tell me more
PXT Please explain that
PU That stinks!
PZ Peace
 
 Q
Q Queue
QIK Quick
QT Cutie
 
 R
RL Real life
RME Rolling my eyes
ROFL Rolling on floor laughing
ROTFL Rolling on the floor laughing
ROTFLUTS Rolling on the floor laughing unable to speak
RSN Real soon now
RTFM Read the freaking manual
RUOK Are you okay?
 
 S
SAL Such a laugh
SC Stay cool
SETE Smiling Ear-to-Ear
SICNR Sorry, I could not resist
SIG2R Sorry, I got to run
SIS Snickering in silence
SIT Stay in touch
SLAP Sounds like a plan
SMHID Scratching my head in disbelief
SNAFU Situation normal all fouled up
SO Significant other
SOL Sooner or later
SOMY Sick of me yet?
SOTMG Short of time, must go
SOWN Someone with me
SPK Speak
SRSLY Seriously
SPST Same place, same time
SRY Sorry
SS So sorry
SSDD Same stuff, different day
SSIF So stupid it's funny
SSINF So stupid it's not funny
STR8 Straight
STW Search the Web
SUITM See you in the morning
SUL See you later
SUP What's up?
SWMBO She who must be obeyed. Meaning wife or partner
SYL See you later
 
 T
T+ Think positive
TA Thanks a lot
TAFN That's all for now
TAM Tomorrow a.m.
TBC To be continued
TBD To be determined
TBH To be honest
TC Take care
TGIF Thank God it's Friday
THX Thanks
THNX Thanks
THNQ Thank-you
TIA Thanks in advance
TIAD Tomorrow is another day
TIC Tongue-in-cheek
TLK2UL8R Talk to you later
TMB Text me back
TMI Too much information
TMOT Trust me on this
TMWFI Take my word for it
TNSTAAFL There's no such thing as a free lunch
TOJ Tears of joy
TPM Tomorrow p.m.
TPTB The powers that be
TSTB The sooner, the better
TTFN Ta ta for now
TTTT These things take time
TTYAFN Talk to you awhile from now
TTYL Talk to you later
TTYS Talk to you soon
TU Thank you
TY Thank you
TYT Take your time
TYVM Thank you very much
 
 U
UCMU You crack me up
UFN Until further notice
UGTBK You've got to be kidding
UKTR You know that's right
UL Upload
UR Your / You're
UV Unpleasant visual
UW You're welcome
 
 V
VEG Very evil grin
VFM Value for money
VGC Very good condition
VIP Very important person
VM Voice mail
VSF Very sad face
 
 W
w/ With
WAM Wait a minute
WAN2TLK Want to talk
WAYF Where are you from?
W/B Write back
WB Welcome back
WC Who cares
WCA Who cares anyway
WIBNI Wouldn't it be nice if
WDALYIC Who died and left you in charge
WDYK What do you know?
WDYT What do you think?
WIIFM What's in it for me?
WISP Winning is so pleasurable
WITW What in the world
WIU Wrap it up
WK Week
WKD Weekend
WRT With regard to
WOMBAT Waste of money, brains and time
WRK Work
WRUD What are you doing?
WTB Wanted to buy
WTF What the **** ?
WTG Way to go
WTH What the heck?
WU? What's up?
WUCIWUG What you see is what you get
WUF? Where are you from?
WWJD What would Jesus do?
WWYC Write when you can
WYLEI When you least expect it
WYSIWYG What you see is what you get
 
 X
X Kiss
XOXOXO Hugs & Kisses
XLNT Excellent
 
 Y
YA Your
YBIC Your brother in Christ
YBS You'll be sorry
YCMU You crack me up
YF Wife
YGBKM You've got to be kidding me
YIU Yes, I understand
YKWYCD You know what you can do
YMMV Your mileage may vary
YR Your
YR Yeah right
YRYOCC You're running your own cuckoo clock
YSIC Your sister in Christ
YSYD Yeah sure you do
YT You there?
YW You're welcome
YWHNB Yes, we have no bananas
 
 Z
ZZZZ Sleeping (or bored)
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:29  توسط داداش  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 14:55  توسط داداش  |